مقالات فصلنامه ها

كاربرد رنگ‌ ها در آثار هنري با توجه به آثار روان‌شناختي آن‌ها

فصلنامه های رشد - د, 1397/03/07 - 12:54
امروزه در روان‌شناسي نوين رنگ و رنگ‌ ها يكي از معيارهاي سنجش شخصيت به شمار مي‌ آيند؛ چرا كه هر يك از آن‌ها تأثير خاص روحي و جسمي در يك فرد مي‌ گذارد. فصلنامه رشد آموزش هنر در مقاله‌ اي به بررسي كاربرد رنگ‌ ها در آثار هنري با توجه به آثار روان‌شناختي آن‌ ها پرداخته است.

ارزشیابی کارایی بیرونی برنامه های درسی رشته های منتخب شاخه های فنی وحرفه ای و کاردانش: وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان پسر

پژوهش حاضر با هدف تعیین کارایی بیرونی رشته های منتخب شاخه های فنی وحرفه ای و کاردانش انجام شد. برای انجام پژوهش 400 فارغ التحصیل رشته های الکتروتکنیک، برق صنعتی، حسابداریِ بازرگانی و حسابداریِ مالی استان تهران به صورت تصادفی چندمرحله ای انتخاب و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسش نامة محقق ساخته و مصاحبه گردآروی شد و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. این تحقیق از نوع پژوهش ارزشیابی است. یافته ها نشان می دهد که بر اساس تعریف مرکز آمار، 82 درصد فارغ التحصیلان شاغل و 18 درصد آنان بیکارند. با توجه به پایین بودن شانس اشتغال دیپلمه ها، اغلب فارغ التحصیلان فنی وحرفه ای و کاردانش ترجیح می دهند به تحصیل ادامه دهند. دو سوم شاغلان در مشاغل غیرمرتبط اشتغال دارند. مشاغل بیشتر افراد آزاد و در زمینه های خرید و فروش و بخش خدمات است، یعنی رابطة معناداری بین تحصیلات و اشتغال وجود ندارد. اغلب شاغلان روزمزد، ماهیانه و قراردادی هستند. اکثر آنان شغل خود را از طریق مداخلة دوستان و آشنایان پیدا کرده اند و یا در کسب و کارهای خانوادگی و بستگان شاغل شده اند. کارورزی و کارآموزی به خوبی انجام نمی شود و نقش مؤثری در اشتغال ندارد. فارغ التحصیلان مورد مطالعه بیکاری و اشتغال غیرمرتبط را بیشتر ناشی از کم بودن فرصت های شغلی و نداشتن آموزش عملی کافی و متناسب با نیاز بازار کار دانسته اند. به نظر می رسد برنامه های درسی مورد مطالعه کارایی قابل قبولی از نظر اشتغال به ویژه اشتغال مرتبط و مسائل مربوط به آن ندارد.

ارائة مدل مفهومی ارتباط فلسفه برای کودکان (با تأکید بر بُعد تفکر مراقبتی) و هوش هیجانی

با آنکه برخی از محققان، ارتباط میان فلسفه برای کودکان و هوش هیجانی را نشان داده اند، کیفیت این ارتباط در هیچ تحقیقی مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. هدف نویسندگان در این پژوهش، ارائة یک مدل مفهومی به منظور نشان دادن ارتباط فبک (با تأکید بر بعد تفکر مراقبتی) و هوش هیجانی است. روش مورد استفاده جهت تحقق این هدف، روش تحلیل محتوای کیفی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تفکر مراقبتی، به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فبک، واجد ابعاد شناختی (شامل تفکر عاطفی و تفکر هنجاری)، عاطفی (شامل تفکر همدلانه، تفکر مبتنی بر قدرشناسی و تفکر عاطفی) و عملی (شامل تفکر فعال) است و فعالیت هایی چون تعریف و تمییز واژه ها و مفاهیم هیجانی، تجربة هیجانات مختلف، کاوش در مورد هیجانات، بررسی ارتباط هیجانات با قضاوت ها، رویکردها و موقعیت ها، بذل توجه و ارزش گذاری، همدلی، تجارب اخلاقی و اجتماعی، حمایت عاطفی و تسهیلگری را شامل می شود که با توانایی های مربوط به قلمروهای چهارگانة هوش هیجانی (یعنی درک و بیان هیجانات، تسهیل تفکر از طریق هیجانات، فهم عواطف و تنظیم مؤثر عواطف) هم سو هستند؛ به طوری که به موازات پرورش تفکر مراقبتی، توانایی های مربوط به قلمروهای هوش هیجانی پرورش نیز می یابند. لذا پیشنهاد می شود در بهره گیری از برنامة فبک، از اکتفای صرف به هدف پرورش تفکر پرهیز شود و در موقعیت هایی که پرورش ابعاد هوش هیجانی مد نظر است این برنامه نیز مورد عنایت قرار گیرد.

اعتبار سازی ابزار با استفاده از نظریه های فعالیت و پرسش و پاسخ برای ارزشیابی درک دانش آموزان از دست ورزی های مجازی در یادگیری ریاضی

پدیدۀ تکنولوژی های جدید، دست ورزی های فیزیکی را، که مدل هایی ملموس برای بازنمایی مفاهیم هستند، جایگزین دست ورزی های مجازی کرده است که بسیاری از فراگیران و معلمان آن ها را در کلاس های ریاضی سودمند می دانند. مطالعة حاضر، انگیزۀ دانش آموزان را برای کار با دست ورزی های مجازی، به عنوان ابزارهایی در آموزش ریاضی، بررسی کرده است. از «نظریۀ فعالیت» برای تهیۀ ابزار چندمؤلفه ای، برای انجام پیمایشی در خصوص دست ورزی های مجازی در آموزش ریاضی، استفاده شد. در پیمایش 442 نفر دانش آموز دبیرستانی، به منظور آزمون کردن درک آن ها از ویژگی های مختلف این دست ورزی ها شرکت داده شدند. با استفاده از مدل مقیاس رتبه بندی راش اندریچ بر اساس نظریة پرسش پاسخ، جنبه های روان سنجی ابزار ازجمله قابل قبول بودن نشانگر، توانایی فراگیر، برازش و تک بعدی بودن بررسی شد و ابزاری رواشده برای اندازه گیری انگیزة دانش آموزان در استفاده از دست ورزی های مجازی تهیه شد. این ابزار می تواند برای پیدا کردن عواملی به کار رود که درک دانش آموزان از دست ورزی های مجازی را در کلاس ریاضی نشان می دهد. همچنین با استفاده از این ابزار می توان روابط بین سازه های این پرسش نامه را بررسی کرد که با تولید مدل هایی در خصوص انگیزۀ دانش آموزان برای استفاده از دست ورزی های مجازی می تواند علاوه بر گسترش مرز دانش در این حوزه، کیفیت فرآیند یاددهی و یادگیری ریاضی را ارتقا دهد.

تدوین الگوی شایستگی های دبیران دبیرستان های دولتی ایران

هدف این پژوهش طراحی الگوی شایستگی دبیران دبیرستان های دولتی ایران است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، پژوهشی است توسعه ای و ازنظر راهبرد و روش تحقیقی ترکیبی از نوع اکتشافی است. مواد و محتوای این تحقیق در مرحلة کیفی عبارت است از داده های حاصل از مصاحبه ها و جامعة آماری پژوهش در مرحلة کیفی، شامل چهار گروه خبرگان علمی، مدیران مناطق آموزش وپرورش، مدیران دبیرستان ها و دبیران دبیرستان های دولتی، و در مرحله کمّی نیز شامل دبیران و مدیران دبیرستان های دولتی مستقر در شهر تهران است. حجم نمونه در مرحلة کیفی 23 نفر و در مرحلة کمی 350 نفر بود. اعضای نمونه در مرحلة کیفی از طریق نمونه گیری هدفمند و در مرحلة کمیّ از طریق نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش، مصاحبة عمیق و پرسش نامة محقق ساخته، شامل 75 گویه و یک سؤال باز پاسخ، با پایایی 95/. بود. داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد تحلیل قرار گرفت، یافته های حاصل از تحلیل داده های کیفی، با استفاده از روش دلفی به تأیید مصاحبه شوندگان رسید. تحلیل داده های حاصل از پرسش نامه با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، واریانس، انحراف معیار و رسم نمودار) و آمار استنباطی شامل آزمون های آماری کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون کای دو، کروسکال والیس، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب رگرسیون چندمتغیره صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی شایستگی دبیران دبیرستان های دولتی ایران دربردارندة 71 مؤلفة شایستگی است که در قالب هشت عامل با توجه به ضرایب اهمیت شامل توانایی ها، مهارت، ویژگی های اخلاقی، نگرش، ویژگی های شخصیتی، اعتبار، دانش و بینش بودند. از نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که مهم ترین شایستگی های یک دبیر برخورداری او از توانایی ها و مهارت های لازم برای انجام وظایف و مسئولیت های حرفه ای خویش است.

آموزش به زبان مادری در نظام آموزش رسمی کشور: فرصت یا تهدید؟

در این مطالعه کیفی، فرصت ها و تهدیدهای آموزش به زبان مادری در نظام آموزش رسمی کشور از دیدگاه متخصصان و مسئولان مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مصاحبه هایی نیمه ساختارمند با استادان رشته های زبان شناسی، علوم تربیتی و روان شناسی و نیز با مسئولان آموزش وپرورش استان کرمانشاه، به شیوۀ هدفمند، به عمل آمد. همچنین 18 مقاله، چهار کتاب و پنج پایان نامه در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت و تحلیل ها تا حد اشباع ادامه یافت. واحد ثبت در این پژوهش «مضمون» در نظر گرفته شد. برای اطمینان از روایی یافته ها از روش «بررسی توسط اعضا» استفاده شد و برای تعیین پایایی، روش پایایی «توافق بین دو کدگذار» به کار گرفته شد. در انتهای تحلیل محتوای استقرایی و با مقایسه مستمر کدهای به دست آمده مشخص شد: متخصصان چهار مقولة رشد شناختی، بهداشت روانی، وحدت ملی و گسترش دموکراسی را مهم ترین فرصت های آموزش به زبان مادری می دانند، مسئولان نیز تحقق توسعه، بهبود عملکرد تحصیلی و پرورش نیروی انسانی را فرصت ها و فقر منابع زبانی را تهدید آموزش به زبان مادری برشمردند. نتایج این پژوهش دربردارندة نکات ارزشمندی از فواید آموزش به زبان مادری برای سیاست گذاران آموزشی در کشور می باشد.

تمایزگذاری دانش آموزان با رفتارهای استرس زای بالا و پایین بر اساس مؤلفه های طرح واره های ناسازگار اولیه و عملکرد خانواده

بدرفتاری های دانش آموزان در کلاس های درس می تواند بر اثربخشی فرایند یاددهی - یادگیری تأثیر مهمی داشته باشد. تشخیص عوامل مرتبط با این رفتارها اولین گام در تلاش برای طراحی هر برنامۀ اصلاحی است. این پژوهش با هدف تمایزگذاری دانش آموزان با رفتارهای استرس زای بالا و پایین بر اساس مؤلفه های طرح واره های ناسازگار اولیه و عملکرد خانواده انجام شد. رویکرد پژوهشی مبتنی بر فرد بود و از تجزیة تابع تشخیص برای این تمایزگذاری استفاده شد. گروهی از دانش آموزان با رفتارهای استرس زای بالا (62=n) و پایین (55=n) بر اساس نقاط برش چارک های اول و سوم پرسش نامة رفتارهای استرس زای دانش آموزان از یک گروه 360 نفری از دانش آموزان دختر پایۀ دهم شهر تبریز انتخاب شدند. برای اندازه گیری دو متغیر پیش بین از پرسش نامة طرح واره های ناسازگار اولیه و پرسش نامة سنجش عملکرد خانواده استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که دانش آموزان با رفتارهای استرس زای بالا در تمام مؤلفه های طرح واره های ناسازگار اولیه و عملکرد خانواده میانگین های بالاتری دارند. نتایج تابع تشخیص منجر به یک تابع تشخیصی معنادار با توان تشخیص متوسط شد که بر اساس آن مؤلفۀ حل مشکل بالاترین توان را داشت. بر اساس این تابع تشخیص در حدود 75 درصد از دانش آموزان به درستی در گروه های اولیه خود جایگزین شده اند. یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به مؤلفه های خانوادگی و طرح واره های دانش آموزان بر بدرفتاری های آن ها تأکید می کند.

 

مقایسة دانش آموزان با خوشه های مختلف عاطفة تحصیلی از لحاظ فرسودگی تحصیلی

پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت خوشه های دانش آموزان در مؤلفه های جهت گیری هدف، استرس تحصیلی، خودکارآمدی و انگیزة پیشرفت در فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دوم متوسطه شهر تبریز به اجرا درآمده است. جامعۀ آماری این پژوهش کلیۀ دانش آموزان دختر و پسر دورۀ دوم متوسطۀ شهر تبریز در سال تحصیلی 94-93 بودند. از این جامعه نمونه ای به تعداد 375 نفر بر مبنای برآورد از جدول کرجسی و مورگان به شیوۀ نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. پرسش نامۀ خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران، پرسش نامۀ انگیزش پیشرفت هرمنس، پرسش نامۀ استرس تحصیلی، پرسش نامۀ هدف پیشرفت کریستوفر واز و پرسش نامۀ فرسودگی تحصیلی کوهن برسو و همکاران ابزارهای پژوهش بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل خوشه ای و MANOVA استفاده گردید. نتیجة این تحلیل منجر به کشف دو خوشه از دانش آموزان شد: اولین خوشۀ به دست آمده شامل دانش آموزانی با نمرات پایین در تسلط طلبی، خودکارآمدی، انگیزۀ پیشرفت و نمرات بالا در عملکرد گرایشی، اجتناب از تکلیف و استرس تحصیلی می باشند که این خوشه، خوشۀ عواطف منفی نامیده شد. خوشۀ دوم دارای نمرات پایین در عملکرد گرایشی، عملکردگریزی، اجتناب از تکلیف و استرس تحصیلی بود درحالی که نمرات بالایی در تسلط طلبی، خودکارآمدی و انگیزۀ پیشرفت داشتند. این خوشه، خوشۀ عواطف مثبت نامیده شد. نتایج پژوهش نشان داد که فرسودگی تحصیلی دانش آموزان خوشۀ با عواطف منفی به معناداری بیشتر از دانش آموزان خوشۀ عواطف مثبت است. توصیه می شود با شناسایی فرسودگی تحصیلی و عوامل تأثیرگذار بر آن در دوره ها و سنین پایین تر اقدامات کنترلی متناسبی انجام گیرد.

مهندسي معكوس و كاربرد آن در آموزش مهارت‌ هاي عملي

فصلنامه های رشد - چ, 1397/02/26 - 07:37
از جمله مباحث نوين آموزش، آموزش به شيوه مهندسي معكوس است. فصلنامه رشد آموزش فني‌ و حرفه‌اي و كاردانش در مقاله‌ اي به قلم فرخ فيضي، فوق‌ ليسانس تكنولوژي آموزشي به اين موضوع پرداخته است