مقالات فصلنامه ها

مهارت اجتماعي كودكان؛ روش‌ ها و پيامدها

چگونگي رشد مهارت‌هاي اجتماعي و راهكارهاي مناسب براي توسعه آن موضوع يكي از مقاله‌هاي فصلنامه «رشد آموزش پيش‌ دبستاني» است

ضرورت‌ها و شيوه‌هاي نوين آموزش تاريخ

ضرورت‌ها و شيوه‌هاي نوين در آموزش تاريخ موضوع مقاله‌اي با همين عنوان است كه در جديدترين شماره فصلنامه «رشد آموزش تاريخ» منتشر شده است

مشاور مدرسه در مسير حرفه‌اي

فصلنامه «رشد مشاور مدرسه» در مقاله‌اي به راهكارهايي براي مشاور مدرسه در آغاز و ادامه سال تحصيلي اشاره كرده است

مهندسي براي همه

مهندسي براي همه عنوان مقاله‌اي است كه در جديدترين شماره فصلنامه «رشد آموزش فيزيك» منتشر شده است

فطرت الهي انسان با تكيه بر آراي علامه طباطبايي

فصلنامه «رشد آموزش قرآن و معارف اسلامي» در مقاله‌اي به موضوع فطرت الهي انسان با استفاده از آرا و انديشه‌هاي علامه طباطبايي پرداخته است

هر مسافر يك عكاس

دسترسي آسان به ابزار عكاسي باعث شده است كه همه اقشار جامعه لحظات بيشتري از زندگي‌شان را به ثبت برسانند. فصلنامه «رشد آموزش هنر» در مقاله‌اي به انواع عكس‌هاي سفري، دوربين‌ها و لوازم جانبي مورد نياز اين كار پرداخته است.

چگونه زيست ‌شناسي را آموزش دهيم

زيست‌ شناسي به اندازه‌اي متنوع و جذاب است كه مي‌تواند هر دانش‌آموزي را به سوي خود جلب كند؛ اما اين كافي نيست. براي اينكه معلم خوبي باشيم لازم است خوب و لذت‌بخش تدريس كنيم. فصلنامه «رشد آموزش زيست‌ شناسي» در مقاله‌اي به اين موضوع پرداخته است.

مدرسه و بازتوليد فرهنگي

نظريه بازتوليد فرهنگي ريشه در آثار دو متفكر برجسته اروپايي دارد: برنشتاين و بورديو. فصل‌نامه رشد آموزش علوم اجتماعي در مقاله‌اي به اين موضوع پرداخته است.

مدل ساختاری درگیری تحصیلی بر اساس اهداف پیشرفت و خودتنظیمی با میانجیگری انگیزش تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر ایلام

در این مطالعة توصیفی از نوع هم بستگی، تعداد 473 دانش آموزان دختر دورة متوسطة دوم نظری شهرستان ایلام، به روش «نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی» انتخاب شدند و به پرسش نامة درگیری تحصیلی زرنگ، پرسش نامة هدف های پیشرفت الیوت و مک گریگور (2001)، مقیاس انگیزش تحصیلی والرند، پلتیر، بلیس و همکاران (1992)، و پرسش نامة خودتنظیمی پاسخ دادند. نتایج تحلیل معادلة ساختاری نشان داد که هدف های پیشرفت تبحر-گرایش و عملکرد- گرایش، با میانجیگری انگیزش درونی و بیرونی بر درگیری تحصیلی، دارای اثر غیرمستقیم معنادار هستند. متغیر«خودتنظیمی» از طریق واسطه گری انگیزش تحصیلی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اثر غیرمستقیم معنادار است. همچنین، خودتنظیمی اثر مستقیم معناداری بر انگیزش تحصیلی، اهداف پیشرفت تبحر- گرایش و عملکرد - گرایش اثر مستقیم معناداری به ترتیب بر انگیزش درونی و بیرونی، و انگیزش درونی و بیرونی اثر مستقیم معناداری بر درگیری تحصیلی دارند. مطابق نتایج این پژوهش، شناسایی متغیرهای هم بسته با درگیری تحصیلی می تواند به دست اندرکاران آموزش وپرورش کمک کند، برنامه ها و محیط های آموزشی را به گونه ای ترتیب دهند که سبب اتخاذ هدف های پیشرفت تحصیلی مطلوب، گسترش مهارت های خودتنظیمی و ایجاد انگیزش در دانش آموزان، و به دنبال آن، درگیری تحصیلی بالاتر و بهتر ساختن بروندادهای تربیتی شود.

 

شناسایی بدفهمی های دانش آموزان پایة هشتم در مهارت های هندسی در هندسه و استفاده از نظریة ون هیلی برای ارتقاء و بهبود سطح مهارت های هندسی دانش آموزان

مدل ون هیلی یک مدل یادگیری است که انواع متفاوت تفکر را که دانش آموزان هنگام روبرو شدن با شکل های هندسی تجربه می کنند، عرضه می دارد و از مرحلة برخورد بصری با شکل هندسی تا درک صوری اثبات هندسی را شامل می شود. بدفهمی ها ممکن است باعث سردرگمی و شکست دانش آموزان در حل مسائل شوند. گاهی نیز به دلیل ماهیت به هم پیوستة مفاهیم ریاضی، بدفهمی ها باعث ایجاد مشکل در یادگیری های آتی دانش آموزان می شوند.
هدف این پژوهش شناسایی بدفهمی های دانش آموزان پایه هشتم در مهارت های هندسی درس هندسه و استفاده از نظریة ون هیلی برای ارتقا و بهبود سطح مهارت های هندسی دانش آموزان بوده است. جامعة آماری آن دانش آموزان پسر پایه هشتم متوسطه دورة اول ناحیة یک شهرستان سنندج بودندکه در سال تحصیلی 96 -1395تحصیل می کردند. نمونه مورد نظر به صورت تصادفی خوشه ای به تعداد ۳۱۸ نفر درنظر گرفته شد. این مطالعه ازنظر هدف کاربردی، ازنظر اجرا توصیفی، و از نوع زمینه یابی است. ابزار اندازه گیری این پژوهش آزمون کتبی بوده است. ضریب آلفا کرونباخ 896 /0 به دست آمد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که اغلب دانش آموزان خطاهای متعددی در مباحث هندسه و مهارت های هندسی داشتند. میانگین نمرات دانش آموزان گروه آزمایش در بدفهمی ها پایین تر از میانگین نمرات دانش آموزان گروه گواه بود. بین عملکرد دانش آموزان گروه کنترل و آزمایش در سطوح تفکر ون هیلی تفاوت معناداری در سطح 05 /0 وجود داشت. این تفاوت به سود دانش آموزان گروه آزمایش بود. همچنین، بین عملکرد دانش آموزان دو گروه در مهارت های هندسی تفاوت معناداری در سطح 05 /0 به سود دانش آموزان گروه آزمایش وجود داشت. بنابراین اگر معلمان اگر از مدل ون هیلی در جهت آموزش مفاهیم و مهارت های هندسی استفاده کنند تا حدی بدفهمی های دانش آموزان کاهش می یابد.

 

سطوح مختلف آگاهی واج شناختی و رابطة آن ها با درک متن نوشتاری نوجوانان: شواهدی از دانش آموزان پایة دهم متوسطه

باوجود اهمیت آگاهی واج شناختی در خواندن در مراحل ابتدایی سوادآموزی، مطالعات نشان داده اند که بعضی از دانش آموزان بعد از دورة ابتدایی و حتی بعضی از بزرگسالان باسواد، از مهارت های واج شناختی ضعیفی برخوردارند که بر درک متن نوشتاری آن ها اثرگذار است. این مطالعه، پژوهشی ترکیبی بود که با هدف مقایسة عملکرد نوجوانان در انجام خرده آزمون های آگاهی هجایی، درون هجایی و واجی و رابطة این سطوح با درک متن نوشتاری آن ها انجام شد. بخش کیفی شامل بررسی نظریه ها و مطالعة پژوهش های انجام شده در زمینة آگاهی واج شناختی و ارتباط آن با خواندن، طراحی آزمون های آگاهی واج شناختی و درک متن نوشتاری و بررسی روایی محتوایی آن ها؛ و بخش کمّی شامل اجرای مقدماتی آزمون های محقق ساخته روی نمونه ای 30 نفره از دانش آموزان پایة دهم و محاسبة پایایی آزمون ها (آزمون آگاهی واج شناختی (76 /0) و آزمون درک متن نوشتاری (80 /0)) بود. سپس آزمون ها روی نمونة 50 نفره از دانش آموزان پایة دهم شهرستان لاهیجان اجرا شد که نتایج آن ها با استفاده از آزمون های غیرپارامتری فریدمن و ویلکاکسون و آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین عملکرد دانش آموزان در سطوح مختلف آگاهی واج شناختی وجود دارد به طوری که بهترین عملکرد مربوط به سطح هجایی و ضعیف ترین عملکرد مربوط به سطح درون هجایی است. همچنین نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد بین آگاهی واج شناختی با درک متن نوشتاری همبستگی نسبتاً بالایی وجود دارد (77 /0). نتایج این پژوهش می تواند یاریگر برنامه ریزان آموزشی جهت طراحی محتوای مناسب آموزشی برای تقویت مهارت های آگاهی واج شناختی دانش آموزان پس از سپری کردن دورة ابتدایی در جهت تقویت درک متن نوشتاری باشد.

 

تحلیل چندسطحی عوامل سطح دانش آموز و مدرسه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

هدف مطالعة حاضر بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دو سطح دانش آموز و مدرسه بود. بدین منظور 600 دانش آموز دورة متوسطه از 20 مدرسه، پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی مورگان و جینگز (1999)، جهت گیری اهداف پیشرفت شخصی و ساختار هدفی مدرسه میگلی و همکاران (2000) و دبیران این مدارس پرسشنامة کارآمدی جمعی معلم تشان-موران و بار (2004) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل چند سطحی نشان داد در سطح دانش آموز متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی، جهت گیری هدفی تبحری، جهت گیری هدفی عملکردی-رویکردی و میزان مطالعه رابطة مثبت و معنادار با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد. این رابطه برای جهت گیری هدفی عملکردی-اجتنابی منفی و معنادار به دست آمد. همچنین دانش آموزان دختر پیشرفت تحصیلی بالاتری نسبت به دانش آموزان پسر داشتند. در سطح مدرسه، نوع مدرسه و ساختار هدفی تبحری رابطة مثبت و معنادار با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشت. رابطة معناداری بین ساختار هدفی عملکردی- رویکردی و عملکردی- اجتنابی و خودکارآمدی جمعی معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به دست نیامد. پیش بین های سطح دانش آموز 49 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را در سطح دانش آموز و پیش بین های سطح مدرسه 79 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را در سطح مدرسه تبیین نمودند.

 

واکاوی موانع پیاده سازی موفق برنامة جدید کارورزی در دانشگاه فرهنگیان

نوع این پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی-پیمایشی بود. برای گردآوری داده ها، در بخش کیفی با تحلیل اسناد، موانع پیاده سازی برنامة کارورزی استخراج شدند و در بخش کمّی، با روش پیمایشی، دیدگاه اعضای هیئت علمی دربارة این موانع مورد بررسی قرار گرفتند. جامعة آماری بخش کیفی شامل گزارش کارگروه های کارورزی پردیس های سراسر کشور دانشگاه فرهنگیان از اولین دورة اجرای برنامة کارورزی و جامعة آماری بخش کمّی نیز شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بود (2057 نفر). تعداد 326 نفر برای گروه نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار پژوهش شامل اسناد و پرسش نامة محقق ساخته بود. 
 در بخش کیفی موانع مدیریتی و ساختاری، مالی، برنامه ای و رویکردهای نظری درس کارورزی، نظارت و ارزشیابی برنامه، و انسانی و ارتباطی، شناسایی شدند. در بخش کمی مشخص شد، همة موانع استخراجی از کاربست موفق برنامة جدید کارورزی جلوگیری می کنند. نتایج حاصل از یافته ها نشان دادند، موانع نظارت و ارزشیابی برنامه با میانگین (02 /4) و مالی با میانگین (92 /3) تأثیرگذارترین عوامل بر پیاده سازی برنامة جدید کارورزی دانشگاه فرهنگیان هستند. همچنین در زمینة موانع کاربست کارورزی جدید بر اساس سابقة تدریس تفاوت معناداری مشاهده شد. نتایج این پژوهش می توانند دریچه های جدیدی را برای توجه بنیادی به کارورزی دانشجو معلمان و ایجاد تغییرات مطلوب در بازنگری برنامة جدید کارورزی بگشایند. برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان برای رفع موانع شناسایی شده در پژوهش حاضر، می تواند به اجرای موفق برنامه کارورزی دانشجومعلمان منجر شود.

 

اشتیاق تحصیلی نوجوانان بر اساس خودشفقت ورزی، ارضای نیازهای بنیادی روان شناختی و احساس امنیت اجتماعی – یک مطالعة پنل ناهم زمان

«اشتیاق تحصیلی» عامل مهم پیش بینی کنندة پیامدهای تحصیلی محسوب می شود. بنابراین، توجه به عوامل اثرگذار بر آن ضروری می نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی طولی برخی عوامل مؤثر بر اشتیاق تحصیلی انجام شد. بدین منظور 391 دانش آموز (4/ 49درصد دختر و 6/ 50 درصد پسر) دورة متوسطة دوم شهر تهران به شیوة تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. دانش آموزان در دو مقطع زمانی به فاصلة چهار هفته به ابزارهای «خودشفقت ورزی» نف (2003)، «نیازهای بنیادی روان شناختی مربوط به تحصیل» تیان و همکارانش (2013)، «اشتیاق تحصیلی» ویگا (2016) و «امنیت و لذت اجتماعی» گیلبرت و همکارانش (2009)، پاسخ دادند. داده ها با شیوة معادلة ساختاری از «نوع پنل ناهم زمان» تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند: خودشفقت ورزی، علاوه بر اثر مستقیم ناهم زمان بر اشتیاق تحصیلی، از طریق ارضای نیازهای روان شناختی بنیادی مرتبط با مدرسه و احساس امنیت اجتماعی، در طول زمان بر اشتیاق تحصیلی اثر مثبت واسطه ای دارد. این نتایج، شواهدی تجربی برای درک بهتر سازوکارهای میانجی ارتباط خودشفقت ورزی و اشتیاق تحصیلی فراهم آورد. کاربردهای آموزشی و یادگیری این موضوع در دورة متوسطه و جهت گیری های تحقیقی آتی مورد بحث قرار گرفته اند.

 

فهم پدیدارشناسانة تجربة زیستة معلمان دورة ابتدایی از ارتباطات کلامی

معلمان رکن اساسی در فرایند یاددهی- یادگیری هستند، لذا از تجربیات زیستة آن ها می توان اطلاعات مفید و گران بهایی استخراج کرد. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم پدیدارشناسانة تجربة زیستة معلمان دورة ابتدایی از ارتباطات کلامی بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین معلمان دورة ابتدایی 18 نفر بر اساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون انجام شد. پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی آن ها، یافته ها در سه مقولة اصلی «تأثیر بر یادگیری»، «رفتار» و «ارتباطات دانش آموزان» و 12 مقولة فرعی طبقه بندی شدند. واکاوی تجربه های زیستة معلمان دورة ابتدایی نشان داد که ارتباطات به رشد جنبه های روان شناختی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کمک شایانی می کند. بر این اساس می توان از تجربه های معلمان برای حل مسائل و مشکلات تحصیلی و رفتاری دانش آموزان و ارتباط مؤثر با والدین و مربیان بهره برد.