مقالات فصلنامه ها

اُرسي، چشم‌انداز هنر اصيل معماري ايراني

فصلنامه های رشد - چ, 1396/08/10 - 11:25
اُرسي پنجره‌اي است با تركيبي از شيشه‌هاي گرهي و گره‌هاي چيني به مثابه روزنه‌اي از بهشت مي‌ماند و از عناصر مهم طراحي نور در فضاي داخلي معماري ايران به شمار مي‌رود. فصل‌نامه «رشد آموزش هنر» در مقاله‌اي به جايگاه ارسي در معماري ايراني پرداخته است.

فراتحلیل و بررسی عوامل مؤثر در نقش خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی

پژوهش حاضر با هدف بهره گیری از یکی از شیوه های نوین ِپژوهش، تحت عنوان «فراتحلیل»، به تحلیل و ترکیب نتایج پژوهش های انجام شده در کشور ایران، در زمینه مطالعات خودکارآمدی در پیشرفت تحصیلی، انجام شده است. بدین منظور، تعداد 34 پژوهش انجام یافته در زمینه مطالعات خودکارآمدی در پیشرفت تحصیلی از مراکز پژوهشی کشور گردآوری شد. پژوهش ها بر اساس این فهرست، که شامل مؤلفه های روش شناختی تحقیق مانند پرسش ها، فرضیه ها، اهداف، جامعه آماری، نمونه گیری، روش پژوهش، روش آماری، روایی و پایاییِ پرسش نامه هاست، برای فراتحلیل انتخاب شدند. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار فراتحلیلِ جامع صورت گرفت. نتایج پژوهش حاضر با بهره گیری از روش ترکیب اندازه اثر به روش «اشمیت وهانتز» نشان داد که متغیر خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت ِمعنادار دارد بدین معنی که خودکارآمدی بالا، پیشرفت تحصیلی بیشتری را موجب می گردد.

 

بررسی پیش بینی کننده های شناختی اجتماعی یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان دورة متوسطه

هدف پژوهش حاضر تبیین و پیش بینی یادگیری خودتنظیمی بر اساس الگوی شناختی اجتماعی بندورا بود. نمونة آماری این پژوهش 384 نفر دانش آموزان سال اوّل دورة دوّم متوسطة شهر ارومیه بودند، که شامل 204 نفر پسر و 180 نفر دختر بودند که به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد. آزمون های عاطفة مثبت، ادراک از جوّ مدرسه، خودکارآمدی تحصیلی، انتظارات پیامد تحصیلی، اهداف پیشرفت و یادگیری خودتنظیمی اجرا شد. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که الگوی ساختاری یادگیری خودتنظیمی مدلی روا برای جامعة مورد پژوهش است. متغیرها توانستند 65 درصد یادگیری خودتنظیمی را پیش بینی کنند. بررسی ضرایب مسیر نشان داد که متغیر خودکارآمدی تحصیلی بالاترین اثر را بر یادگیری خودتنظیم می گذارد. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که الگوی یادگیری خودتنظیمی، تبیین مناسبی از تعیین کننده های شناختی اجتماعی برای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان می باشد و می توان از آن برای ارتقای سطح خودتنظیمی دانش آموزان در یادگیری، افزایش کیفیت یادگیری و عملکرد آن ها بهره گرفت.

 

بررسی میزان کاربرد نخستی های معنایی (جهانی های معنایی) کتاب درسی زبان انگلیسی پایة هفتم دورة اول متوسطه (Prospect1)

هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان کاربرد نخستی های معنایی در کتاب درسی زبان انگلیسی پایة هفتم دورة اول متوسطه (Prospect 1) بوده است. این پژوهش کاربردی و روش تحقیق آن تحلیل محتواست. پیکرة پژوهش، کتاب درسی زبان انگلیسی پایه هفتم دوره اول متوسطه است و در قالب فایل متنی از کتاب درسی زبان انگلیسی پایه هفتم تهیه شده است. با استفاده از نرم افزار NSP، نوع و فراوانی واژه های کتاب استخراج شده است. سپس، به کمک نرم افزار SPSS و انجام تحلیل معناداری آماری، نتایج تحقیق مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که توزیع فراوانی مؤلفه های معنایی (نخستی های معنایی) که اساساً صورت های پربسامد در هر زبان محسوب می شود، در مقایسه با سایر صورت های واژگانی موجود در این کتاب بسیارکم است. بر اساس پژوهش های قبلی (مولر و همکاران) در تهیه و تدوین کتاب های درسی مقدماتی زبان آموزان از کل نخستی های معنایی و یا حداقل بخش زیادی از آن ها استفاده شده است، درحالی که در این کتاب از کل واژه های استخراج شده تنها 512 مورد یعنی 7/8 درصد، به نخستی های معنایی اختصاص یافته است. در میان نخستی های معنایی، کاربرد کنشگرها (با فراوانی 244) نسبت به سایر حوزه های معنایی در کتاب درسی زبان انگلیسی پایة هفتم دورة اوّل متوسطه (Prospect 1) بیشتر است. این در حالی است که مکان نماها با فراوانی 7، موجودیت نماها با فراوانی 7، مالکیت نماها با فراوانی 7، مشخصه نماها با فراوانی 7، نخستی های معنایی مرگ و زندگی با فراوانی 3 و کنشگرهای رابطه ای با فراوانی 1 کمترین فراوانی را در متن داشته اند و میزان فراوانی توصیف نماها، شباهت نماها و تشدیدکننده ها در نمونة مورد مطالعه صفر است.

اثربخشی آموزش حل مسئلة اجتماعی بر کاهش قربانی شدن دانش آموزان قربانی قلدری

ازآنجاکه ناتوانی در مهارت حل مسئلة اجتماعی در دانش آموزان قربانی قلدری یکی از عوامل تشدید و تداوم قربانی شدن این گونه افراد است، هدف این پژوهش آموزش حل مسئلة اجتماعی و تعیین میزان اثربخشی آن بر کاهش قربانی شدن این دانش آموزان بود.
این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعة آماری مورد مطالعه یکی از دبیرستان های دخترانه دورة اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96-95 بود که به صورت تصادفی از بین مدارس نواحی پنج گانة تبریز انتخاب شد و نمونة آماری نیز شامل 30 دانش آموز قربانی قلدری بود که به روش خوشه ای تصادفی در چند مرحله انتخاب و به شیوة تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش برنامة حل مسئلة اجتماعی قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از مقیاس قربانی قلدری کالیفرنیا استفاده شد. داده ها به وسیلة 16 SPSS با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد، آموزش حل مسئلة اجتماعی بر کاهش رفتار قربانی شدن دانش آموزان قربانی قلدری، تأثیر معناداری داشته است (0/73= ŋ و0/001>P و (47/32 و 1/31) =df و 93/74= f). ازآنجاکه نتایج، بیان گر اثربخشی آموزش حل مسئلة اجتماعی بر کاهش قربانی شدن دانش آموزان بود. پیشنهاد می شود که این برنامه به عنوان بخشی از دوره های آموزش ضمن خدمت متولیان درگیر با دانش آموزان، جهت ارتقای مهارت های مقابله ای دانش آموزان قربانی قلدری قرار گیرد.

 

موانع حمایت از نوآوری ها و ارائة مدل مناسب به منظور استقرار نظام نوآوری در آموزش وپرورش

پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع حمایت از نوآوری ها و ارائة مدل مناسب به منظور استقرار نظام نوآوری در آموزش وپرورش انجام شد. این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته (کیفی و کمّی) بوده و به لحاظ هدف، از نوع پژوهش های کاربردی است. جامعة آماری پژوهش را صاحب نظران، کارشناسان و متخصصان موضوعی؛ نوآوران آموزشی شرکت کننده در اولین همایش ملی نوآوری های آموزشی (منتخب)؛ مدیران و معاونان حوزة ستادی وزارت آموزش وپرورش؛ تحقیقات و پژوهش های انجام شده و اسناد مرتبط با موضوع تشکیل داده اند. روش های نمونه گیری، هدفمند، تصادفی طبقه ای، گلوله برفی و سندکاوی بوده و برای تجزیه وتحلیل، از تحلیل های آماری و منطقی استفاده شده است. یافتة اصلی پژوهش، شناسایی موانع اصلی فراروی نوآوری ها در سه زمینة ساختاری، قانونی و نگرشی و نیز راهبردها و راهکارهای حمایت از نوآوری ها همراه با ارائة «مدل حمایت از نوآوری های آموزشی در آموزش وپرورش»، است.

جایگاه و نقش نظام دوری در ارتقا و بهبود فرایند یاددهی ـ یادگیری دانش آموزان ابتدایی

پژوهش حاضر با هدف شناسایی مزایای نظام دوری در ارتقا و بهبود فرایند یاددهی ­_ یادگیری دانش آموزان در مدارس ابتدایی استان سمنان انجام شد. نظام دوری فرایندی است که در آن یک معلم با یک گروه از دانش آموزان حداقل به مدت دو سال یا بیشتر در یک مدرسه می ماند. نوع پژوهش کاربردی و روش آن آمیخته اکتشافی بود که در آن نخست بخش کیفی و سپس بخش کمّی انجام شد. در بخش کیفی پژوهش، با 10 نفر از مدیران، مصاحبه عمیق و 32 مورد مصاحبه نیمه هدایت شده با معلمان که به شیوة هدفمند - گلوله برفی (تعداد 42 نفر) انتخاب شده بودند، انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل محتوای مصاحبه ها و مطالعه عمیق مبانی نظری، در قالب پرسش نامه ای محقق ساخته تنظیم گردید. روایی محتوایی طبق نظر متخصصان، پایایی آن نیز از طریق آلفای کرونباخ 0/90 بررسی و مناسب گزارش شد. در بخش کمّی، پرسش نامة پژوهش توسط 218 نفر از معلمان و مدیران که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده بودند، تکمیل شد و در بخش کیفی از تکنیک تحلیل محتوا و در بخش کمّی از آزمون تحلیل عاملی، خی دو و فریدمن استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که مزایای «شناخت یاددهنده نسبت به یادگیرنده»، دارای بیشترین اهمیت و رتبة اول، «افزایش درک و دانش معلم از توانایی ها و ضعف هوش دانش آموزان» در رتبة دوم، «تلقی نمودن والدین، دانش آموزان و معلمان به عنوان اعضای یک خانواده و جامعه» در رتبة سوم، «کاهش نگرانی و اضطراب دانش آموزان نسبت به سال تحصیلی و معلم جدید» در رتبة چهارم، در ارتقا و بهبود فرایند یاددهی _ یادگیری دانش آموزان قرار دارند.

 

مدرسه به عنوان جامعة یادگیرندة حرفه ای پژوهش محور (یک پژوهش پدیدارنگارانه)

پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و شاخص های جامعة یادگیرندة حرفه ای پژوهش محور در مدرسه و تعیین الزامات ایجاد آن انجام شد. رویکرد پژوهش، رویکرد کیفی است که با استفاده از راهبرد پدیدارنگاری تنظیم شده است. مشارکت کنندگان در این مطالعه 25 نفر از افراد صاحب نظر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی تا مرز اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته جمع آوری شد و برای بررسی صحت یافته ها از روش بررسی توسط اعضا استفاده گردید. برای تعیین پایایی، روش پایایی توافق بین دو کدگذار (توافق درون موضوعی) به کار گرفته شد. روش تحلیل داده ها، تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی بود. بر اساس نتایج به دست آمده شاخص های جامعة یادگیرندة حرفه ای در قالب پنج بعد ارزش ها و باورهای مشترک، معلم یادگیرندة حرفه ای، گفت وگوها و همکاری های حرفه ای، یادگیری جمعی و بالأخره ارتباطات و تعاملات و نشانگرهای مربوط به هر بعد تعیین گردید. همچنین استلزامات ایجاد جامعة یادگیرندة حرفه ای پژوهش محور در مدرسه نیز بر اساس نتایج حاصل از مصاحبه ها تبیین شد که برخی از آن ها عبارت اند از باور داشتن به نقش پژوهش و اهمیت آن در فرایند آموزش و یادگیری، تمرکز بر یادگیری جمعی، تقویت گفت وگوهای حرفه ای بین معلمان و کارکنان، تعامل حمایتی مدیر مدرسه، ، ارتباط مستمر با مراکز علمی و سایر مواردی که به تفصیل در ادامه آمده است.

آموزش پيش‌دبستاني در مناطق عشايري

فصلنامه های رشد - ي, 1396/06/26 - 14:05
فصل‌نامه رشد آموزش پيش‌دبستاني در مقاله‌اي به وضعيت و چگونگي اجراي دوره پيش‌دبستاني در مناطق عشايري پرداخته است

پدیدارشناسی؛ رویکردی نوین در فهم برنامة درسی

«دنیای طبیعی برنامة درسی» با پهنایی به اندازة میلیون ها نفری که هر روز بخشی از حوزة آموزش و یادگیری را تشکیل داده اند، اگر با پیش داوری، مفروضه انگاری و نظرورزی های نابه جا آلوده نشود، بهترین منبع برای درک عمیق و کاربردی فعالیت های حوزة برنامة درسی است. همان گونه که بزرگان بسیاری معتقدند، پژوهش پدیدارشناختی، فرصتی برای بررسی دقیق ترِ زوایا و لحظاتی در آموزش است که ما قبل از این، به راحتی از کنار آن ها عبور کرده ایم. هدف از این مقاله، پیشنهاد استفاده مناسب از این گونه پژوهش در مسائل مربوط به برنامة درسی، به پژوهشگران و به اشتراک گذاشتن بخشی ضروری از دانش و درکی است که علی رغم پیچیدگی های کاربرد این روش، می بایست در پژوهشگر این حوزه وجود داشته باشد. نویسنده بر اساس تجارب انجام این پژوهش در حوزة برنامة درسی، شکل گیری و بنیان های فلسفی پدیدارشناسی، همچنین الزامات شروع و مراحل انجام این پژوهش به زبانی ساده را ارائه داده است.

خوانایی سنجی کتاب فارسی پایة هفتم سال تحصیلی 95-96 به سه شیوة فوگ، فرای و فلش

مطالعة حاضر با هدف بررسی سطح خوانایی کتاب فارسی پایة هفتم سال تحصیلی 96-95 بر اساس سه شاخص خوانایی سنجی فوگ، فرای و فلش انجام گرفت. این مطالعه در پی دستیابی به این مهم بود که کتاب نام برده از نظر رعایت اصول برنامه ریزی محتوایی، تا چه میزان با فرمول های خوانایی سنجی مذکور مطابقت دارد. روش پژوهش، تحلیل محتوا به روش توصیفی و با استفاده از سه فرمول فوگ، فرای و فلش بود. پرسش هایی که این مطالعه به دنبال پاسخگویی به آن ها بود، از این قرار است:
 1. آیا قدرت خوانایی مطالب کتاب با قدرت خوانایی فراگیران پایة هفتم دورة اول متوسطه، از نظر ملاک های سطح سنی و سطح یادگیری مطابقت دارد؟ 2. آیا مطالب و محتوای منبع مورد بررسی می تواند به صورت مستقل و بدون نیاز به معلم، آموزش داده شوند؟ 3. آیا در تدوین مطالب کتاب مذکور، اصول برنامه ریزی درسی ازجمله اصل ساده به دشواری رعایت شده است؟ 4. میزان خوانایی منبع مورد نظر، به وسیلة فرمول های فلش، فوگ و فرای تا چه میزان بر یکدیگر انطباق دارد؟ 
در راستای پرسش های پژوهش، تجزیه وتحلیل داده های حاصل از محتواسنجی نشان داد که در کتاب فارسی پایة هفتم سال تحصیلی 96-95:
 1. محتوای کتاب تناسبی با سطح هفتم ندارد. مطابق فرمول فرای، فوگ و فلش، سطح خوانایی این کتاب، در سطح دانشگاه و حتی مناسب برای بعد از دانشگاه است. 2. ازآنجاکه دشواری مطالب بیش ازاندازه است، نمی تواند به صورت خودآموز مورد استفاده قرار گیرد. 3. فرایند تنظیم مطالب از نظر تعداد جملات در بخش های ابتدایی، وسط و انتهایی نشان دهندة این است که تا حدودی اصل ساده به دشواری مطابق شاخص فوگ رعایت شده ولی مطابق با معیارهای فلش و فرای، اصل مذکور رعایت نشده است. 4. میزان خوانایی منبع مورد نظر، به وسیلة فرمول های فلش، فوگ و فرای به میزان زیادی با یکدیگر مطابقت دارند.

 

الگوی تولید و نشر علمی مقالات 50 شمارة فصلنامة نوآوری های آموزشی تحلیل استنادی و هم نویسندگی شماره های (55-5) در سال های 1394-1382

پژوهش حاضر به تحلیل استنادی و هم نویسندگی مقاله های منتشرشدة فصلنامة نوآوری های آموزشی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، طی سال های 1394-1382، با هدف بررسی وضعیت موجود روابط علمی و ترسیم ساختار علمی این حوزه پرداخته است. روش پژوهش تحلیل استنادی است و برای تحلیل داده ها از نرم افزار اکسل و یو سی نت ونت دراو استفاده شده است. نتایج نشان داد در این بازة زمانی (50 شماره) در مجموع 365 مقاله با میانگین هر شماره 7 مقاله منتشر شده است. 35 مقاله به زبان انگلیسی و 330 مقاله به زبان فارسی است. تعداد کل استنادها 11527 و میانگین استناد به ترتیب در هر شماره 41.92 درصد و در هر مقاله 40. 16 درصد است. کتاب ها با 39.43 درصد استنادها در رتبة اول و نشریات با 36.47 درصد رتبة دوم را دارند. استناد به منابع انگلیسی بیشتر از منابع فارسی است. سهم هیئت تحریریه در تألیف مقاله 17.80 درصد است. تعداد نویسندگان 778 نفر بوده که از این تعداد 30.85 درصد زن و 69.15 درصد مرد هستند. 51.55 درصد مؤلفان فقط یک مقاله منتشر کرده اند که به 60 درصد پیش بینی قانون لوتکا نزدیک است. 69/33 درصد مقاله ها تک نویسنده و 66.30 درصد مشترک تدوین شده است. وابستگی سازمانی نویسندگان با دانشگاه های دولتی و دانشگاه تهران جمعاً 9.68 درصد و در صدر است. حمیدرضا عریضی، با شانزده مقاله، از پرکارترین نویسندگان است. تراکم شبکه 0.0057 و شبکة هم نویسندگی در این مجله ضعیف است. کتاب روان شناسی پرورشی علی اکبر سیف با 1.72 درصد فراوانی پراستنادترین کتاب و فصلنامة نوآوری های آموزشی با 25.05 درصد پراستنادترین نشریه است. تقویت شبکة هم نویسندگی و اتخاذ معیارهایی جهت بهبود الگوی رفتار استنادی نویسندگان پیشنهاد شده است.