دلالت‌های مدرسه‌ای سند برنامه درسی ملی

دلالت‌های مدرسه‌ای سند برنامه درسی ملی

ارائه الگوی اشاعه برنامه درسی ملی که در آن بیش از 12 گروه مخاطب برای برنامه درسی ملی مشخص شده بود و در پنج مولفه اصلی (زمینه ‌سازی‌، آماده ‌سازی، پذیرش و کاربست، نهادینه ‌سازی و پایش) مخاطبان را تحت پوشش قرار می ‌داد، مخالفت بعضی از کارشناسان و صاحب ‌نظران را در پی داشت. علت مخالفت آنها این بود که سند برنامه درسی ملی یک سند بالادستی بوده و ویژه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان درسی است و جلوه عینی آن که می‌ تواند به مدرسه برسد و مورد استفاده قرار گیرد، کتاب و محتوای آموزشی است؛ بنابراین اشاعه برنامه درسی ملی در مدرسه زمانی تحقق می ‌یابد و می ‌توان از منویات آن در مدرسه سخن گفت که راهنمای برنامه درسی حوزه ‌های تربیت و یادگیری و اهداف دوره ‌های تحصیلی تدوین شود و به تبع آن کتاب‌ های درسی و محتواهای آموزشی منطبق با برنامه درسی ملی تالیف و تولید شود.

این مساله باعث شد نگارنده بار دیگر سند برنامه درسی ملی و دیگر اسناد مرتبط را از زاویه دلالت­ های مدرسه ‌ای مورد مدّاقه و بررسی قرار دهد. اگرچه در همان زمانِ ارائه الگوی اشاعه برنامه درسی ملی باور بر این بود که این سند برای مدرسه نیز رسالت و ماموریت ‌هایی جدا از بحث محتوای آموزشی و کتاب درسی بیان نموده که می‌تواند منجر به ایجاد تحول در فرایندها و عملکرد مدرسه شود، ولی با مطالعه مجدد، استدلال ‌ها و دلایل قوی ‌تری شناسایی گردید که نشان می‌ دهد سند برنامه درسی ملی، نسخه‌ای تحولی برای سطوح مختلف نظام تربیتی از برنامه‌ ریزان درسی در سطح ستاد تا سطح مدرسه است. چنانکه در پیشگفتار این سند آمده است « این برنامه تحول ‌آفرین با تدارک فرصت ‌های تربیتی متنوع و جامع، درصدد است تا امکان کسب شایستگی ‌های لازم جهت درک و اصلاح موقعیت بر اساس نظام معیار اسلامی توسط دانش ‌آموزان را میسور سازد و آنان را برای تکوین و تعالی پیوسته هویت خویش تا دستیابی به مراتبی از حیات طیبه یاری رساند. (شورای عالی آموزش و پرورش، 4:1391). یا در سند مبانی نظری تحول بنیادین، زیرنظام برنامه درسی را شامل ابعاد چهارگانه طراحی، تدوین، اجرا و ارزشیابی دانسته که با توجه به "عوامل مؤثر بر کیفیت[1] " در یک بافت منسجم و یک‌پارچه هم ‌سو و هم ‌آهنگ با غایت و اهداف نظام تربیت رسمی و عمومی سامان‌ دهی می‌ شود.(شورای عالی انقلاب فرهنگی، 372:1390).

نکته اساسی ‌تر اینکه دلالت ‌های مستقیمی در اسناد تحول بنیادین مرتبط با رسالت و ماموریت ‌های مدرسه و عوامل مرتبط با آن وجود دارد که می‌ تواند راهنمای عمل مدرسه برای دستیابی به تحول بنیادین باشد. به عبارت دیگر واکاوی اجمالی سند برنامه درسی ملی، سند تحول بنیادین و سند مبانی نظری تحول بنیادین، حاکی از وجود مطالب و گزاره‌ های فراوانی است که به صورت مستیقم، مدرسه و عوامل موثر بر آن را به منظور تحقق تربیت صحیح دانش‌‌آموزان هدف قرار داده است. در همین رابطه به بخشی از این مطالب و رهنمودها اشاره می‌ گردد.

در بخش زیرنظام برنامه درسی سند مبانی نظری تحول بنیادین، به اصولی اشاره شده که مستقیماً مدرسه را مورد خطاب قرار داده است. اینکه:

 

اجرای برنامه درسی(جدید) با نگاه کل ‌نگرانه یا بوم شناختی و با توجه به تأثیرات آن بر رویه های جاری، اندیشه ‌ها و انگاره‌ های رایج در درون و برون مدرسه باید در کانون توجه باشد. به دیگر سخن، طراحی و تدوین برنامه درسی مطلوب نباید شرط لازم و کافی برای تحقق تغییرات یا اجرای آن در محیط ‌های مختلف دانسته شود و بازآفرینی فرهنگ مدرسه صالح به عنوان مقصد نهایی باید در صدر اقدامات قرار گیرد.

مسئولیت ‌پذیری جمعی تمامی عوامل سهیم و مؤثر در کلیه سطوح، برای بهره‌گیری هم‌ زمان از ظرفیت ‌های ملی و محلی برای استقرار برنامه های درسی جدید.

در تغییر با منشأ بیرونی، انتظار اجرای وفادارانه (منفعلانه) باید جای خود را به رویکرد “انطباق متقابل”داده و در فرایند اجرا به مربی به منزله “کارگزار/ مجری فکور” نگریسته شود.

در فرایند کسب شایستگی ها لازم است پرسشگری متربیان (از آن جا که پرسش انرژی متراکم یادگیری است ) مورد تأکید و تشویق قرار گیرد .

وجه رقابت ‌زائی یا رقابت‌ جوئی ارزشیابی باید به حداقل ممکن تقلیل یافته و ارزشیابی گروهی(مشارکتی) مورد تاکید قرار گیرد.

در سنجش شایستگی‌ ها (صفات و توانمندی ها)، تمامیت تجارب تربیتی کسب شده(متأثر از برنامه درسی صریح و برنامه درسی ضمنی/ پنهان) باید مورد توجه و تاکید باشد.

با توجه به تأکید برنامه درسی بر کسب شایستگی های پایه، ارزیابی از این شایستگی ها در مقایسه با شایستگیهای ویژه باید در اولویت قرار گیرد.

ارزشیابی از شایستگی های (توانمندی ها، مهارت ها و صفات) متربیان باید درخدمت یادگیری قرار داشته و فرایند ارزشیابی تا سرحد امکان در فرایند یاددهی- یادگیری منحل گردد. (ارزشیابی تکوینی/تدریجی/فرایندی)

در ارزشیابی از شایستگی ها (توانمندی ها مهارتها و صفات) متربیان (اعم ازتکوینی یا مجموعی/پایانی) باید اصل “ارزشیابی منصفانه ” که از به رسمیت شناختن تفاوت های فردی متربیان به ویژه از نظرهوش (استعداد های) آنان سرچشمه می گیرد در کانون توجه قرار گیرد(شورای عالی انقلاب فرهنگی، 381:1390).

چنانکه ملاحظه می‌شود اجرایی نمودن و توجه به هیچ یک از اصول ذکر شده منوط به تالیف کتاب درسی جدید منطبق با برنامه درسی ملی نبوده و از هر زمان ممکن، در مدرسه قابل اجرا خواهند بود. حتی می‌توان گفت آماده‌سازی مدرسه و عوامل آن در اینگونه موارد، پیش‌نیاز تحقق هر چه بهتر برنامه‌های درسی جدید منطبق با اسنادتحولی و برنامه درسی ملی در مدرسه است.

مهم تر از مباحث فوق، مصادیق و گزاره های فراوان بیان شده در سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد مدرسه ای است که به تعدادی از آنها که مستقیاً مدرسه را خطاب قرار داده است، اشاره می‌گردد. با این توضیح که اگرچه مواردی همچون الگوی هدف ‌گذاری در سند وجود دارد که در سطوح مختلف ستاد تا صف کاربرد دارند، اما مصداق‌ هایی در این سند آمده است که بستر تحقق آنها مستقیماً در مدرسه است. 

در سند برنامه درسی ملی در بخش ویژگی ‌های برنامه‌ های درسی آمده است: «تاکید کننده بر نقش مدرسه بعنوان جلوه‌ای از تحقق مراتبی از حیات طیبه و کانون اصلی تحقق اهداف برنامه های درسی و تربیتی».

در بخش اصول ناظر بر برنامه‌های درسی بر ده اصل تاکید داشته است که اکثر آنها به معلم به عنوان بخشی از برنامه درسی و اسوه و الگوی دانش ‌آموزان، در مدرسه مربوط می‌شود. این اصول عبارتند از دین محوری، تقویت هویت ملی، اعتبار نقش یادگیرنده، جامعیت(تاکید بر نیازهای گوناگون دانش ‌آموزان در سطوح...)، توجه به تفاوت‌ها، یادگیری مادام العمر، یکپارچگی و فراگیری(تمام دانش آموزان...) و غیره است.

در بخش رویکرد برنامه درسی ملی آورده است، اتخاذ رویکرد فطرت‌گرایی توحیدی به معنای زمینه‌سازی لازم جهت شکوفایی فطرت الهی دانش آموزان از طریق درک و اصلاح مداوم موقعیت آنان  به منظور دست‌یابی به مراتبی از حیات طیبه. بستر سازی این موقعیت در مدرسه اتفاق می افتد. همچنین تاکید دارد که در این رویکرد نگاه به دانش‌آموز، معلم، مدیر، محتوا، محیط یادگیری و یاددهی یادگیری ویژه است.

 

به گونه‌ای که، در خصوص دانش ‌آموز اشاره دارد که، دانش‌آموز امانت الهی و دارای کرامت ذاتی است؛ فطرت الهی در وجود او نهفته است و قابلیت شکوفایی و فعلیت یافتن دارد؛ همواره در موقعیت است و می تواند آن را درک کرده و با انتخاب احسن خویش در راستای اصلاح مداوم آن حرکت نماید؛ توانایی انتخاب، تصمیم‌ گیری و خویشتن داری دارد و می‌تواند با محیط یادگیری رابطه‌ تعاملی برقرار کند و تابع بی چون و چرا و مقهور محیط نیست؛ از اراده و انگیزه‌ برخوردار است که در فرایند یاددهی یادگیری، نقش اساسی دارد؛ در فرایند یاددهی یادگیری و تربیت پذیری و توسعه شایستگی های خویش به لحاظ ذاتی نقش فعال دارد، و دارای قابلیت ‌ها، تجربیات، ظرفیت‌ ها و توانایی­ های گوناگون است.

در خصوص معلم آورده است: معلم در مسیر راه انبیا و ائمه اطهار(ع)، اسوه ای امین و بصیر برای دانش آموزان است؛ با شناخت و بسط ظرفیت‌ های وجودی دانش آموزان و خلق فرصت ­های تربیتی و آموزشی زمینه درک و انگیزه اصلاح مداوم موقعیت آنان را فراهم می­ سازد؛ زمینه ‌ساز رشد عقلانی، ایمانی، علمی، عملی و اخلاقی دانش ‌آموزان است؛ راهنما و راهبر فرایند یاددهی یادگیری است؛ برای خلق فرصت ‌های تربیتی و آموزشی مسئولیت تطبیق، تدوین، اجرا و ارزشیابی برنامه ‌های  درسی و تربیتی در سطح کلاس را بر عهده دارد؛ و یادگیرنده‏ و پژوهشگر آموزشی و پرورشی است.

در ویژگی‌های مدیر اینطور تشریح نموده است که مدیر، معلمی مؤمن، خلاق، متعهد، منعطف، اهل فکر، آینده نگر،   مشارکت پذیر، راهبر تربیتی، مدیر و مدبر، و دارای سعه‌ صدر و صلاحیت های حرفه ای است؛ مسئولیت تامین و توسعه محیط یادگیری را برای شکوفایی گرایش های فطری دانش آموزان بر عهده دارد؛ مسئولیت خلق موقعیت های تربیتی و آموزشی، انطباق یا تدوین، اجرا و ارزش یابی برنامه های  درسی و تربیتی در سطح مدرسه را بر عهده دارد؛ با برقراری روابط صحیح، سازنده و پویا، امکان درک و اصلاح مداوم موقعیت را برای کلیه عوامل (کارکنان و خانواده ها) و دستیابی به سازمان یادگیرنده فراهم می سازد؛ و از اختیارات متناسب برای پاسخگویی و مسئولیت پذیری در کلیه امور مدرسه برخوردار است.

 

در خصوص راهبردهای یاددهی یادگیری اینطور تبیین کرده است که، یاددهی یادگیری فرآیندی زمینه ساز برای ابراز گرایش های فطری، شناخت موقعیت یادگیرنده و اصلاح مداوم آن است؛ یادگیری حاصل تعامل خلاق، هدفمند و فعال یادگیرنده با محیط های متنوع یادگیری است؛ و دیدگاه دانش­ آموزان را به طور معنادار نسبت به ارتباط با خود، خداوند، دیگران و مخلوقات، تحت تأثیر قرار دهد. همچنین در اصول حاکم بر راهبردهای یاددهی یادگیری آمده است: امکان درک و تفسیر پدیده ها، وقایع، و روابط را در موقعیت های واقعی زندگی تدارک ببیند، به گونه ای که شرایط را برای درک و تصمیم گیری در مورد مسایلی که دانش آموزان در موقعیت های مختلف با آن مواجه می شوند را با رعایت نظام معیار اسلامی فراهم کند؛ انگیزه دانش آموزان را از طریق کاوشگری در تلاش مداوم برای یافتن پاسخ پرسش هایی درباره پدیده ها، وقایع و روابط آنها شکوفا و تقویت کند؛ امکان درک و تفسیر قوانین کلی حاکم بر هستی و رابطه های علت و معلولی یا وابستگی پدیده ها را همراه با افزایش بصیرت در دانش آموزان فراهم کند؛ فرصت هایی را تدارک ببیند که شایستگی های کسب شده در فواصل زمانی توسط دانش آموز مرور و تصمیماتی برای تعدیل، بازنگری یا ادامه مسیر یادگیری توسط او اخذ شود؛ فرصت لازم برای پیوند نظر و عمل، تلفیق دانش و تجربیات پیشین با یادگیری های جدید را به صورت یکپارچه و معنادار جهت تحقق ظرفیت های وجودی دانش آموزان و توسعه شایستگی ها فراهم کند؛ با بهره مندی فزونتر از روش های فعال، خلاق و تعالی بخش و با سازمان دهی نو آورانه و خلاق  فرآیند جمع آوری و انباشت حقایق زمینه ساختن علم و معرفت را فراهم نماید؛ صرفا به انتقال دانش محدود نشده بلکه زمینه تولید علم از سوی دانش آموزان را با تاکید  مشارکت آنان در مفهوم تدارک ببینند، زمینه تعامل موثر دانش آموز را با معلم، همسالان و انواع محیط های یادگیری فراهم کند؛ زمینه بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نوین آموزشی را فراهم نماید و  استفاده از آن ها را با نگاه تقویتی و تکمیلی یا توانمند سازی (نه نگاه جایگزینی و واگذاری) دنبال کند.

برای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی نیز نکاتی را یادآور شده است. اینکه، ارزشیابی به صورت مستمر تصویری روشن و همه‌جانبه را از موقعیت کنونی دانش‌آموز، فاصله او با موقعیت بعدی و چگونگی اصلاح آن متناسب با ظرفیت ها و نیازهای دانش آموز ارائه می کند؛ زمینه انتخاب گری، خود مدیریتی و رشد مداوم دانش آموز را با تأکید بر خود ارزیابی فراهم می کند و بهره گیری از سایر روش ها را زمینه ساز تحقق آن می داند؛ ضمن حفظ کرامت انسانی، کاستی های یادگیری را فرصتی برای بهبود موقعیت دانش آموز می‌داند؛ و کاستی‌های یادگیری را فرصتی برای بهبود و اصلاح نظام آموزشی می­داند. همچنین در بخش اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی، نکات مهمی را بیان کرده است که از جمله آنها اینکه، با استفاده از انواع روش‌ها و ابزارها بتواند توانایی دانش آموزان را در بهره گیری از شایستگی های پایه در موقعیت های مختلف به صورت معنادار منعکس نماید؛ با ارائه شواهد متنوع و کافی امکان قضاوت در خصوص سطح دستیابی دانش آموزان به اهداف برنامه درسی را تعیین نماید؛ باید به صورت منعطف و مستمر با توجه به وجوه متفاوت یادگیری هر یک از دانش آموزان، فرآیند دستیابی به اهداف و چگونگی اقدام موثر را منعکس نماید؛ برای حفظ شان و کرامت انسانی دانش آموزان و تقویت خود پنداره مثبت او از بکارگیری روش ها و ابزار ارزشیابی اضطراب آور و مایوس کننده پرهیز شود؛ امکان مشارکت سایر دانش آموزان، مربیان و اولیاء در امر سنجش برای تبیین و منعکس ‌نمودن ظرفیت های وجودی و وجوه توانایی های متفاوت هر یک از دانش آموزان را فراهم کند؛ در فرآیند ارزشیابی، نقش محوری و تصمیم سازی مدرسه و معلم در چارچوب سیاست های کلی آموزش و پرورش حفظ شود؛ با تأکید بر کار گروهی و فعالیت های جمعی و روش حل مسئله وجه رقابت زایی یا رقابت جویی را به حد اقل برساند و زمینه شکوفایی دانش‌آموزان را فراهم کند؛ به عنوان بخش جدایی‌ناپذیری از فرایند یاددهی- یادگیری تلقی شده و از نتایج آن برای  برنامه ریزی رشد حرفه‌ای معلمان و بهبود برنامه‌درسی و نظام آموزشی استفاده شود؛ با تاکید بر بهره گیری از تکالیف عملکردی در سنجش میزان دستیابی دانش‌آموزان به شایستگی‌ها، گزارش عملکرد تحصیلی و تربیتی آنان با همکاری دانش آموز، اولیا مدرسه و والدین تنظیم و ارایه شود.

محیط یادگیری به عنوان بستر یادگیری با مرکزیت مدرسه را اینطور تشریح نموده است که، محیط یادگیری، با بهره‌ گیری از ظرفیت‌ های نظام هستی، محیطی امن، منعطف، پویا، برانگیزاننده و غنی را برای پاسخگویی به نیازها، علایق و ویژگی‌ های دانش ‌آموزان تدارک ‏می‏بیند؛ مدرسه محیط یادگیری پایه و اصلی است؛ اما یادگیری به آن محدود نمی­شود و سایر محیط ‌ها نظیر محیط ‌های اجتماعی، طبیعی، اقتصادی، صنعتی و فرهنگی را نیز در بر می‌گیرد؛ با بهره‌ گیری از ظرفیت و قابلیت  محیط‌ های مجازی و رسانه ‌ها زمینه بهبود موقعیت دانش‌آموزان و ارتقای کیفیت فرایند یاددهی یادگیری را فراهم می ‌آورد؛ و خانواده از محیط ‌های مهم و اثر بخش یادگیری بشمار می‌آید که در تعامل مستمر و موثر با مدرسه می باشد.

در بحث سیاست های تولید مواد و رسانه های یادگیری، آورده است، توسعه و تقویت مراکز و منابع یادگیری داخل و خارج از مدرسه به ویژه جامعه محلی و بهره برداری از آنها و همچنین توانمند‌سازی مدرسه برای ایفای نقش اصلی و محوری در نیل به وضع مطلوب در تولید و بهره‌برداری از مواد و رسانه‌های یادگیری، مراکز و منابع متنوع یادگیری؛

زمان آموزش به عنوان یک مولفه کلیدی، هم کاربرد مدرسه ‌ای داشته و هم بایستی مورد توجه برنامه ‌ریزان و مولفان باشد. در این خصوص نیز نکاتی مهمی در سند مطرح شده است. از جمله اینکه، شروع سال تحصیلی از اول مهر ماه هر سال بوده که تا پایان شهریور ماه سال بعد ادامه خواهد داشت؛ زمان آموزش برای دوره ابتدایی 925 ساعت، دوره متوسطه اول 1180ساعت و دوره متوسطه دوم 1365 ساعت خواهد بود. علاوه بر این، در  تمامی دوره ها 50 ساعت به فعالیت های خارج از کلاس و مدرسه متناسب با اقتضائات برنامه درسی هر حوزه یادگیری اختصاص می یابد و 50 ساعت متناسب با شرایط و اقتضائات محیطی در اختیار استان ها، مناطق و مدارس قرار می گیرد. بنا به ضرورت پاسخگویی به نیازها و اقتضائات محلی و منطقه‌ای، برنامه‌ ریزی و تأمین محتوای بخشی از زمانِ رسمی تعلیم و تربیت در اختیار استان، منطقه و مدرسه خواهد بود که در چارچوب آئین‌ نامه ‌های ابلاغی برنامه ‌ریزی و اجرا می شود؛ ساعات کار هفتگی دوره ابتدایی 25 جلسه در کلیه پایه ‌ها و زمان هر جلسه در پایه ‌های اول و دوم 45 دقیقه و در پایه ‌های سوم، چهارم، پنجم و ششم 50 دقیقه می ‌باشد. میانگین ساعات کار هفتگی دوره متوسطه اول 33 جلسه در کلیه پایه‌ ها و زمان هر جلسه 50 دقیقه، و ساعات کار هفتگی دوره متوسطه دوم نظری حداکثر 37 جلسه در کلیه پایه ‌ها و زمان هر جلسه 50 دقیقه می ‌باشد و ساعات کار هفتگی دوره متوسطه دوم فنی و حرفه‌ای و کاردانش متناسب با رشته ­‌های تحصیلی حداکثر 40  جلسه در کلیه پایه ‌ها و زمان هر جلسه 50 دقیقه می ‌باشد.

وزارت آموزش و پرورش  موظف است از مشارکت حداکثری خانواده ها، دستگاه‌های فرهنگی، هنری، خدماتی، مذهبی، تولیدی و ... برای طراحی و اجرای برنامه‌ها و فعالیت های خارج از کلاس و مدرسه، به‌ خصوص بخشی از برنامه‌ها که در تابستان اجرا می‌شود، استفاده نماید.

در قسمت سیاست‌ها و الزامات اجرایی آورده است، تحول در برنامه ­های درسی به عنوان یکی از زیرنظام‌ هایی که نقش تعیین‌ کننده‌ای را در تحقق طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش داراست مستلزم فراهم آوردن شرایط، امکانات و زیرساخت‌ های فنی و تخصصی برای طراحی و اجرای برنامه ‌های مرتبط با سند برنامه درسی ملی حول محور برنامه درسی ملی است. از جمله برخی الزامات عبارتند از اینکه: طراحی و بکارگیری روش های اثر بخش در اشاعه و تبلیغ برنامه درسی ملی، فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن؛ بکارگیری راهکارها و ایجاد فرصت های متنوع برای ارتقای توانمندی های ذینفعان بویژه معلمان و مدیران برای ایفای نقش آنها در برنامه درسی ملی و ارتقای سطح عملکرد مدارس.

 

با تحقق و اجرایی ‌نمودن این مفاهیم و گزاره ­ها در مدرسه و محیط اجرا و عمل، نه تنها زمینه تحول در مدرسه فراهم می‌ گردد، بلکه یک نوع سنجش و اعتبارسنجی اجرایی برنامه درسی ملی اتفاق می ‌افتد که بازخوردهای دریافتی آن می ‌تواند برای سیاستگذاران و برنامه‌ریزان درسی نیز راهگشا باشد. به عبارت دیگر به جای اینکه، ابتدا به تدوین راهنمای برنامه درسی حوزه­های یادگیری و اسناد مرتبط و همچنین تالیف کتاب درسی منطبق با اسناد تحولی پرداخته شود و بعد از آن به سراغ مدرسه رفته و حین اجرایی نمودن برنامه‌های درسی جدید در کلاس درس، به عملیاتی ‌سازی مولفه ‌ها و عناصر دیگر درون مدرسه ‌ای پرداخته شود، ضروری است در اولین زمان ممکن، دلالت‌ های مدرسه‌ای سند را، ضمن اشاعه و تبیین آنها به مخاطبان، نسبت به اجرایی نمودن آنها در مدرسه اقدام شود.

نتیجه اینکه سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران، اگرچه یک سند بالادستی است، ولی برای تمام سطوح آموزش و پرورش کاربرد داشته، و مهمتر اینکه راهنمای عمل معتبر و مستندی برای بازتعریف مدیریت در مدرسه، نقش و جایگاه معلم در کلاس درس، نگاه تحول آفرین به دانش آموز، تحول در فرایند یاددهی یادگیری، توسعه محیط یادگیری برای دانش آموزان، نسخه درمانی برای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و سند هدایتگری برای خانواده ها، رسانه ها و دیگر نهادهای مرتبط تربیتی در راستای تحقق فرایند تربیت رسمی و عمومی است. از جمله استلزامات و حمایت کننده های این راهنمای عمل در مدرسه و به نوعی پیش نیازهای آن نیز تغییر در برنامه های درسی تربیت معلم و بخش توسعه یادگیری معلمان، تحول در برنامه ها و دستورالعمل های مرکز سنجش آموزش و پرورش، بازنگری در برنامه ها و فعالیت های معاونت های آموزشی و پرورشی در سطح ستاد تا منطقه و دیگر بخش های ستادی است. پیشنهاد نهایی اینکه تحقق برنامه درسی ملی نیازمند یک عزم و حرکت جدّی و جهادی از چند سو و به صورت همزمان است.

مدرسه و برنامه ریزی تحولی در فرایند یاددهی یادگیری و عوامل موثر بر آن

برنامه ریزان و مولفان کتاب های درسی و محتواهای آموزشی با منطبق ساختن برنامه های درسی و محتواهای آموزشی با برنامه درسی ملی

حوزه ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش از سطح وزارت تا منطقه با همراه شدن رویکرد و جهت گیری منطبق با برنامه درسی ملی و پشتیبانی از مدرسه در این خصوص.

دانشگاههای تربیت معلم و مرکز توسعه یادگیری معلمان با تغییر در برنامه های درسی و رویکردهای آموزشی و تربیتی

خانواده ها در تحقق واقعی شعار «خانواده به عنوان محیط یادگیری» و همراهی و حمایت از نظام تربیتی.

رسانه ها و دیگر نهادهای مرتبط با تربیت رسمی و عمومی با حمایت از نظام تربیت رسمی و عمومی

منابع

شورای عالی آموزش و پرورش(1391). سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران. تهران: سازمان پژوهش و برنامه­ریزی آموزشی.

شورای عالی انقلاب فرهنگی(1390). سند تحول بنیادین آموزش و پرورش. تهران: شورای عالی آموزش و پرورش.

شورای عالی انقلاب فرهنگی(1390). مبانی نظری تحول بنیادین تعلیم و تربیت رسمی عمومی. تهران: شورای عالی آموزش و پرورش.

. عوامل چهارگانه موثر بر کیفیت عبارتند از: بخش کلان نیمه تجویزی و غیر تجویزی(موسوم به فوق برنامه)، مشاوره و راهنمائی، زمان تدریس و بالاخره زبان تدریس. عوامل موثر بر کیفیت برنامه درسی است. بخش کلان نیمه تجویزی و غیرتجویزی، شامل انواع فعالیت های(انتخابی و اختیاری) فوق برنامه، مکمل و اوقات فراغت است که به تعیین تکلیف برای عاملان طراحی، اجرا، ارزشیابی و زمان این فعالیت ها می پردازد.

. ecologic

[3] .  Reculturing

[4] Mutualadaptation

. منظور از موقعیت وضعیت مشخص، پویاو قابل درک و تغییری است که حاصل تعامل پیوسته فرد به منزله ی عنصری آگاه، آزاد و فعال با خداوند وگستره ای از جهان هستی (خود، طبیعت و جامعه) در محضر خداوند متعال است (که حقیقتی برتر و خالق همه ی جهان و فراتر از همه موقعیت ها است). بنیان نظری تحول راهبردی در نظام تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران- ص 442 

 

. از نمونه فعالیت‌های رسمی غیر کلاسی و فعالیت های غیر رسمی می‌توان مشاهده طبیعت، انجام فعالیت‌ میدانی و بازدید از موزه‌ها، نمایشگاه‌ها و مراکز علمی، تولیدی، فرهنگی (موزه‌ها، کانون‌های تربیتی محله و …)، مذهبی (مساجد، زیارتگاه‌ها، دارالقرآن‌ها و …)، نهادها و مؤسسات اجتماعی، شرکت در فعالیت‌های ورزشی، شرکت در فعالیت‌ گروه‌ها و انجمن‌های علمی، اردوهای علمی، زیارتی و سیاحتی، مطالعه کتاب و روزنامه و... را نام برد؛

1
امتیاز: 1 (1 رای)

ارسال نظر

Image CAPTCHA