مشروح سخنان دکتر حکمت نیا در بزم اندیشه سی ام

دکتر حکمت نیا در سی امین نشست بزم اندیشه در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مباحث مهمی را مطرح کرد که نقد و نظرهای مختلفی را در پی داشت.

به گزارش روابط عمومی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، سی امین نشست از سلسله نشست های اندیشه ورزی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با موضوع "مالکیت فکری درایران وجهان با نگاهی به مالکیت فکری  کتابهای درسی و رسانه های آموزشی درایران" روز دوشنبه 25 شهریورماه با حضور دکتر محمود حکمت نیا در سالن جلسات این سازمان برگزار شد.خبر این نشست بزم اندیشه پیش از این در تارنمای سازمان بارگزاری گردیده و اکنون متن کامل و مبسوط این نشست جهت استفاده مخاطبان گرامی بارگزاری می گردد.

یادآور می شود مشروح این نشست های بزم اندیشه در قالب کتابی با عنوان " دفتر دوم" بعد از تکمیل منتشر خواهد گردید.

متن کامل این نشست به شرح زیر می باشد:

بنده قصد دارم در این جلسه در سه سطح صحبت کنم. نخست اینکه مالکیت فکری به دنبال حل کردن چه مشکلاتی است؟ دوم اینکه از نظر حقوقی موضوع حمایت از مالکیت فکری چیست؟ و سوم اینکه استثناهای حمایت کدام است و  ازچه چیزهای نباید حمایت کرد؟ طرح این موضوعات نیز در حوزه کتاب های درسی خواهد بود.

اساسأ مالکیت فکری یک مسأله اقتصادی است.در نتیجه اولین دغدغه مالکیت فکری مسائل اقتصادی است. اینکه نام اشخاص در ابتدای کتاب‌های درسی ذکر شود از ابتدا جز دغدغه‌های اصلی نبوده و این رشته برای پاسخگویی به این مسأله به وجود نیامده است.اگر چه در قوانین به این مسأله نیز توجه شده است.جای تعجب دارد که موضوع مالکیت فکری در کشور ما تا حدود زیادی روی نام مولف بحث می شود.در برخی جوامع مانند جوامع آمریکایی که مبنای اقتصادی دارد عنوان می کنند این موضوع به صورت مناسبتی وارد حوزه مالکیت فکری شده است.در فرهنگ ما به اندازه ای مسأله ذکر نام عیان و آشکار بوده که بسیاری از نویسندگان ما در زمانی که نام و نام خانوادگی وجود نداشت به نام اثر خود شناخته می شدند.به عنوان مثال محمد حسین کاشف الغطا و یا محمد حسن صاحب جواهر از جمله این موارد هستند.موضوع حمایت از مولف مانند کمک اقتصادی جز مالکیت فکری نیست که متأسفانه در کشورما جزئی از پروسه حمایت از مولف شناخته می شود.به عنوان مثال وزارت علوم اعلام می کند کسانی که کتاب نوشته اند بین هشت تا ده امتیاز می گیرند.این در حالی است که این موضوع از اساس جز فلسفه و اهداف مالکیت فکری نیست.در مرحله نخست ما باید موضوع را مشخص کنیم تا پس از آن بتوانیم رویکرد حمایتی از این موضوع را مشخص کنیم.

بچه ها هنگامی که متولد می شود سه کار انجام می دهند که این سه کار می تواند مبانی بحث ما قرار بگیرد. یکی از فلاسفه عنوان می کند بچه ها همگی فیلسوف به دنیا می آیند.چون اولین سوالی که می کنند از چیستی اشیا است. به عنوان مثال سوال می کنند این خودکار چیست؟ «چیستی» یک سوال فلسفی است.این در حالی است که برخی از پدرومادرها به این سوالات پاسخ دقیق نمی دهند و به همین دلیل ذهن فلسفی کودک را نادیده می گیرند.هنگامی که کودک اشیایی را زیر پای خود قرار می دهد تا از صندلی یا مبل بالا برود و روی آن بنشیند نوعی فنآوری رخ داده است.هنگامی که پدر خسته وارد منزل می شود کودک از وی می خواهد که چهار دست و پا شود تا کودک روی پشت وی سوار شود. این چه معنایی دارد؟ معنای این خواسته این است که کودک از حرکت حیوان یک خلاقیت در ذهن خود ساخته است. هنگامی که کودک شیئی را زیر پای خود قرار می دهد تا روی صندلی بنشیند یک مالکیت صنعتی رخ داده و زمانی که از چیستی اشیاء سخن می گوید در حوزه مالکیت فلسفی وارد شده است.

در مالکیت فکری قرار است از اثر و کشف حمایت شود و نه از کاشف و پدیدآوردنده

بشر موفق شده در قالب خلاقیت های شخصی خود چیزی را بسازد و تبلور آن را در بیرون مشاهده کند.در مالکیت ادبی و هنری هنگامی که از اثر سخن گفته می شود از خلق بیرونی ذهن حمایت می شود.قسمتی که انسان متوجه می شود کشف است و موضوع حمایت نیست.دلیل این مسأله نیز این است که افراد نسبت به فهم برابر هستند.فهم را نمی توان انتسابی و انحصاری کرد.در مالکیت فکری قرار است از اثر و کشف حمایت شود و نه از کاشف و پدیدآوردنده.به عنوان مثال رابطه دانایی و توانایی بر این اساس است که هر فردی داناتر است تواناتر نیز است.در مالکیت فکری از این اظهاره دفاع می شود و نه رابطه بین دانایی و توانایی.این رابطه در نهایت کشف و فهمیده شده است.در چنین شرایطی دولت عنوان می کند می خواهیم از کاشف حمایت کنیم.در نتیجه توانا بود هر که دانا بود از قمست علمی خود گرفته شد، در قسمت خیال صورت برداری شد و در یک شئی فیزیکی منعکس شد.

تولد یک اثر

درمالکیت فکری چیزی که از ذهن خارج می شود و در یک شئی قابل اثبات است اثر نامیده می شود.خاستگاه مالکیت ادبی و هنری ساخت ذهنی است.آن چیزی که خلق می شود و ساخته می شود به عنوان انحصار فرد شناخته می شود.هدف از این رویکرد نیز این است که آنچه در ذهن فرد ساخته می شود در دسترس عموم قرار بگیرد.این خلق فردی است و برخلاف علم است که دارای ذات عمومی است.خلق شخصی است اما علم عمومی است.در برخی مسائل اقتضائات علم با بیان علم مساوی است. به عنوان مثال در جدول ضرب چنین اتفاقی رخ می دهد.در این مسأله شما نمی توانید خلاقیت داشته باشید. دلیل آن نیز این است که فرمول جدول ضرب مشخص است.در نتیجه در مالکیت فکری نمی توان از دانش و یافته علمی حمایت کرد.اختراع حل مشکل می کند. با این وجود اگر یک اختراع قبلأ اختراع شده باشد دلیلی برای انحصار آن وجود ندارد. در خلق ذهنی که پیام و بیان به بیرون منتقل می کند وضعیت متفاوت است. پیام بستگی به شخصیت دارد.به عنوان مثال فردی در ابتدای کتاب خود عنوان می کند خانواده خوب است. این جمله توسط یک رباط که با هوش مصنوعی کار می کند نیز گفته می شود و در عین حال در کلام.

اگر فکر از یک ذهن خارج شد متعلق به همان فرد است

قام سیاسی نیز وجود دارد.نفس این جمله  مشترک است اما بیان آن و اینکه توسط چه کسی بیان می شود دارای اهمیت است.کسی که در کتاب خود عنوان می کند خانواده خوب است براساس مطالعات و تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است. رباطی که با هوش مصنوعی این جمله را بیان می کند به دلیل این بوده که محیط جهانی را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که خانواده خوب است.هنگامی که یک مقام سیاسی عنوان می کند خانواده خوب است به منزله این است که سیاستگذاری های کشور باید به این سمت سوق پیدا کند.در اینجا هر سه نفری که این جمله را بیان می کنند دارای حکمیت هستند. برخلاف اختراع که حکمیت ندارد.در اختراع حل مسأله دارای اهمیت است.در مالکیت فکری عنوان می شود اگر فکر از یک ذهن خارج شد متعلق به همان فرد است حتی اگر با خلق دیگران یکسان باشد.نکته دیگر اینکه مدت حمایت اقتصادی مالکیت فکری محدود است.این مسأله بیشتر درباره آثار نوشتاری است که تا پنجاه سال پس از مرگ مولف وجود دارد.برخی از آثار دیگر موضوع حمایت مالکیت فکری نیست و تاریخ آنها گذشته است. به عنوان مثال اشعار فردوسی در این گروه قرار می گیرد.این آثار به صورت عمومی مورد استفاده قرار می گیرد. البته ممکن است دولت در تنظیم این استفاده برخی مقررات را تدوین کند. دلیل اصلی وجود مالکیت فکری این است که در گذشته اثر خلق می شده اما امکان تکثیر صنعتی وجود نداشته است. این در حالی است که در شرایط کنونی امکان تکثیر صنعتی وجود دارد.

تکثیر صنعتی

تکثیر صنعتی به این معنا است که کتاب یک فرد می تواند به تعداد زیادی منتشر شود. در چنین شرایطی دو مسأله برای مولف و ناشر به وجود می آید.ناشر باید بازار مصرف و اعتبار برای اثر پیدا کند.مولف نیز تمایل دارد از کاری که انجام داده سود اقتصادی ببرد.با این وجود بین مولف و ناشر یک تفاوت جزئی وجود دارد. این تفاوت نیز این است که ناشر باید هزینه های خود را به صورت نقدی بپردازد تا هزینه های چاپ و انتشار را پرداخت کند. این در حالی است که مولف مبلغی بدهکار نشده و بلکه طلبکار شده است. یعنی برای چیزی هزینه اقتصادی نکرده است.به همین دلیل عنوان می شود 10 درصد به مولف و 90 درصد به ناشر داده می شود. در این قضیه حق مولف توزیع زمانی شده است.این مسأله به این معنا است که تا پنجاه سال پس از مرگ مبلغ ناچیزی از خلق اثر خود دریافت خواهد کرد. این در حالی است که پول ناشر را باید به صورت فوری به وی پرداخت کرد.در نتیجه مولف درآمدش کم و تدریجی و ناشر دفعی و زیاد است.دلیلش نیز این است که مولف می تواند صبر کند در حالی که ناشر نمی تواند صبر کند.نکته دیگر اینکه باید هزینه را برای مصرف کننده نیز پایین آورد تا مصرف کننده بتواند از اثر استفاده کند.ترکیبی از این سه قضیه مالکیت فکری را تشکیل می دهد.

مالکیت فکری به دنبال تأمین اقتصادی مولفان و حمایت از ناشران است

این مسأله اولین بار توسط ناشران به وجود آمد.ناشران برای چاپ آثار مولفان به این نتیجه رسیدند که باید برای مولف یک انحصار انتشار ایجاد کنند تا کسی نتواند به صورت مجانی اثر مولف را منتشر کند.در انگلستان مشکلی دیگری نیز وجود داشت که به ناشران خصوصی اجازه نمی دادند آثار را منتشر کنند.امروز اگر ما می خواهیم چرخ اقتصادی بچرخد باید از ناشر و مولف حمایت کنیم.در بسیاری از کشورها عنوان شده که دولت باید این حمایت را انجام بدهد.با این وجود پس از مدتی مشخص شد که دولت توانایی مالی این کار را ندارد و اگر هم داشته باشد بودجه خود را اولویت بندی می کند که به این مسائل نمی رسد.باید هزینه تولید و توزیع علم براساس وضعیت بازار تعیین شود.این وظیفه ای است که مالکیت فکری برعهده گرفته است.دولت های سوسیالیستی زیر بار این مسأله نرفتند.به همین دلیل نیز در اتحاد جماهیر شوروی قبل از فروپاشی هزینه تولید علم را دولت پرداخت می کرد.این وضعیت در چین پس از اصلاحات اقتصادی نیز وجود داشت.

چگونگی ارائه آثار ادبی و هنری برای دانش آموزان

در کنار حقوق مولف مسأله برندها و علائم و همچنین مسأله اختراعات وجود دارد که هر کدام دارای ادبیات خاص خود است.موضوع اصلی ما ارائه آثار ادبی و هنری برای دانش آموزان است.در اینجا نیز دو مسأله وجود دارد. نخست اینکه حقوق اخلاقی و حق نام چگونه رعایت شود ودوم اینکه حقوق اقتصادی اثر چگونه رعایت شود.در حقوق اخلاقی و اقتصادی دو منبع حقوقی برای آن وجود دارد. نخست قانون و دوم قرارداد.در حقوق ما قراردادهمان قانون است.در نتیجه باید قانون را به دو بخش قانون عمومی و قانون خصوصی تقسیم کنیم. بحث بر سر این است که قانون در زمینه کتب درسی چه شرایطی برای مولفان در نظر گرفته و دوم اینکه قراردادی که مولفان با سازمان ها دارند چه نوع قراردادی است.موضوع دیگری که برای سازمان حایز اهمیت است این است که کتبی که به عنوان کتب درسی در سازمان تولید می شود به عنوان منبع اقتصادی برای فعالیت های دیگر تبدیل می شود.سوال اینجاست که اگر این کتاب ها به عنوان منبع درآمد برای سازمان های خصوصی برون سازمانی مورد استفاده قرار بگیرد این رابطه از نظر قانون و قرارداد در چه شرایطی باید تنظیم شود.در نتیجه ما با دو موضوع کلی تولید اثر و استفاده از اثر در مراکز بیرون از سازمان مواجه هستیم.

راه حل آن را نیز باید در قانون و قرارداد جست وجو کرد

در مالکیت فکری کتب درسی شما با یک کتاب مواجه هستید اما از درون با مجموعه آثار مواجه هستید.آن چیزی به عنوان اثر شناخته می شود که خلق شده باشد. دوم اینکه مقداری از خلاقیت نیز در آن وجود داشته باشد.درباره این میزان خلاقیت نیز بین نظام های مختلف تفاوت وجود دارد. نظام های آمریکایی معتقد هستند همین که اثر به صورت کپی نباشد کفایت می کند.به همین دلیل در آمریکا طراحی جدول نیز اثر محسوب می شود.در نظام های حقوقی ما که مولف است اعتقاد بر این است که اثر باید مبلغ شخصیت انسانی نیز باشد.نکته دیگر اینکه آمریکایی ها معتقدند حجم اثر دارای اهمیت نیست.این در حالی است که در قانون ما حجم دارای اهمیت است. مسأله مهم این است که یک نوشته به دنبال ارائه حجم است یا قالب.در تفسیر قانون هر نوشته باید قابلیت حجم خود را داشته باشد.در کتاب های درسی انواع قالب ها اعم از شعر، عکس، ترانه، داستان و... وجود دارد.در کتاب درسی اجزایی وجود دارد که در آنها خلاقیت وجود دارد.

آثاری وجود دارد که با مدیریت یک مجموعه به وجود می آید که به آن آثار جمعی گفته می شود.در شرایط کنونی این آثار در ذیل آثار مشترک تقسیم بندی می شود.در اثر مشترک نیز حقوق اخلاقی و اقتصادی افراد براساس قانون مشخص شده است.این در حالی است که اعمال حق براساس قرارداد صورت می گیرد.در قانون مالکیت فکری وجوه حق اثبات می شود نه اعمال حق.اعمال حق براساس قرارداد صورت می گیرد. قرارداد نیز بین سازمان و مولفان انعقاد می شود.سازمان ها در این زمینه قدرت مانور بیشتری دارند. دلیل آن نیز فضای رقابتی است که در آن حضور دارند. سازمان انحصاری است اما مؤلفان انحصاری نیستند.نکته دیگر این است که آیا آموزش و پرورش هنگامی که این کتاب ها را در اختیار دانش آموزان قرار داد قصد دارد از آنها به عنوات منابع اقتصادی دیگر نیز استفاده کند یا خیر.این مسأله با قانون اساسی نیز منافات ندارد. قانون اساسی تنها آموزش را رایگان اعلام کرده است.به همین دلیل اگر دیگران که زیر مجموعه آموزش و پرورش نیستند قصد داشته باشند از این کتاب ها استفاده کنند باید هزینه اقتصادی آن را بپردازند.اینکه سازمان این آثار را به عنوان یک موضوع اقتصادی برای دیگر سازمان ها در نظر بگیرد هیچ اشکالی ندارد و حتی سبب تقویت سازمان خواهد شد.در شرایط کنونی ماهیت کتاب درسی یک اثر مشترک است.در هر کتاب درسی آثاری وجود دارد که محتوا قابل حمایت نیست و بلکه شکل قابل حمایت است.


سوال:از منظرعرف تعیین جایگاه مالکیت فکری کجاست؟ جایگاه عرف در موضوع تعیین حدود کجاست؟

پاسخ:مالکیت فکری استثنا برآزادی است.جامعه نیز در چارچوب قانون عمل می کند. تفسیر قانون را نیز عرف مشخص می کند.با این وجود عرف نمی تواند جایگزین قانون شود.مالکیت فکری از عرف منبع ندارد.تنها منبع مالکیت فکری قانون است.با این وجود برای تفسیر قانون باید به عرف مراجعه شود.اینکه قانون براساس چه منابعی پدید آمده یک موضوع است و اینکه پس از قانون چه اتفاقی رخ می دهد موضوع دیگری است. از زمانی که قانون ایجاد شد دیگر عرف به عنوان منبع قانون شناخته نمی شود.مالکیت فکری به صورت کلی استثنا است که قابل توسعه نیست.


سوال:در کتاب های درسی هر مولف بخشی از تدوین کتاب را انجام می دهد که مشخص نیست در نهایت شرایط مولفان در چه وضعیتی قرار می گیرد.چرا نباید نام مولفان در کتاب ذکر شود؟

قانون مالکیت فکری عنوان می کند نام مولف باید در کتاب ذکر شود. با این وجود یک قرارداد بین مولف و ناشر وجود دارد.هنگامی که در تبصره قرارداد کلیه حقوق مادی و معنوی مولف واگذار می شود به همین معنا است.این تبصره مانند بخشیدن حق فرد است. مانند زنی که شوهر کرده اما مهریه خود را بخشیده است.در نتیجه تکلیف این موضوع در قرارداد مشخص شده است.

سوال:کتب درسی یک اثر جمعی است. با این وجود سازمان با یک نفر به عنوان مجری قرارداد منعقد می کند.آیا از منظر حقوقی این رویکرد صحیح است؟

بله؛ از نظر قانونی صحیح است. قراردادبه صورت پیمانکاری بسته شده که هر بخش آن به یک مولف واگذار شده است.لازم نیست همه مولفان در قرارداد حضور داشته باشند.اگر در قرارداد ذکر شده باشد که قرارداد باید به رویت مولف رسانده شود تعهد آور است.اما اگر چنین مسأله ای در قرارداد ذکر نشده باشد الزام آور نیست.انتظار مردم ایران به صورت نامطلوبی از قانون زیاد است.بیشتر مشکلات نیز بر سر قراردادهاست و نه برسر قانون.قانون تنها حق راشناسایی می کند و حقوق طرفین را مشخص می کند.


سوال:حق مولف در کتاب هایی که در سال های آینده تجدید چاپ می شود و با افزایش قمیت مواجه می شود چه  وضعیتی پیدا می کند؟

قانون برای مولف در چنین شرایطی حق قائل است. با این وجود اگر مولف در قراردادخود این حق را از خود سلب کرده باشد مولف هیچ سهمی در افزایش قیمت و یا تجدید چاپ کتاب نخواهد داشت.باید مشخص شود در قرارداد مولف و ناشر حق تألیف برای مولف پیش بینی شده یا خیر.آثاری که براساس استخدام پدید می آید حقوق سازمانی آن متعلق به سازمان است.در نتیجه کسانی که استخدام آموزش وپرورش هستند و به منظور تدوین کتب درسی استخدام شده اند هیچ حقی در این زمینه ندارند و کلیه حقوق این کتب متعلق به آموزش وپرورش است.اینکه سازمان به صورت منصفانه یا غیرمنصفانه با مولف رفتار می کند به قوانین سازمان ارتباط پیدا می کند.


سوال:مولفانی که در سازمان مشغول به کار هستند و کتب درسی را تألیف می کنند در برخی اوقات توسط سازمان ها و گروه های دیگر دعوت به کار می شوند که توسط سازمان ممنوع می شود. آیا از منظر قانونی سازمان اجازه چنین اعمال نفوذی را دارد؟
این شرط اشکال ندارد. با این وجود باید موضوع آن مشخص شود که مثلأدر فلان موضوع خاص اشکال ندارد.از نظر سازمانی هر سازمان می تواند در کار پرسنل خود محدودیت ایجاد کند.از نظر حقوقی این مسأله دارای اشکال نیست اما اینکه به چه میزان منصفانه است باید در گفت وگو با سازمان مشخص شود.میزان انصافی که سازمان در این زمینه در مورد مولف به کار می گیرد تعیین کننده خواهد بود.

ارسال نظر

Image CAPTCHA