مبسوط سخنان دکتر ذوعلم در بزم اندیشه با موضوع «امام حسین(ع) در برنامه درسی»

حجت الاسلام و المسلمین علی ذوعلم در سی و یکمین نشست بزم اندیشه در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مباحث مهمی را مطرح کرد که نقد و نظرهای مختلفی را در پی داشت.

به گزارش روابط عمومی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، سی و یکمین نشست از سلسله نشست های اندیشه ورزی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با موضوع "امام حسین (ع) در برنامه درسی از حماسه تا هویت" روز سه‌شنبه 9 مهرماه در سالن جلسات این سازمان برگزار شد. خبر این نشست بزم اندیشه پیش از این در تارنمای سازمان بارگزاری گردیده و اکنون متن کامل و مبسوط این نشست جهت استفاده مخاطبان گرامی بارگزاری می گردد.

یادآور می شود مشروح این نشست های بزم اندیشه در قالب کتابی با عنوان " دفتر دوم" بعد از تکمیل منتشر خواهد گردید.

متن کامل این نشست به شرح زیر می باشد:

 

هدف و غایت تربیت هویت سازی است

اگر چه در گزاره‌هایی که در متن مبانی نظری تحول در زمینه تربیت آمده ممکن است نقدهایی وارد باشد اما اصل تعریف هویت از اهمیت بالایی برخوردار است. متأسفانه ما امروز با خلأ های مهمی در زمینه علوم انسانی مواجه هستیم. به همین دلیل هنوز به یک نظریه جامع و کاربردی در زمینه هویت نرسیده ایم. امروز مهمترین چالش ما چالش هویتی است. نشست امروز ما در خصوص امام حسین(ع) مکتب و مسیری است که امام حسین(ع) در زمینه هویت سازی بنا کرده است.

نگاه جامعه صد سال قبل به امام حسین (ع)

آنچه تا صد سال پیش در جامعه ما درباره واقعه کربلا وجود داشت مراسم ها و مناسک های عزاداری مانند تعزیه بود. صدها سال گفتمان غالب امام حسین(ع) در جامعه ایران در قالب مناسک ها و مراسم ها قرار گرفته بود.با این وجود پس از دوران تحول خواهی و تجدید حیاتی که در جامعه ما شکل گرفت نگاه مناسکی به واقعه کربلا تغییر پیدا کرد و جامعه ما از «مرثیه» به «حماسه» رسید.این تحول مهمی بود که در جامعه ما رخ داد.در این دوران جامعه ما به این نتیجه رسید که امام حسین(ع) یک حماسه را خلق کرده است.یعنی بروز و ظهور قدرتمندانه در یک عرصه نابرابر برای دفاع از یک حقیقت و یک مکتب به وسیله همه داشته ها.در همین مقطع زمانی بود که شهید مطهری کتاب حماسه حسینی را نوشتند.واقعه کربلا قطعأ یک حماسه است و مرثیه و گریه بر امام حسین(ع) و یارانش نیز عملی ارزشمند تلقی خواهد شد.با این وجود همه آنچه درباره مکتب امام حسین(ع) وجود دارد این دو مسأله نیست.به همین دلیل نیز جامعه ما از مرحله حماسه نیز فراتر رفت و به مرحله معرفت در زمینه مکتب امام حسین(ع) رسید.عاشورا صرفأ یک آیین نیست.امروز برخی به اشتباه در تبلیغات خود عاشورا را یک آیین معرفی می کنند در حالی که چنین نیست و عاشورا یک مکتب است.

مکتب امام حسین(ع) می تواند هویت ساز و هویت بخش باشد

منظور از مکتب نیز اندیشه جامعی است که می تواند برای همه مشکلات راه حل ارائه کند.اگر مکاتبی مانند اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم و سرمایه داری در برخی زمینه ها اولویت پیدا می کنند اما مکتب امام حسین(ع) جامعیت دارد و کامل است.این مکتب نیز به فرهنگ تبدیل شده است. این تعبیری است که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب نیز وجودداردوایشان از فرهنگ عاشورایی نام می برند. بسیاری از مکاتب به فرهنگ تبدیل نشده و در زندگی انسان ها جریان پیدا نکرده اند.با این وجود مکتب امام حسین(ع) به یک فرهنگ تبدیل شده و در زندگی انسان ها جریان پیدا کرده است.نکته قابل تأمل این است که مکتب عاشورا از فرهنگ نیز فراتر رفته و به یک هویت تبدیل شده است.این هویت نیز فرامرزی، فراملی، فراقومی، فرازمانی و فراجناحی است.هویت به تربیت گره خورده است. مکتب امام حسین(ع) می تواند هویت ساز و هویت بخش باشد و زمینه ساز تربیت باشد. سوال اینجاست که آیا برنامه های درسی ما هویت گرا شده است یا خیر.اگر پاسخ مثبت است آیا به مکتب امام حسین(ع) به عنوان یک وجه هویتی نگاه کرده است؟ بدیهی است که ما زمانی می توانیم به این مرحله فکر کنیم که به یک فهم عمیق درونی شده از مکتب امام حسین(ع)برسیم.این فهم باعث می شود که ما به مراتبی از هویت دست پیدا کنیم.اگر این اتفاق رخ داد می توانیم به این نتیجه برسیم که مکتب امام حسین(ع) به عنوان یک هویت در برنامه های درسی بستر سازی شود.

مشکلات جامعه از دید امام حسین (ع)

امام حسین(ع) درد جامعه را به درستی تشخیص دادند.درد جامعه نیز دو مسأله بود. نخست اینکه دین دچار فروکاهی و تحریف شده و معرفت دینی جامعه دچار آسیب شده است.دینی که محور اساسی آن آزادی، عزتمندی و معنویت است به ملعبه دست ستمگران و حاکمان تبدیل شده است.

مسأله دوم این بود که جامعه دچار یک فساد اساسی شده بود.فساد اساسی در جامعه نیز خنثی شدن، بی تفاوت شدن، منفعل شدن و منزوی شدن بود.هنگامی که جامعه منفعل شد و شناخت صحیحی از دین در جامعه وجود نداشت یک فرد میگسار، فاسد و فاسق به امیرالمومنین تبدیل می شود.بدون شک اگر امام حسین(ع) در مقابل این فساد اساسی به این شکل ورود نمی کردند دیگر دینی وجود نداشت.خبری از ارزش ها وآزادگی نبود.

هنگامی که ما قصد داریم هویت امام حسین(ع) را در برنامه ریزی درسی اعمال کنیم باید این مدل هویتی را برای خود تعریف کنیم.هویت یابی انسان ها یک مسأله اختیاری واکتسابی است.این انسان ها هستند که خودشان را می سازند. این موضوعی است که اگزیستاسیالیست ها روی آن تأکید دارند. پیروان این مکتب معتقدند وجود انسان در اختیار خودش است. نکته ای که ارزشمند است.خلق انسان توسط خداوند صورت می گیرد اماخُلق انسان به معنای عمیق آن در اختیار انسان است.مبنای این خُلق نیز هویت است.

هویت ما ایرانی، اسلامی و حسینی است

در این مبانی عنوان شده که انسان ها دارای سطوح مختلف هویتی هستند. هویت در کنار خود یک غیریت و دیگری نیز می سازد.به عنوان مثال هنگامی که از هویت ایرانی صحبت می کنیم کسانی که ایرانی نیستند در هویت دیگری قرار می گیرند.ماهیت انسان ها یکی است اما هویت ها متفاوت است.امروز هنگامی که از هویت جهانی سخن گفته می شود منظور این است که تکنولوژی  و تمدن جدید غرب هویتی به انسان ها داده است که هویت جهانی نام گرفته است. با این وجود این هویت جهانی پوششی است برای اینکه هویت غربی به عنوان پارادایم غالب هویتی جهان تبدیل شود. به همین دلیل نیز به کشورهای دیگر می گویند باید قواعد این بازی را رعایت کنید. برخی عنوان می کنند هویت ما ایرانی، اسلامی و جهانی است.این در حالی است که ما معتقدیم هویت ما ایرانی، اسلامی و حسینی است.این سخن به معنای این است که ما مکتبی از اسلام را به رسمیت می شناسیم که در مکتب عاشورا متبلور شده است.

حضرت امام خمینی(ره) معتقد بودند دو نوع اسلام بیشتر وجود ندارد. اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی.

این تقسیم بندی معنای زیادی دارد.تنها ترین و ناب ترین کلمه ای که می تواند مظهر اسلام ناب باشد امام حسین(ع) است.

واقعه کربلا یک فرهنگ و هویت است

واقعه کربلا یک واقعه تاریخی، حماسه و مرثیه نیست و بلکه یک فرهنگ و هویت است.اگر به این نتیجه برسیم تکلیف خیلی از مسائل روشن خواهد شد و خیلی از ابهامات و تردیدها از بین خواهد رفت. ما به دنبال این نیستیم که به نوجوانان خود به صورت القایی، انفعالی و تقلیلی بگوییم که باید به این هویت برسید.هنگامی که برای نوجوانان مشخص شود که هویت آنها ایرانی، اسلامی حسینی است مسیر و تکلیف آنها مشخص می شود.ما می گوییم یک جبهه حق وجود دارد و یک جبهه باطل. جبهه ای که حق است آزادی خواه است، عزت طلب است، اهل عقلانیت و عدالت است وبا ظلم و تبعیض مقابله می کند.در مقابل جبهه باطل به دنبال سلطه گری، برتری طلبی و تحمیل نظام های خفقان آور و مستبد است.براساس اعتقادات ما آزادی نخستین ارزش اسلامی قلمداد می شود.این آزادی با آزادی که کشورهای غربی مدعی آن هستند و آن را تبدیل به ابزاری برای سلطه بر جوامع دیگر و گرفتار کردن زن و مرد در هوس کرده اند متفاوت است. هنگامی که امام حسین(ع) می فرماید:«هیهات من الذله» مسیر آزادی و آزادگی برای ما مشخص می شود.

انقلاب اسلامی هنوز هم زنده و هویت بخش است

اگر ما توانستیم از هویت مطلوب یک تصویر ارائه کنیم که عقلایی، مستند و مستدل باشد موفق شده ایم به نتیجه مطلوب برسیم. هنگامی که که عنوان می کنیم هویت ما ایرانی، اسلامی و انقلابی است در واقع مقصودمان از انقلابی بودن همان حسینی بودن است.این شعاری بود که در دوران انقلاب نیز مطرح می شد و برخی در خیابان ها فریاد می زدند نهضت ما حسینی است.انقلاب اسلامی هنوز هم زنده و هویت بخش است. سوی دیگر جبهه ای است که این عناصر را قبول ندارد. نکته دیگر اینکه زیر چتر امام حسین(ع) طیف عظیمی از مکاتب و فرهنگ ها جای می گیرند. ممکن است فردی مسیحی یا یهودی باشد اما خود رادر ذیل مکتب امام حسین(ع) تعریف کند.هر کسی دارای روح آزادگی و آزادمنشی است در مراتبی در هویت مکتب امام حسین(ع) حضور دارد.این گونه افراد حداقل در مقابل امام حسین(ع) نیستند و یک جایی از امام حسین(ع) دفاع می کنند یا برای مظلومیت ایشان گریه می کنند. به عنوان مثال در ماه محرم هندوها برای امام حسین(ع) مرثیه سرایی و عزاداری می کنند.

از عناصر الهام بخش برای نسل جدید استفاده کنیم/ گلایه از کتاب تاریخ

ما در مدل هویتی خود برای نسل جدید باید به این نکته توجه کنیم که از عناصری در این هویت استفاده کنیم که برای نسل جدید الهام بخش و افتخار آمیز باشد.اگر ما خود را ایرانی می دانیم باید به فرهنگ و هویت ایرانی خود افتخار کنیم. ما به شیخ الرییس ها  و ملاصدراها افتخار می کنیم. به فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی افتخار می کنیم. با این وجود هیچ گاه به پادشاهان خود افتخار نمی کنیم. به قاجارها و پهلوی ها افتخار نمی کنیم. متأسفانه امروز برخی کتاب های تاریخی ما به شکلی نوشته می شوند که گویا پهلوی ها خوب بوده اند. این در حالی است که در درون خاندان پهلوی کسانی وجود داشتند که سیاست ها ورویکردهای رژیم پهلوی را نقد می کردند و خودشان نیز همدیگر را قبول نداشتند.این مسأله نشان می دهد که مسأله هنوز برای برخی روشن نشده است.بدون شک عناصر هویتی ما باید یک مرزگذاری حقیقی ایجاد کند.این مرزگذاری نیز باید کارآمد باشد.کارآمدی هویتی باید به پیشرفت، تعالی و استقلال ما کمک کند.اگر امروز کشور ما به وضعیتی در جهان دست پیدا کرده که باعث افتخار است باید این وضعیت را تداوم بخشید

نگاه به امام حسین(ع) باید یک نگاه هویتی باشد

امروز باید این نکته را به دانش آموزان القا کرد که نگاه به امام حسین(ع) باید یک نگاه هویتی باشد.اگر ما وجوه هویتی خود را به هویت امام حسین(ع) گره بزنیم موفق شده ایم به هویت مطلوب دست پیدا کنیم.مهم ترین پیامدهای این اتفاق این است که می تواند برخی از چالش های امروز جامعه ما را حل کند. ما امروز در داخل و خارج از کشور با یک چالش هویتی مواجه هستیم. امروز برخی در مناطق عرب نشین به دانش آموزان ما القا می کنند که بیش از آنکه ایرانی باشند عرب هستند.این وضعیت درباره دانش آموزان آذری و بلوچ و بقیه قومیت ها نیز وجود دارد.با این وجود هنگامی که پرچم امام حسین(ع) برافراشته می شود همه قومیت ها اعم از ترک و عرب و بلوچ زیر آن جمع می شوند. نخبگانی که پروسه هویتی جوانان را طراحی می کنند باید به این نکات توجه کنند وآن را در برنامه های خود قرار بدهند.

دوبال موفقیت ایرانی ها

جبهه مقابل از مدت ها قبل به این نکته اعتراف کرده است که ایرانی ها دارای دوبال هستند که با آن به مقابله با ما برخاسته اند و در آستانه پیروزی نیز قرار گرفته اند. این دوبال نخست امام حسین(ع) است و دوم فرهنگ انتظار.به همین دلیل نیز با این دو رویکرد به شدت مقابله می کنند.اینکه در شبکه های ماهواره ای عرب زبان و در شبکه های اجتماعی مسائل و شبهات عجیب و غریب درباره واقعه کربلا مطرح می کنند به همین دلیل است.در چنین شرایطی وظیفه ما ایجاب می کند که با ارتقای فنآوری و به دست آوردن ابزارهای لازم مقابله به مثل کنیم و هویت و فرهنگ حسینی را برای نسل جدید تبیین کنیم تا نسل جدید بتواند سره را از ناسره جدا کند.

تاسوعا و عاشورا از عناصر اصلی وحدت ملی است

یکی از عناصر اصلی وحدت ملی ما تاسوعا و عاشورا است.وضعیت به شکلی است که همه در هر مقام و شغلی در این صحنه حاضر می شوند.این وحدت نیز هدف امت اسلامی را تقویت می کند و یک چشم انداز جهانی مطلوب برای امت اسلامی ترسیم می کند.این رویکرد نیز زمینه تمدن سازی نوین اسلامی در جهان خواهد بود. عاشورا تمدن ساز و امت ساز است و ساخته است. عاشورا انقلاب ساز است. تاروپود انقلاب اسلامی، فکر و روش های انقلاب سال57 همگی از مکتب عاشورا گرفته شده بود.

سخن معروف حضرت امام(ره) که «خون بر شمشیر پیروز است» جامعه را به تحرک بیشتری واداشت و روح تازه ای به جامعه بخشید. هنگامی که به امام حسین(ع) گفتند مردم کوفه برگشته اند و حضرت مسلم(ع)شهید شده اند از راهی که آمده بودند برنگشتند. این در حالی بود که می توانستند در نیمه راه بازگردند.امام حسین(ع) در پاسخ مراسم عزاداری برای حضرت مسلم(ع) برگزار کردند و فرمودند مسیری که ما در آن قرار گرفته ایم مسیر مقدری است که باید ادامه پیدا کند.به بیان دیگر امام حسین(ع) معتقد بودند تکلیف ما این است که در مقابل ظلم بایستیم.این رویکردی  بود که حضرت امام(ره) نیز به پیروی از امام حسین(ع) در انقلاب اسلامی دنبال کردند.بدون شک ما با این ظرفیت عظیم فرهنگی و هویتی باید مرزگذاری تعریف شده ای برای خود مشخص کنیم که بسیار متعالی باشد. اولین مولفه که در مکتب حسینی وجود دارد توحید است..در نتیجه کانون مکتب امام حسین(ع) توحید است.

مولفه های مکتب امام حسین(ع)

دومین مولفه مهم در مکتب امام حسین(ع) آزادی است. توحید ایجاب می کند که ما آزادی خواه و آزادی گرا باشیم.توحید می گوید که انسان ها همه مخلوق خداوند هستند و کسی نمی تواند آزادی آنها را مخدوش کند.به همین دلیل اگر کسی در دین با ما یکسان نبود در انسانیت با ما یکسان است و به همین دلیل ما نسبت به آن تکلیف داریم.

مولفه دیگر مکتب امام حسین(ع) عزت طلبی است.چون خداوند انسان را خلق کرده است انسان نباید زیر بار هیچ کس به جز خداوند برود.

اصلاح گری و اصلاح امت از مهم ترین مولفه های مکتب امام حسین(ع) است.همه افراد جامعه در هر پست و مقام و شغلی که هستند باید به اصلاح و ساماندهی امور فکر کنند.

مولفه مهم دیگر مکتب امام حسین(ع) شهادت طلبی است.در مکتب امام حسین(ع) شهادت طلبی به معنای کرامت یافتن است.

مولفه دیگر مکتب عاشورا مقاومت، ایستادگی و صبر به معنای عمیق آن است.پیرو مکتب امام حسین(ع) باید در مقابل باطل ولو اینکه در تعداد زیاد باشند ایستادگی کنند هرچند تعدادشان کم باشد.

جمع بندی

جمع بندی بحث این است که ما در مکتب و فرهنگ اسلامی خود یک ذخیره بسیار ناب و عمیق داریم. این ذخیره در طول تاریخ به ما هویت بخشیده و به ما کمک کرده است. با این وجود اعماق این اقیانوس عمیق هنوز کشف نشده است.البته این از ویژگی های ذخیره های فرهنگی ناب و اصیل است.مراسم اربعین یک رویکرد عینی هویت بخش است. کسی که در مراسم اربیعن شرکت می کند در فضایی قرار می گیرد که فاقد آیین نامه و قانون خاصی است و بلکه یک صیرورت و شدن است. بدون شک اگر این صیرورت در برنامه درسی دانش آموزان گنجانده شود ما توانسته ایم به یک مدل هویتی متعالی در زمینه تربیت دست پیدا کنیم.

سوالات همکاران در این نشست:

سوال: به نظر می رسد در فلسفه قیام امام حسین(ع) از چرایی این قیام غافل شده ایم.دیدگاه بنده این است که روایت نبوی «من کنت مولا و هذا علی مولا» در مورد امام حسین(ع) نادیده گرفته شد و حقی که از شیعیان ضایع شد باعث شد که امام حسین(ع) برای احقاق حق شیعیان قیام کند.این رویکرد نیز از ماجرای سقیفه آغاز شد.از نظر تئوریک نیز انقلاب اسلامی ما در سال57 همان ادامه قیام امام حسین(ع) است.

پاسخ: امام حسین(ع) هیچ گاه عنوان نکردند من به دلیل اینکه در سقیفه حق ما را ضایع کردند قیام کرده ام.اگر قرار بود این قیام به دلیل ماجرای سقیفه رخ بدهد قبل از امام حسین(ع) حضرت علی(ع) باید قیام می کردند.به همین دلیل

در تحلیل قیام امام حسین(ع) باید به دلیل هایی برسیم که در وقوع این قیام موثرتر بوده است.این در حالی است که به نظر می رسد مهم ترین دلیل قیام امام حسین(ع) مبارزه با انحراف از دین و اصلاح امت اسلامی بوده است.

 

× سوال: از نظر هویتی مکتب هویت بخش حسینی چگونه می تواند ما را به مکتب مهدوی برساند؟

پاسخ: هویت حسینی بسیار عمیق تر، معنا بخش تر و الهام بخش تر از بقیه تعابیر است.اگر قرار است شخصیت محوری اسلام یک نفر باشد آن فرد قطعأ حضرت محمد(ص) است.همه معصومین(س) نیز در کشتی سوار هستند که سکان دار آن پیامبر مکرم اسلام است.به همین دلیل هویت حسینی و هویت مهدوی از یک ریشه و از یک جنس هستند. با این وجود هویت حسینی عامل هویت مهدوی نیز خواهد بود.تا زمانی که جامعه حسینی نشود جامعه مهدوی شکل نمی گیرد.هر دو این هویت ها دارای عناصر یکسانی هستند و یکدیگر را تکمیل می کنند.

×سوال:هویت یک چیز و همان فطرت است.به همین دلیل هویت های ملی و... عارضی  است. هویت در واقع یک چیز است آن انسان ماهو انسان است.انسانی که توحیدی است و ویژگی های توحیدی دارد. در نتیجه اسامی دیگری که در باب هویت مطرح می شود در اولویت های بعدی قرار می گیرد. انسانی که توحیدی است به صورت طبیعی دارای همه ویژگی های هویتی که از توحید نشأت می گیرد خواهد بود.

پاسخ:اینکه بعد از هویت چه کلمه ای قرار می گیرد دارای اهمیت است.قرار گرفتن کلماتی مانند محمدی بودن یا حسینی بود در کنار هویت وجه دیگری به  مسأله هویت می دهد.انسان ها همه در ماهیت و چیستی یکسان هستند. با این وجود در بعد هویتی دارای تفاوت های معناداری هستند.در نتیجه هویت یک امر واقعی است و بلکه ادعایی نیست.در بعد فلسفی هویت می گوییم انسان دارای دو جنبه هویتی حقیقی و اعتباری است. با این وجود جنبه اعتباری هویت نیز واقعی است و تأثیر واقعی در زندگی انسان می گذارد.

ارسال نظر

Image CAPTCHA