دمیدن در زبانه ها

بر طبل نداشته ها کوفتن و رنج  ومرارت فراوان معلمان و مربیان و مدیران عرصه تعلیم و تربیت را از دوران هشت سال دفاع مقدس و زیر بمباران های وحشیانه دشمن بعثی در مدارس سه شیفت و حتی چهار شیفت خشتی و گلی ندانستن، از غفلت های نظام تعلیم و تربیت به شمار می آید. از آن گذشته، بیم ها و امیدها را دیدن و در موجی از بیم ها بلم امید را در دل کودکان میهن راندن، و با سیلی گونه ها را سرخ نگه داشتن و همچنان رده نخست قشر قابل اعتماد خانواده های ایرانی را برفراز داشتن، داشته کمی نیست تا از آن غافل شویم.

«هرگز خاطره یکی از دانشجویان دختر که دیرهنگام و پاسی از شب گذشته که از دانشگاه راهی منزل بود را از یاد نمی برم. او می گفت ناخواسته در تاریکی شب سوار اتومبیلی شدم که جلوی من ترمز زد. تنها بودم و از اینکه در این ناهنگام سوار بر مرکبی ناشناس شده بودم دلهره گرفته بودم. راننده از کارم پرسید و اینکه گفت این موقع شب اینجا چکار می کنی! بیشتر دلشوره گرفتم؛ دلهره و نگرانی من چندان دوام نیافت تا اینکه از میان گفته هایش او را یک معلم یافتم. وقتی که مطمئن شدم که او یک معلم است، ناخودآگاه آرامشی عجیب مرا در برگرفت و بی اراده بر روی صندلی عقب اتومبیل خوابم برد، تا این که صدایی : « دختر به مقصد رسیدیم لطفا پیاده شوید» منو بیدار کرد». 

بله، این داشته کمی نیست و خود از بزرگترین غفلت ها است، که فراموشی آن عادت مان شده است. غفلت ها را لزوما نباید در مثلث مهارت، تربیت و زندگی جُست؛ بلکه بسیاری از غفلت های ما در نمودارهای افت و خیز نظام آموزشی و تربیتی مغفول مانده است. یعنی آنچه که سالیان سال عاشقان تربیت نو نهالان میهن عزیز اسلامی بر دوش کشیده اند را بر باد فراموشی رها کرده ایم. چرا آنانی که بدون چشم داشت، از سحر تا شام بی ادعا و بدون چشمدات مادی و حتی ذره ای تشویق در خدمت به فرزندان این مرز و بوم در مدارس محروم و دور افتاده سر از پا نشناخته اند را فراموش کرده ایم. هنوز نام و چهره بسیاری از این عزیزان که برخی از آنها دست شان از این دنیا کوتاه و برخی دیگر پیر و فرتوت شده اند و نامی از آنها نیست در جلو چشمانم رژه رفته و چون آفتاب می درخشند. قرار نیست در این دنیای تکنولوژیک و فناورانه عزیزان مان را که از گُرده آنان جهیدیم و به بام رسیدیم را فراموش کرده و از زحمت و رنج شان غافل شویم!

وقتی فرصت یار می شود و در جلسات بازنشسته گان (بازآفرینان) حضور می یابم پرده هایی از غفلت، کنار رفته و در می یابم که چه زحمات و رنج هایی که کشیده نشده است و چه انسانهای پاکی که پله ها ی ترقی دیگران را «تی نکشیدند!!!

به رغم محرومیت هایی که در بخش های مختلف این کشور با آن مواجه ایم، بلندی هایی را در حوزه های مختلف صنعت، پزشکی، خدمات، فناوری، نظامی و شغل های کارآفرینانه و استارت آپ ها شاهدیم که همه آنها محصول و برآیند همین انسان های پاک نهاد و کم توقعی است که از آنها غافل شده ایم.

غفلت از داشته ها و مثبت ها خسارت بار است و قدر دانسته ها را دانستن افتخار است. چرا که نگاه و انرژی مثبت نوری از خود ساطع می سازد که امیدها در نسل آتی ما زبانه خواهد کشید.

ارسال نظر

Image CAPTCHA