"زبان عربی" آنچه هست وآنچه نیست"

زمانی که در آفریقا مدیریت دانشکده اسلامی "یونیکو" را  داشتم به عادت وظیفه به مدرسه های مختلف مثل: منظمات امارات، المعهد لبنان، تغان ژوؤن هند، مدرسه الهدی خوجه های شبه قاره هند و...سر می زدم.
در این مدارس، دانش آموزان در کنار زبان محلی لینغالا وفرانسه؛ زبان انگلیسی هم می آموختند.
و جالب، تسلط این دانش آموزان به محاوره عمومی زبان و گفت وگو بود. این دانش آموزان به مهارت های عمومی در حد گفت وگوى عمومی وخواندن و درک ابتدائى متن مسلط می شدند.
غرض از طرح این مسأله بررسی موضوع زبان آموزی در مدارس ایران است.
چگونه است که دانش آموزان ایرانی پس از شش سال آموزش، نمی توانند گفت وگوی ابتدایی کنند؟ درک مطلب شفاهی داشته باشند؟ وبه اطلاعات عمومی در حد نیازمندی ها دست پیدا کنند؟
چیزی که به راحتی، پس از یک ویا دو ترم فشرده در آموزشگاههای خصوصی بدست می آید!
این مسأله ویا مشکل؛ منحصر در زبان انگلیسی نیست بلکه در زبان عربی با وجود قرابت و در هم تنیدگی با زبان فارسی، بیشتر به چشم می خورد!
مسلم است که این آن چیزی نیست که از نظام تعلیم وتربیت انتظار می رود !
و دور نباشد اگر بگوییم این؛ حداقل های انتظارات از آموزش زبان هم نیست !
مبالغه آمیز نیست اگر بگوییم آنچه دانش آموزان را در درسهای زبان و بخصوص انگلیسی در کنکور و سایر زمینه ها تقویت می کند لزوما حاصل آموزش های کلاس و کتاب درسی نیست!
وشاید یکی از دلایل ورود مجلس به این قضیه فارغ از مباحث تربیتی، همین دغدغه باشد.
به دیگر سخن، ناتوانی آموزش وپرورش در آموزش مهارت وتوانائى های زبانی، واقعیتی است که با وجود هزینه ها وتلاش ها، هنوز ازحداقل های قابل قبولی برخوردار نیست!
حال اگر این هدف گذاریهای آموزش زبان درست باشد که البته براساس قانون اساسی و اهداف اسناد بالادستی درست است، باید دست به بررسی وچاره جوئی بزنیم. به خصوص اگر واگذاری ها وخرید خدمت زبان هم به همان دلیلی که گفته شد، اقدام غیر تربیتی وحداقل خارج از اهداف سند تحول باشد.
به نظر می رسد برای رهایی ازاین وضعیت، بازنگری تأمل آمیزانه درموضوع زبان آموزی وبه خصوص زبان عربی، اهمیت خاصی داشته باشد.
باید هدف آموزش زبانهای خارجی را بی تعارف وتکلف روشن بکنیم؛
آیا هدف مفاهمه وارتباط است و یا ترجمه و قواعد و... و آیا مزیت های جانبی علمی دینی واقتصادی وفرهنگی و... در چرائى این زبان آموزیها موثر است؟
بهتر نیست سطح و میزان انتظارات از زبان آموزان مشخص و ارزشیابی بر اساس همان انتظارت تعریف شود؟
این در حالی است که آنچه بعنوان ارزشیابی دروس زبان انجام می گیرد با هدف گذاریها فاصله زیادی دارد!
در موضوع زبان عربی نیز باید از تداخل هدف آموزشی پیشگیری کرده و انتظارات را از دانش آموزان زبان عربی مشخص کنیم.
پیداست که آموزش درست زبان عربی بعنوان زبان؛ غیر مستقیم در فهم وتقویت قرآن وادبیات فارسی نیز تاثیر خواهد گذاشت.
شاید برخی اعمال سلیقه ها در عنوان گذاریها وپسوندهای کتاب های عربی و نیز تغییرات در مثالها و ناشیانه تر از همه، فارسی سازی عناوین قواعد عربی و...جز ایجاد واکنش منفی حاصلی نداشته باشد.
بهتر است به درس عربی به عنوان یک زبان با دهها مزیت فرهنگی واجتماعی نگریست وهدف گذاریها را براساس آن تعریف کرد.
بساطت نگاه به عربی، ضمن آشنایی دانش اموزان با دومین و پرمخاطب ترین زبان زنده و فعال دنیا، زبان دین وقرآن و فهم ادبیات فارسی را نیز تقویت خواهد کرد.
بهتر است  اعمال سلیقه در نقشه راه و نیز چارچوب های تدوین کتاب و راهنماهای جانبی، از نگاه هم افزایانه انجمن ها و گروههای فعال عربی در دانشگاههای بزرگ کشور وحتی مشورت با صاحب نظران برخی کشورهای دیگر مثل ترکیه، مالزی، اندونزى و سنگاپور و... که تجربه های زیادی را اندوخته اند؛ محروم نباشد.
آموزش معلمان زبان وبه خصوص عربی، از حلقه های مفقوده و نقدهای جدی سالهای اخیر است. برخی از معلم های عربی نه تنها در عربی سررشته ای ندارند، بلکه با کتابهای نونگاشت بیگانه اند.
تکلیف به آموزش کتابی که خود نیاز به آموزش دارد، امری مالایطاق وناپسند است.کم نیستند معلمان عربی که آموزشهای لازم را برای آموزش کتابهای نونگاشت ندیده اند.
حال با این وضعیت که البته ناشی از ضعف بضاعت مالی وپاره ای از آموزشهای ناموفق مجازی است؛ چیزى جزخسارت علمی وآموزشی ناشی از ضعف و ناتوانی های زبانی به دنبال ندارد.
اخیرا درجلسه "انجمن ایرانى زبان عربی" باهدف بررسی علل ضعف آموزشهای عربی در دانشگاه شهید بهشتی که از نگارنده نیز دعوت شده بود؛   موضوع آموزش معلمان و ضعف برونداد های آموزشی زبان عربی محل بحث ونگرانی جدی بود.
شاید شایسته تر این است که برای آموزش و تقویت توان دبیران، از ظرفیت انجمن ها وگروههای فعال عربی در دانشگاه های مطرح کشور استفاده شود.

ارسال نظر

Image CAPTCHA