ذات ظلمانی تمدن غرب در کلام نورانی رهبر حکیم

معاون وزیر و رییس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با الهام از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت 13 آبان، سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و روز مبارزه با استکبار جهانی؛ یادداشتی را با عنوان «ذات ظلمانی تمدن غرب در کلام نورانی رهبر حکیم» به رشته تحریر درآورد.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، متن یادداشت دکتر حسن ملکی به شرح زیر است:

سخنرانی روز سیزدهم آبان رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی ایران برای دیگر بار نشان داد که بدون امام پیمودن راه پرخطر انقلاب اسلامی ایران و حرکت به سوی تمدن اسلامی میسور نیست و دل سپردن به هیچ ملجأ و منبع دیگری جز ولایت، عقلانی و امیدبخش نمی‌باشد. رنج پیامبر اعظم در راه هدایت انسان‌ها و غم این بزرگوار در مقابله‌ی با ستیز برخی معاندان راه حق مطلع سخن رهبر فرزانه بود و ادامه آن نیز به تبیین عملکرد بازیگران سیاسی و دنیاپرست استکبار در ستمگری‌های بی‌حد و حساب در سطح جهان اختصاص یافت. ذکر حکیمانه این نکته که مستکبران از ابزار علم و فناوری در راه نیل به هدف‌های ظالمانه خود بهره‌برداری می‌کنند اشاره به زشت‌ترین عملکرد جبهه کفر و استکبار دارد. علمی که در همان آغاز از ایمان و خداگرایی  فاصله گرفت و به تدریج به یک وسیله  جاهلیت مدرن تبدیل گشت. علمی که بنا بود جاهلیت را بزداید به یک جهل مرکب بدل شد و خنجر دست طغیان‌گران مدرن را تیزتر نمود. ائمه کفر توانستند از این طریق پنجه‌ی خونین خود را بر پیکر ملت‌های مظلوم در جای عالم فرو کنند و رمق ایستادگی و مقاومت را از آنان بگیرند. علاوه بر علم، هنر نیز به طریق دیگری به ابزار شیطان تبدیل شده است. هنر مثل علم در دست دیگر فرعون‌های زمان قرار دارد تا به وسیله این دو جبهه حق را بکوبند و راه را برای میدان داری ائمه کفر هموارتر سازند. توهین یک کاریکاتوریست جاهل نسبت به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام از کرامت و عظمت این فرستاده الهی و خاتم پیامبران نمی‌کاهد و باعث وحدت مسلمین سراسر جهان می‌شود؛ ولی نشانگر ذات ظلمانی تمدن غرب است. چرا ذات این تمدن ظلمانی است؟ برای این که در آغاز از دین الهی زاویه گرفت و به تدریج به زاویه‌اش افزود و نهایتاً به تاریکی کامل رسید. هرجا خدا نباشد آنجا تاریکی است و هر جا خدا باشد آنجا نور و هدایت است. تنها عالمان نیستند که به دلیل فقدان ایمان و معنویت موجب ظلمت شده‌اند، خود علم صرفاً تجربی نیز ظلمانی است. علمی که از همان آغاز حس و تجربه را شاخص معرفت حقیقی به حساب آورد و غیرآن را موضوعات معرفی نمود. علمی که در زندان آزمایش و تجربه محصور بماند چیزی جز تاریکی نخواهد بود. بدین ترتیب هم علم غربی و هم عالم غربی هر دو ظلمت افزا هستند. به همین دلیل کشورهای غربی محل امن تروریست‌ها هستند. اکنون وظیفه ما در این اوضاع چیست؟

قبل از هر چیز باید وحدت و یکپارچگی خودمان را حفظ کنیم. نباید به خاطر تفاوت در امور فرعی به اختلاف دامن بزنیم و دشمنان اسلام را به کامشان برسانیم. آنان سعی بر تجزیه و پراکندگی ما دارند و ما باید تلاش در انسجام داشته باشیم. آن‌ها قصد دارند ما را به یکدیگر بدبین کنند، ما خوش بینی به یکدیگر را تقویت نمائیم. از یاد نبریم که جبهه باطل یکپارچه ممکن است بر جبهه حق متلاشی پیروز شود.  چون وحدت رمز پیروزی است. دوم این که از مستضعفان و انقلابیون عالم در هر جا که هستند حمایت و پشتیبانی کنیم. تقویت جبهه مقاومت وظیفه‌ی ماست. برای نابودی مستکبران راهی جز همیاری محرومان و مظلومان نیست. هر قدر جبهه مظلومان عالم مستحکم‌تر شود از ابهت پوشالی جبهه کفر کاسته می‌شود.

موضوع دیگر استمرار مبارزه با آمریکای جنایت کار است. با این جرثومه فساد و کفر باید بی‌امان مبارزه کرد و توقف و درنگی به خود راه نداد. مبارزه‌ی انتخاباتی جاری و لحن و عمل کاندیداها برای دستیابی به قدرت نشان می‌دهد. در آمریکا و کشورهای اروپایی هر قدر علم و صنعت پیشرفت کرده به همان نسبت جهالت و سبعیت افزون شده است. این تضاد حیرت‌آور در کجا ریشه دارد؟ بدون شک ریشه در تمدنی دارد که وحشیگرانه آغاز شد، وحشیگرانه تداوم یافت و مذبوحانه به پایان خواهد رسید. چیزی نمانده است که تمدن ظلمانی امریکا نیز مشابه تمدن تاریک ماتریالیستی، کمونیستی متلاشی گردد و یک بار دیگر نیز وعده الهی در مرگ باطل اثبات شود.

اما سخن آخر

راهی جز قوی شدن نداریم و راهی جز تقویت اقتدار ملی قابل تصور نیست. باید آن قدر قوت و قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی پیدا کنیم که دشمن بی‌رحم و سفاکی مانند آمریکا جرأت هجوم و حمله نداشته باشد. این‌ها نه رحم دارند و نه فهم. در مقابل هم شاخ دارند و هم حیوانیت. در مقابل قدرتی که رحم ندارد ولی شاخ دارد باید با قدرت ایستادگی کرد، راهی جز استقامت و پایداری نیست. اما فراموش نکنیم و فراموش نشود که اقتدار ملی و در صحنه بودن مردم شرط اصلی پیروزی است. باید در رفع نیازهای مردم بی‌درنگ کوشش کرد و راحتی و رضایت مردم را به دست آورد. مردم نازنینی داریم، مردمی داریم که نجابت ریشه‌ای دارند، این نجابت را شکرگزار باشیم و شکر عملی آن تأمین نیازهای اساسی آن‌هاست.

ارسال نظر

Image CAPTCHA