مبانی التقاطی واصلاحات معکوس

یادداشت رسالت: سید باقر پیشنمازی:

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، درحالی که سندتحول آموزش وپرورش در سال های اخیردر حدمصاحبه و وعده مدیران عالی این وزارت متوقف ماند و به بهانه تمهید مقدمات وتهیه نظامنامه دفع الوقت شد، سند موسوم به 2030ابلاغ شده از سازمان یونسکو بدون معطلی وبه فوریت مسیر تصویب واجراء رابدون اعتنا به اصول 77و125و153 قانون اساسی و بدون هماهنگی با مجلس شورای اسلامی وشورای عالی انقلاب فرهنگی طی کرد!تازمینه نفوذ فرهنگی غرب درنظام تعلیم وتربیت کشور توسط عوامل ذیربط! بیش از گذشته هموار شود!

نه تنها مدیران عالی وزارت آموزش وپرورش (که انتظار می رود از قدرت فهم و بصیرت بالاتری برخوردار باشند)، دانش آموزان هم 

می توانند تشخیص دهند(1) درجنگ نرم با هدف تاثیرگذاری برساحت فکری ودستگاه محاسباتی بخش هایی ازمردم وبه منظور جهت دهی رفتار آنان ،می توان سرابی را چشم انداز، وگرگی را میش توصیف کرد وملتی را از تقابل ورویارویی بادشمن، به تدریج  به همراهی و دوستی و گشودن دژ هاومرزهای جغرافیایی ،فرهنگی واجتماعی و حتی امنیتی ترغیب کرد همان گونه که امروز در عربستان سعودی و اردن و بعضی دیگر از کشورهای منطقه اتفاق افتاده است. 

بر اساس راهبردهای جنگ نرم، برای سلطه ابرقدرت ها برمنابع وسرنوشت بعضی ازملت ها،دیگر نیازی به لشکر کشی وهزینه های انسانی ومادی وتسلیحاتی و رسیدن به بدنامی بین ملت ها نیست، با کار رسانه ای وفرهنگی پیوسته واستخدام برخی از نویسندگان وهنرمندان وصاحبان قدرت و... تولید پیام درجهت تغییر نگرش آنهانسبت به دوست ودشمن،  به تدریج به جای ستیز با دشمن برای او آغوش نیز باز خواهند کرد!   برای تسهیل سلطه فرهنگی و مدیریت وراهبری افکار عمومی، ونهادینه کردن آن باید بتوان درساختار آموزشی وفرهنگی کشورهای هدف نفوذ کرد و با محمل های قابل قبولی مثل خیرخواهی، توسعه، جهانی شدن، مبارزه با بی سوادی تحصیل برای همه وتعابیری دلنشین ازاین قبیل... اعلام کرد که دستاورد مشورت جهانی(اراده ومصالح قدرت های 

سلطه جو) منشوری است که برای چشم انداز سال 2030تنظیم وبه امضاء رؤسای کشورها رسیده است و لذا همه کشورهایی که می خواهند عضو جامعه جهانی باقی بمانند وازحمایت های بین المللی و...برخوردار باشند باید روی این ریل حرکت کنند (و مبانی واصول و روش های خود را کنار بگذارند) واز تکروی بپرهیزند! شبیه ادبیاتی که  استعمارگران بزرگ درقرن گذشته برای فریب ملت ها به کار می گرفتند که با محمل عمران وآبادی وساخت مدرسه وجاده ودرمانگاه وکمک به بهداشت وکاهش مرگ ومیر واردکشورهای برخوردار ازثروت های خدادادی می شدند و بعد ازورود واستحکام نفوذ و سلطه برحکومت های محلی به غارت منابع آنها می پرداختند ودهان معترضان را بازندان و گلوله می بستند. و به همین دلیل اشغالگری وغارت «استعمار» توصیف شد!

اکنون که ملت ها تاحدودی بیدار وهشیار شده اند برای پیشگیری از هرگونه حساسیت وواکنش آنها نسبت به نفوذ نمادین وآشکار بهتراست غرب درنقش یک خیّر دلسوز، مشکلات داخلی خودرا فعلا کنار گذاشته و بدون هیچ چشمداشت باهدف کمک به فرهنگ وتمدن ملت ها و باانگیزه خدمت! وشدت محبت به آنان! ومقداری هم  اجر وثواب معنوی!!، باسال ها مطالعه و تحقیق و برنامه ریزی مبادرت به تنظیم سند چشم انداز آموزشی نماید تا ازطریق ریل گذاری فرهنگی آموزشی وتعریف بایدها ونبایدها، حتی دربرنامه ریزی درسی آموزش وپرورش(2) وآموزش عالی، قدرت نرم خودرا نه تنها به ملت ها تحمیل، که به دست عوامل نفوذی یا بازی خوردگان ابله وساده لوح، نهادینه وماندگار نماید . 

وبهتر این است که به صورت خزنده و بی سر وصدا با پوشش سازمان یونسکو وتحت عنوان همکاری های بین المللی صورت پذیرد تا مقاومتی هم اتفاق نیفتد!.ومتاسفانه چنین سندی بدون رعایت مجاری قانونی این گونه تامرحله اعمال راهبردهای بیگانگان درنظام آموزشی کشور پیشروی می کند!. 

درجمهوری اسلامی که تنگه اُحُد فرهنگی آن به شورای عالی انقلاب فرهنگی سپرده شده است خواب آلودگی به‌جایی می رسد که ناگزیر مقام معظم رهبری اعلام خطر کرده و خطاب به مسئولان عالی وزارت آموزش وپرورش وشورای یاد شده هشدار می دهند: 

 به چه مناسبت یک مجموعه‌ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیاست- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّتهای گوناگون، با تمدّنهای مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است... ما سندهای بالادستی داریم، ما می‌دانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.... . اینجا جمهوری اسلامی است؛ اینجا، مبنا اسلام است، مبنا قرآن است؛ اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوبِ ویرانگرِ فاسدِ غربی بتواند در اینجا این‌جور اِعمال نفوذ کند. البتّه متأسّفانه اِعمال نفوذ دارند میکنند و از طُرق مختلف وارد می‌شوند امّا [اینکه] این‌جور به‌طور رسمی سند به ما بدهند که «تا پانزده سال دیگر باید شما این‌جوری بکنید، این‌جوری بکنید»، ما هم بگوییم بله، معنی ندارد این کار.(3).

البته این هشدار مبنای قرآنی نیز دارد چرا که درصدر اسلام نیز یهود ونصاری وعوامل نفوذی آنان دست ازتلاش برای رخنه وشبهه افکنی وجدل درجهت تحریف فرهنگ اسلامی وإلقاء افکار انحرافی خود برنمی داشتندودرصدد ترویج سبک زندگی خود بین مسلمانان وتضعیف هویت اسلامی آنان بودند!ودراین زمینه به جدل نیز می پرداختند!(4)

اگرمروری برتذکرات سال‌های گذشته مقام معظم رهبری درحوزه تعلیم وتربیت داشته باشیم شاهد تاکیدمجدد ومکرر همان سیاست‌های اجرایی ابلاغ شده سال92به وزارت آموزش وپرورش خواهیم بود واین تکرار وتاکید گواه تداوم برخی غفلت‌ها وتغافل‌ها است.اماچون درآن سوی ماجرا باورقلبی نسبت به مبانی اسلامی وسیاستهای ابلاغی مبتنی برآن وجود ندارد .....آن چه البته به جایی نرسد فریاد است!.

بعضی ها معتقدند چون مسئولان عالی آموزش وپرورش بعضاسرگرم توزیع منابع صندوق ذخیره فرهنگیان وبانک سرمایه و وام سانتافه واخیرا تجارت لباس هستند اهتمام جدی نسبت به سند تحول بنیادین مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی و اجرایی کردن آن ندارند اما برخی دیگر به‌دلیل مشاهده اهتمام جدی همین مسئولان برای اجرایی شدن سند نفوذ فرهنگی موسوم به 2030 دلیل دیگری برای این وازدگی بیان می کنند وآن این است که این ها نوعا پرورش یافته وفارغ التحصیل رشته های علوم انسانی مبتنی براندیشه اومانیستی ولیبرالیستی غرب و سرگردان در مبانی وافکار التقاطی خود هستند!. ولذا براساس باورهای خود تلاش می کنند.وچون سرازسکولاریسم درمی آورند انگیزه ای برای پایداری برمبانی اسلامی ندارند!

مبانی التقاطی یعنی تلفیقی از جهان بینی الاهی ومادی، یعنی جمع بین نماز علی (ع) وسفره معاویه!، یعنی فراگیری جهان بینی درقم 

وانسان شناسی درلندن!. مبانی التقاطی یعنی خدا برای نیایش وآمرزش وهوای نفس برای پرستش! یعنی هدف مادی هروسیله ای را توجیه می کند یعنی به‌خاطر «حکومت ری» هر هزینه ای را پذیرفتن! مبانی التقاطی یعنی چندتابعیتی اعتقادی یعنی احساس «بی هویتی»! 

 اگر سند تحول بنیادین به‌دلیل بی اعتقادی به آن دربین مسئولان عالی آموزش وپرورش زمین گیر شد اما سند 2030از گرد راه نرسیده عملیاتی شد! به‌عنوان نمونه درسال گذشته درس مربوط به معرفی شخصیت شهید محمد حسین فهمیده قهرمانی که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه اورا  «رهبر خود» توصیف کردند، ازکتاب درسی «هدیه های آسمانی» ششم ابتدایی حذف می شود! چون به تشخیص خِردهای کوچک! مورد پسند قدرت‌های بزرگ نبود وبا سند 2030 همخوانی نداشت! چون از نظر «کدخدا» ملتی مدرن هستند که وقتی مورد هجوم وقتل وغارت واقع می‌شوند بدون این که برای متجاوز کمترین هزینه یا دردسری ایجاد کنند زود تسلیم شوند! ولذا سیره مقاومت شهید فهیمده خطرناک ومضر ارزیابی می شود وباید حذف شود! این یک نمونه از "اصلاحات معکوس" است!که ازمبانی التقاطی نشأت گرفته است. و اکنون نیز قرار است 4سال دیگر ازملت ایران فرصت بگیرند که به این قبیل اصلاحات وارونه ادامه دهند!!

 اصلاحات معکوس محصول شخصیت معکوس(5) یعنی تعریف وارونه ازهویت انسان است. یعنی انسانی که قوه عاقله اش را از نظر قدرت راهبری تنزل داده وبه فرو دست برده است و قوای شهوانی وغریزی وامیال حیوانی خودرا به فرا دست برده وقدرت راهبری بخشیده است! گویا وارونه راه می‌رود قلب وسمع وبصرش درپایین واندام شهوانی وغریزی و امیال 

قدرت طلبی وثروت طلبی وشکم پرستی اش دربالا قرار گرفته است! ومعلوم است درچنین حالتی ازکجا فرمان می گیرد وقلبش درکجا 

می تپد! این انسان وقتی پای صندوق رأی قرار می گیرد انتخابش قابل پیش بینی است اگر به قدرت برسد رفتارش قابل پیش بینی است.

اندیشه اصلاحات معکوس به‌دلیل مبانی التقاطی درصدد وارونه سازی اهداف تعلیم وتربیت اسلامی است ولذا سند تحول بنیادین که مبتنی برفلسفه تعلیم وتربیت اسلامی تدوین ومصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی است را برنمی تابدو وزمینگیر می کند اما برای ریل گذاری فرهنگ غرب در نظام آموزشی، برابرسند2030 زانو می زند!

پی نوشت ها:

1- بی جهت نبودکه درادبیات کهن ایرانی همواره داستان بز زنگوله پا وگرگ حیله گر وشنگول ومنگول وحبه انگور که باید هوشیار بودند وفریب نمی خوردند، توسط مادربزرگ‌ها وپدربزرگ‌های دانا برای کودکان بارها وبارها بازگو می شد تا اگر گرگی خودرابزک کرد ودر نقش مادر خیرخواه پشت دروازه های خانه آمددربها به رویش باز نکنند! ووقتی بزرگ شدند مثل بعضی از رسانه ها وقلم به دست های وتریبون دارهای امروز گرگ را بزک نکنند ومیش جانزنند!

2- مثل حذف آیات جهاد از کتب درسی بعضی کشورهای مسلمان ازقبیل عربستان واردن و...

3-  17/2/96

4- قرآن کریم سوره حج آیه 67

5- امیرالمؤمنین در نامه 45نهج البلاغه  یکی ازمتمردان زمان خودرا انسان وارونه و جسم واژگون  توصیف فرموده اند: و سأجهد فی أن أُطّهر الارض من هذا «الشّخص المعکوس» والجسم المرکوس؛ و به زودی خواهم کوشید تا زمین را از این شخص سرنگون و جسم وارونه پاک سازم.

انتهای پیام/

ارسال نظر

Image CAPTCHA