گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست!

چندی پیش وزیر محترم آموزش و پرورش در همایشی در اصفهان اعلام کرد: «... متأسفانه امروز نشانه های ورشکستگی آموزش و پرورش در کشور دیده می شود....». این جمله از سخنرانی وزیر برجسته شد و اظهار نظرهایی نیز مطرح گردید. با توجه به این جمله و واکنشی که از سوی برخی از همکاران صورت گرفت، این گزاره از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار می دهم.

ورشکستگی اصطلاحی است که معمولاً در حوزه اقتصاد از آن استفاده می شود و قانون گذار در ماده 412 قانون تجارت بیان می کند ورشکستگی، نتیجه توقف تادیه وجوهی است که بر عهده تاجر می باشد. یعنی به محض اینکه تاجر یا شرکت تجاری قادر به پرداخت دیون خود نبود، ورشکسته می شود.

آیا اعلام ورشکستگی آنهم توسط عالی ترین شخص در یک وزارت خانه خود زنی است؟ آیا اقرار به عدم توانایی حل مشکل، توجیه خود و مجموعه است؟ چرا باید وزیری آن هم در تراز آموزش و پرورش کشور بگوید نشانه های ورشکستگی را دیده است؟ آیا پیش بینی و دیدن نشانه های یک شکست، یا عدم پرداخت دیون، قبل از وقوع فاجعه، یک توجیه یا خودزنی است؟ آیا نمی شد بگوید اوضاع خوب و تحت کنترل است؟ آیا پریشانی خانواده خودم را کتمان کنم؟

گربگویم که مرا حال پریشانی نیست         رنگِ رخسار خبر می‌دهد از سِرِ ضمیر

این سخن وزیر به همین معناست. مانند فردی که وقتی در جواب آزمایش هایش می بیند مقدار قند خون یا چربی بالاست و اگر با همین سبک زندگی حرکت کند، پس از چند سال دچار بیماری مزمنی خواهد شد که هزینه های بیشتری خواهد داشت. بنابراین تصمیم می گیرد با نظر متخصص، با انگیزه و تغییر سبک زندگی برای حل مشکلات جسمی خود اقدام کند.

اتفاقاً بیان این موضوع از زبان وزیر به این معناست که او به حرفهای کارشناسی گوش می دهد دقیق هم گوش می کند و بیان آن برای جامعه یعنی اینکه همه ما به عنوان جزئی از این سیستم می بایست برای رفع موانع و حل مشکلات به اندازه توان خود اقدام کنیم. یعنی اینکه آموزش و پرورش به کمک نیاز دارد یعنی باید پای صحبت هایش نشست و برای ادامه حیاتش اقدامی پیشدستانه انجام داد. بنابراین بدون پنهان کاری نظر کارشناسی از طرف وزیر عنوان می شود تا همه احساس مسئولیت کنند و هرکس در هر نقطه از این سرزمین پهناورِ آموزش و پرورش قرار دارد، حرکت مثبتی برای جلوگیری از ورشکستگی انجام دهد.

 وقتی در سند تحول بنیادین مصوب است شده: «... اجرای سرود ملی به اهتزاز درآوردن پرچم جمهوری اسلامی ایران در تمام مدارس» یعنی یکی از اقدامات در موضوع هویت ملی اجرای مراسم پرچم در مدارس است و البته اجرای این برنامه می تواند با توجه به شرایط اب و هوایی باشد. اما آیا من به عنوان مدیر باید منتظر باشم تا مدیر کل استان برای من پرچم بفرستد و یا بخشنامه صادر کند؟ اگر در موضوع هویت ملی مان سئوالاتی وجود دارد یا نشانه هایی از مخدوش بودن آن را در نسل حاضر می بینیم، نباید منتظر باشیم که به ما دستور دهند و ابلاغ کنند. باید برای احیای هویت ملی اقدامی کرد.

گرچه نشانه های مطلوبی در آموزش و پرورش دیده نمی شود و می پذیریم که آموزش و پرورش مشکل دارد. بیان این جمله توسط وزیر محترم، یعنی اینکه برای نرسیدن به ورشکستگی هرکس یک قدم برای اصلاح بر دارد حال ممکن است قدم های من معلم برای یک یا چند دانش آموز باشد، قدم های مدیر برای مدرسه و نهایتاً یک قدم دولتمردان و صد البته نمایندگان محترم مجلس قدم های بزرگ تر و اثربخش تر باشد. این هشداری است به همه ما به ویژه مسئولین خارج از نظام آموزش و پرورش. اگر آموزش و پرورش ورشکسته شود یعنی افزایش هزینه های بهداشتی، یعنی افزایش پرونده های قضایی، یعنی نابودی منابع خدادادی این سرزمین.

ارسال نظر

Image CAPTCHA