والدین از نقش خود دور افتاده اند

تعریف سواد ابزاری در یک مفهوم کلی به این معناست که فرد بداند چگونه از تلفن همراه هوشمند خود استفاده کرده و بتواند تنظیمات اولیه مربوط به آن دستگاه را انجام دهد تا بتواند حریم امنیتی و حریم خصوصی خود را حفظ کند.در مقابل این مفهوم وقتی صحبت از سواد رسانه ای می شود، به این معناست که مخاطب بداند یک خبر چگونه تولید می شود و اعتبار خبر بستگی به چه چیزهایی داشته و چگونه می توان به یک منبع رسانه ای اتکا و استناد و اعتماد کرد؟

دانش، مهارت و آگاهی هایی که فرد نسبت به کارکرد یک رسانه یا ابزار دارد به عنوان سواد ابزاری مطرح می شود، شناخت یک ابزار نقش مهمی در هدایت مخاطب دارد. به ویژه ابزارهای الکتریکی بسیار پیچیده و چندوجهی و چند کاربردی هستند و اگر شناخت حاصل نشود وقتی ابزار در اختیارمان قرار می گیرد نمی توانیم استفاده بهینه را از آن داشته باشیم.

به عنوان مثال وقتی تلفن هوشمند در اختیار فرد قرار می گیرد فقط برای مکالمه صوتی از آن استفاده می کند. در حالیکه این وسیله ده ها و صدها کاربرد دیگر هم در زندگی فردی و اجتماعی او دارد.جالب اینجاست که افراد اغلب برای در اختیار گرفتن چنین ابزارهایی هزینه های هنگفتی را می پردازند هزینه های پرداخت شده شامل تمام تکنولوژی هایی است که در ابزار به کار گرفته شده ولی اگر افراد دانش و مهارت لازم را نداشته باشند نه می دانند چه دانش و فناوری هایی در آن ابزار نهفته است و نه می توانند به درستی از آنها استفاده کنند و در نهایت خودشان متضرر می شوند. بنابراین اکتساب سواد ابزاری هم به لحاظ اقتصادی به فرد کمک می کند وهم کاربردهای متعددی را برای گذران زندگی روزمره در اختیار آنها قرار می دهد.

سواد ابزاری والدین در کنترل فرزندان خود دارای اهمیت است و اصل این مساله درست است و دلیل آن هم شکاف بین نسلی است که میان والدین و فرزندان به وجود آمده است. به بیان دیگر، این فناوری مربوط به دو دهه گذشته است و معمولا والدینی که فرزندان 20 سال به پایینی که فاصله سنی زیادی با آنها دارند معمولا نسبت به فرزندانشان دانش پایین تری در حوزه دیجیتالی دارند؛ هرچه این فاصله سنی کمتر و سن والدین کاهش پیدا کند سطح سواد آنها افزایش پیدا می کند.

به عنوان مثال یک پدر و مادر 60 ساله هم از لحاظ تحصیلات و هم به دلیل تجربه دوره ای که در آن می زیستند سواد بسیار اندکی در حوزه دیجیتال و فناوری داشته و حتی در استفاده صحیح از ابزارهای ساده ای مانند تلویزیون هم مهارت کافی را ندارند. صرفنظر از والدین، حتی در بسیاری از مشاغل هم وضعیت همین گونه است. به عنوان مثال فردی که استاد تمام دانشگاهی است و سن زیادی دارد هم نمی تواند از ابزارهای ساده ای مانند تلفن هوشمند به درستی استفاده کند.

طبیعی است که نسل جوان و نوجوان که با این فناوری ها خو گرفته، رشد کرده و سرگرم شده است مهارت های بسیار پیچیده تری نسبت به والدین خود دارند و حتی می توان گفت در حال حاضر فرزندان والدین را کنترل می کنند.

در هرحال، این تبیین واقعیت است؛ اما اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم که در این حوزه چه میشود کرد؟ به نظر من دو راهکار در تمام دنیا در مواجهه با این حوزه وجود دارد، یا باید به طور کلی تمام راه های دسترسی به این فضا را مسدود کنند، مانند مدارس ایران که استفاده و ورود تلفن هوشمند توسط دانش آموز ممنوع اعلام شده که این رویکرد در سطح وسیع جامعه و در خانواده ها عملا امکانپذیر نیست. رویکرد دوم که اغلب کشورهای پیشرفته غربی آن را در پیش گرفتند، سیستمی کاملا رها شده است که در ایران چنین رویکردی هم مورد قبول واقع نشده است.

بنابراین، استفاده کنترل و مناسب در گرو آموزش تمام اقشار جامعه است. در این میان، مسوولیت نهادهایی مانند آموزش و پرورش، رسانه های رسمی و شبکه های اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. چراکه، به نظر می رسد والدین به دلیل سواد نا کافی از نقش آموزشی و هدایتگر خود دور افتاده اند.

والدینی که در سنین میانسالی هستند می توانند آموزش ببینند، ضمن اینکه این افراد در حال حاضر از این ابزار و فناوری ها استفاده می کنند. اما کسانی که سن بالایی دارند آموزش نمی پذیرند و حتی با صرف روزها و ماه ها هم آموزش چنین افرادی امکانپذیر نیست. چراکه، اغلب این افراد از سطح دانش سنتی بسیار پایینی نیز برخوردارند.

بنابراین، در اینجا با چالشی رو به رو می شویم مبنی بر اینکه امکان آموزش برخی والدین وجود ندارد و با این وضعیت کنترلی هم نمی توانند بر روی فرزندانشان داشته باشند.

در حوزه فناوری ها معمولا مصرف کننده هستیم و هیچ کدام از این فناوری هایی که در حوزه دیجیتالی اعم از تلفن همراه، یارانه و... که در دسترس مردم قرار دارد، تولید داخل کشور نیست که این یک معضل است. هر فناوری که تولید می شود وارد کشور شده و مصرف آن رایج می شود، سپس متوجه آسیب های ناشی از آن می شویم و بعد برای حل آن برنامه ریزی می کنیم، به همین دلیل هم مدام دچار مشکل می شویم.

بنابراین، چون همیشه دنباله رو بوده ایم همیشه خیلی دیر متوجه آسیب ها می شویم. بنابراین به نظر می رسد در حوزه فرهنگ سازی اگر به درستی این واژه را معنا کنیم، می بینیم ضعف اساسی وجود دارد و چون نظام آموزشی ما از این حوزه ها دور بوده خیلی به افراد آموزشی داده نشده و هر فردی هم که پیرامون آن تجربه و مهارت کسب کرده شخصی بوده است.

در رابطه با سازمان های بزرگی مانند صدا و سیما هم که مشاهده می کنیم در این مدت رویکردی فناورانه ستیز از خود بروز داده اند؛ نه تنها کاربرد ابزار را آموزش نداده بلکه استراتژی سلبی را در پیش گرفته اند و آموزش به افراد و نحوه حفاظت از خود را در دستور کار قرار نداده و حتی اخباری هم که از این سازمان منتشر می شود پیرامون متلاشی شدن خانواده ها و دزدی و هک شدن و جاسوسی است که ناشی از استفاده از ابزارهای ارتباطی و دیجیتالی است و اخبار مثبت پیرامون این ابزار خیلی کم دیده می شود.

در هر حال بد یا خوب این فناوری ها در دسترس عموم قرار گرفته است، افزود: حال باید بداند چگونه از آنها استفاده کند و چگونه تنظیمات آن را انجام دهد که زیان نبیند و در مقابل بتواند خدمات بانکی، شهری و... خود را انجام دهد. کشورهای پیشرفته امروزه این ابزار و تکنولوژی ها را در خدمت تجارت، محیط زیست و برای تسهیل فرآیندهای اداری و کاری خود در اختیار گرفته اند و ما هم باید به همین سمت و سو پیش رویم.

ارسال نظر

Image CAPTCHA