مشروح سخنان دکتر پیغامی در بزم اندیشه با موضوع" کالبدشکافی سند 2030 "

دکتر عادل پیغامی در بیست و نهمین نشست بزم اندیشه در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با موضوع " کالبدشکافی سند  2030" مباحث مهمی را مطرح کرد که نقد و نظرهای مختلفی را در پی داشت.

به گزارش روابط عمومی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، خبر این نشست بزم اندیشه پیش از این در تارنمای سازمان بارگزاری گردیده و اکنون متن کامل و مبسوط این نشست جهت استفاده مخاطبان گرامی بارگزاری می گردد.

یادآور می شود مشروح این نشست های بزم اندیشه در قالب کتابی با عنوان " دفتر دوم" بعد از تکمیل منتشر خواهد گردید.

 

متن کامل این نشست به شرح زیر می باشد:

 

دلیل ورود بنده به قضیه کالبد شکافی سند 2030

سند2030 ماهیتی دارد که نوع مطرح شدن آن در کشور و اتفاقات حول آن منجر شد تا با اصل قضیه ارتباط جدی برقرار نکنیم. سند 2030 سند توسعه است و در رشته های دانشگاهی چند گرایش علمی داریم که به بحث توسعه می پردازند و بنده هم دکترای اقتصاد دارم که تخصصم در حوزه پولی و بعد از آن توسعه است بنابراین اجازه دارم درباره سند 2030 حرف بزنم.

 

حکمرانی جهانی، مقوله ای جدید

در فضای بین المللی مقوله‌ای به نام حکمرانی جهانی مطرح شده که قبلا هم این موضوع توسط ساسانیان و رومیان اینگونه موارد وجود داشت اما حکمرانی واحد جهانی مقوله جدید دنیای مدرنیته است که فناوری‌ها و ارتباطات مدرن اجازه داد تا صحبت از حکمرانی جدید کنیم.

انگلستان در انقلاب صنعتی پیشرو بود و کشورهایی مانند هندوستان، آمریکا، آلمان و ایران مستعمره آن بودند.

حکمرانی جهانی با چهره نظامی و سخت افزارانه شروع شد اما هرچه که پیش رفت آلمان مستقل شد، در آمریکا، ایالاتش با هم کشور تشکیل دادند، بعدها چینش و توزیع قدرت تغییر کرد و جنگ های جهانی اول و دوم شکل گرفت. بعد از جنگ جهانی دوم استعمار قدیمی مبتنی بر سخت افزار و ورودی‌های نظامی کاربرد نداشت، هزینه های اقتصادی بالایی داشت و به لحاظ فکری و فرهنگی پذیرش این هزینه وجود نداشت در نتیجه  به استعمار نوین تبدیل ‌شد که بروز و ظهور و تجلی بیرونی شکل گیری آن انواع سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل،   صندوق بین المللی پول و غیره بود  که سعی کردند متحد الشکل بودن جهانی را به شکل نرم در دنیا ترتیب دهند.

بوجود آمدن نظم نوین جهانی

بوجود آمدن نظم نوین جهانی که اصطلاحاتش در دو سه دهه اخیر شنیده می‌شد در جنگ جهانی دوم خودش را نشان داد،   استعمار نوین آمریکا تعریف شد و از طریق فهرستی از قواعد بازی جهانی و معاهدات مانند کنوانسیون حقوق بشر شکل گرفت.

یک دهه مانده به پایان قرن بیستم جنس کار به گونه‌ای بود که حکومت های ملی از طریق سازمان های بین المللی مشغول حکمرانی عمودی شدند و برای آنکه این شکل پذیرش اتفاق بیفتد در قالب نهادهای بین المللی جای گرفت اما ما ( منظور کشورهای غیر متعهد) در بانک جهانی جای نداشتیم؛   پس نظام سلطه‌ای شکل گرفت که به آن در جمهوری اسلامی، نظام استکبار می‌گوییم و  از طریق سازمان  های بین المللی خود را  نشان داد البته کشورهای اروپایی هم این را پذیرفتند چون شکست خورده جنگ بودند و باید می‌پذیرفتند.

شکل گیری نظام حکمرانی افقی

در اوخر قرن بیستم نظام استکبار جهانی با اتفاقاتی  مانند شکل گیری یورو، استقلال آلمان، جریان دینی انقلاب اسلامی که در دنیا تحول اساسی ایجاد کرد، اتفاقات شیلی و برزیل و از دست رفتن کارایی حکمرانی های بین المللی عمودی سازمان های بین المللی همه اینها نظام فکری متفکران عالم را در حکمرانی به جایی رساندند که نیازمند حکمرانی افقی نرم هستیم.

فناوری ها نرم تر شدند،   مثلا پول روز به روز نرم تر شده و از اسکناس به کارت اعتباری رسیده است. حکمرانی جهانی هم نرم تر می شود و اواخر قرن بیستم شاهد اتفاقی در دنیا هستیم که سازمان های بین المللی کمرنگ تر می‌شوند و بازیگرانی جدیدی می‌آیند که بعد دولتی ندارند.

این بازیگران از سازمان‌های بدون مرز گرفته تا انواع  مجموعه های حرفه ای و تخصصی اند که این سازمان های غیردولتی دیگر نمی خواهند به شکل بالا به پایین کار کنند و حکمرانی عمودی به افقی تبدیل می‌شود.

زمانی اگر سازمان ملل یا آمریکا یا شورای امنیت می خواستند در کشوری اتفاقی بیفتد قطعنامه ای صادر می‌شد و فهرست بلندی از شروط را  کشورها می پذیرفت اما اکنون شرایط به گونه ای شده که دیگر این شروط نباشد چون مردم پذیرای این جنس نیستند و حتی شورش و انقلاب علیه دولت‌های خود دارند همانطور که در بهار کشورهای اسلامی شاهد آن بودیم.

رقابت پذیری چهانی و بوجود آمدن شاخص ها

اکنون با ساختن شاخص هایی ترکیبی مثلا می‌گویند در رقابت پذیری جهانی شاخص یک کشور 70 است و شما بدون اینکه بدانید شاخص از کجا آمده است سراغ آن می روید که در آن شاخص جهانی رتبه را کاهش دهید و آن را موفقیت می دانید پس اتفاق هایی که قبلا به شکل دستور بود اکنون تغییر کرده و برای کسب موفقیت دستورالعمل می دهند و در مقابل کشورها آن را از هر دستوری جدی تر دنبال می‌کنند.

همانطور که شاخصی به نام استعداد جهانی در نظر گرفتند و کشورها برای دستیابی به آن تمام برنامه‌هایی را که پشت این شاخص بود، اجرا کردند.

در دنیا حکمرانی‌های نرم، شاخص ها و معاهدات حرفه ای وجود دارد و  برای آنکه در دنیا شناخته شویم باید یک ایزو یا شاخص جهانی داشته باشیم البته بسیاری از مولفه های ایزو برگرفته از تئوری هایی است و کسی نمی پرسد پشت پرده ایزو چیست.

استانداردها و شاخص ها؛ نمونه حکمرانی نرم

کنوانسیون های حرفه‌ای و نهادهای غیر سیاسی مردمی محض، استانداردها و شاخص ها را ایجاد کردند و تا جزئیات حکمرانی کشور نفوذ می‌کنند البته این نفوذ به مفهوم سیاسی  و به معنای  ورود است،   مثال ساده آن فوتبال است فیفا زمانی فدراسیون جهانی بود اما اکنون تفاوت کرده است. مسابقه فوتبالی شب احیا برگزار می‌شود که مراجع ما راضی نیستند اما آن مسابقه برگزار می‌شود؛ زنان در ورزشگاه حضور پیدا کنند یا نکنند که این دست ما نیست. اینها حکمرانی نرم و فرامرزی است که مرزها را در می‌نوردد؛ تک تک زوایای مالی فوتبال و انتخاب رئیس فدراسیون به یک جریان  جهانی واگذار می‌شود؛   فیفا اگر تعلیق کند حاضریم تمام مصوبات دولت و وزارت ورزش را کنار بگذاریم تا تعلیق نشویم.

تغییر مرز حاکمیتی کشورها در شبکه های اجتماعی

زمانی در کشورها حاکمیت سیاسی با جغرافیای طبیعی منطبق بود اما اکنون اینطور نیست و کانال ها و شبکه اجتماعی بیشتر از خبرگزاری ها تاثیر دارند، دنیای شبکه ها که 20  سال از آن گذشتیم به  مرکزیت و محوریت تبدیل می شود. با وجود شبکه‌های اجتماعی می توانیم کلیپ های انقلاب اسلامی را در آمریکا منتشر کنیم همانطور که بیت کوین انحصار دلار را در آمریکا مخدوش می کند حال باید دید در دنیای chain چطور باید حکمرانی انجام دهیم.

نوشتن برنامه های جهانی و حضور نمایندگان ایران

در اواخر قرن بیستم نشستند تا برنامه جهانی بنویسند و برنامه هزاره سوم را نوشتند که گفتمان آن در دنیا پذیرش داشت و برنامه ای  تحت عنوان اهداف توسعه هزاره در هشت محور ارائه شد و این هشت محور صحبت های خوبی است و از سال 2012 اهداف توسعه پایدار مطرح شد که به جای هشت بند به 17 محور رسیدند. از سال 2012 مجامع مختلف شکل گرفت و حتی نمایندگانی از ایران هم در آن شرکت کردند.

اینها همه پیش‌نویس‌های 2030 بود و جالب اینجاست که آقایان متوجه نشدند در چه موضوعی مشارکت می  کنند و این سند 2030  در 15 سال دوم اجرا شد و هشت محور  اول اجرایی شد و دستورالعمل هایی بود که اجبار در آن نبود و برای اجرا دولت های ما به مجامع بین المللی گزارش دادند.

زمینه هایی مشارکت داشتیم که یک محور فقرزذایی بود که از یونسکو به آیسسکو رسید و برای فقرزدایی کشورها بنده انتخاب شدم و به بنگلادش رفتم و برنامه های فقر زدایی خود را به آنها رساندم که یک برنامه  کاملا علمی و نرم بود.

بی سوادیم!

شواهد نشان می‌دهد در برخی محورهای ‌STG خیلی عقبیم و در برخی  محورها خیلی جلو هستیم این دستورالعمل های نوشته شده به چند هدف میانی تفسیم می شود و دستورالعملی نوشته می‌شود که سند می‌شود؛ در کشور ما متاسفانه به دلیل بی‌سوادی و غرب‌زدگی در مقابل کشورهای پیشرفته این اسناد را ترجمه فارسی می کنیم در فرایندی محدودی از بومی کردن  اول و آخر آن آیه می چسبانیم و با سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری آن را مطابقت می‌دهیم.

بسیاری از متونی که می خوانیم خوب است اما در دستورالعمل ها تفاوت های فرهنگی دارد و بعد آن را به عنوان سند ملی بیان می‌کنیم.

سند تحول بنیادین و چرایی اجرا نشدن آن

در مسیر سند تحول بنیادین بالغ بر 240 کارشناس نظر دادند و چندین نگارش داشت اما وقتی سند بین‌المللی داریم کافی است تا آن را ترجمه کنیم و در این شرایط فهرستی از دستورالعمل ها در کشور جریان می‌یابد و این موضوعات در کشور اجرا می‌شود؛ یکی از این دستورالعمل ها مسیری بود که سند 2030  در کشور داشت و نهایتا بالاترین مقام کشور اعتراض کردند.

ما سند تحول بنیادین داشتیم و همین که سند جایگزین شد مورد اعتراض بود،   بارها با آقای نوید ادهم برای اجرای سند تحول صحبت کردیم که چرا اجرا  نمی‌شود.

2030 فقط این نیست و فقط یک هفدهم آن سندی است که می‌بینیم؛   مثلا یکی از این 17 مورد عدالت جنسیتی است که در این مورد مشکلاتی بسیاری داریم؛   یک هفدهم دیگر درباره استفاده از آبزیان است و آن را به شرکت های مقیاس بزرگ توصیه می‌کند البته دوره گذار را مشخص نمی‌کند.

خطاب به سازمان پژوهش

شما به عنوان سازمان پژوهش با همه این 17 سروکار دارید و اگر نسبت به آن تفاوت ایجاد نکردید از دنیا عقب هستید؛ این 17 محور متاسفانه به برنامه های کشوری تبدیل می‌شود.

حال سوال اینجاست چگونه باید به  بچه ها سواد تعاملات جهانی دهیم اینکه مسئول ما با بی توجهی سندی را اجرا می کند به دلیل آن است که هنگام  دانش‌آموزی  این سواد را نیاموخته است و  متوجه نیست کشور را در اقیانوس پر تلاطم جهانی حفط کند؛   باید نسبت به این موضع داشته باشید که پیشرو هستید یا پسرو

به نظرم معلم باید پیشرو باشد و شما باید بگویید کجای سند 2030  درست و کجای آن نادرست است.

باید گروههای درسی را سازماندهی کرد

 باید گروه های درسی نسبت به آن 17  مورد سازماندهی کنند و آن را با سیاست های کلی مقایسه  کنند و آنجه که مطلوب است را با یک نظام فکری پیشرو حرکت دهند.

حضرت آقا فرمودند سازمان پژوهش قلب سیستم و پژوهشگاه مغز آن است و من کسی بودم که در برنامه تلویزیونی گفتم پژوهشگاه را نباید با سازمان ادغام کرد و مغز باید با دانشگاه ها ارتباط بگیرد.

حوزه های سکولار فراوانند و باید با حوزه های انقلابی ارتباط بگیرید و ببینید انقلاب اسلامی چه می خواهد و در کتاب های درسی  بیاید و بچه ها را برای آینده بسازیم.

سند می آید و می گذرد و بخش هایی از آن هم درکشور اجرا می شود و 15 ساله های بعدی هم در حال برنامه ریزی است و از الان باید به فکر باشیم آن موقع که آقای ایکس درباره مسائل جنسیتی صحبت کرد آن موقع نمی دانست چه بود هیچکس مقصرتر از دیگری نیست اما بدنه عاقله می‌تواند جریان را بهتر کند.

سوال همکاران سازمان: آیا ممکن است برخی مدارس نیم نگاهی به اجرای این سند داشته باشند؟

 پاسخ این سوال با بله یا خیر نیست اما یکبار در حوزه سیاسی کشور می‌نشینیم و می‌گوییم آقای جهانگیری ابلاغ کرد یکبار قضیه اینجاست که آموزش و پرورش چقدر حکمرانی دارد

برخی مطالب کتاب های درسی  60 درصد آن اجرا نمی شود و عمق حکمرانی نیست اگر موردی  به یک موضوع اجتماعی  تبدیل شد مثلا آنکه بجه ها باید آموزش جنسی ببینند که بخشی از مدارس آن را اجرا می‌کنند.

سوال همکاران: با وجود تاکیدات چندباره مقام معظم رهبری چرا برخی افراد اصرار به اجرای این سند به صورت آشکار یا مخفیانه دارند؟

ورود مقام معظم رهبری نسبت به دیگر افراد متفاوت است، برخی می گویند آقا اسلام شناس هستند اما برخی مانند بنده این شرایط ندارند؛   قسمت مثبت این است که آقا ترکیب می کند و اگر بخش هایی از سند 2030 را جدا کنید ایشان می گویند نه مشکلی ندارد.

از نگاه ترکیبی اتفاقی که 40-50 سال در دنیاست این جریان عاقبتی بی فرجام دارد و سربازگیری می‌کنند و نگرانی اینجاست که مرزهای جغرافیای سیاسی و طبیعی از بین می رود و تاکید روی جهانی شدن است.

سوال همکار سازمان: حق تحفظ این سند کجاست؟

حق تحفظ درست است اما نمی توانیم بگوییم با سازمان جهانی کاری نداریم،   انزوا برنامه دشمن است و بنا بر فرمایش مقام معظم رهبری باید حضور فعال داشت باشیم.

سند 2030 بخش آموزش و پرورش نباید در اولویت باشد از اکنون باید برای  2045 آنطور که می خواهیم سند بنویسم.

حق تحفظ نمی توانیم اجرا کنیم چون قبل از نگارش دیپلماسی فعالی نداشتیم  و آقایانی که شرکت می کند اغلب زبان خوبی ندارند،   در مقام ابلاغ از فرصت های غیر متعدها استفاده کنیم و دیپلماسی عمومی و سیاسی ما در عرصه تعلیم و تربیت و فرهنگ باید متفاوت باشد.

به راحتی می توانیم تفاسیری از مفاهیم چند پهلو داشته و تعریف کنیم و به دنیا ابلاغ کنیم،   می توانیم رقیب بسازیم.

اگر مشارکت فعال بین المللی داشته باشیم در فرایند اجرا می توانیم آن را عوض کنیم،   دیپلماسی آموزش و پرورش باید مورد توجه باشد،   در کشورهای دیگر سراسیمگی برای عضویت در مجامع بین المللی نمی‌بینم اما ما این را داریم و پیمان هایی را عضو شدیم که آینده خطرناکی دارد مثلا کنوانسیون برن را داریم در حالی که  مثلا آمریکا پیمان کیوتو را هنوز نپذیرفته است با وجودی که قانون هوای پاک گسترده ای دارد

آینده پژوهی باید جدی گرفته شود و اگر می دانستیم شبکه های اجتماعی وارد می شود از 20 سال قبل باید وارد کتاب های درس می‌شد، اکنون کشوری می تواند وارد بخش های سیاسی کند  که عمق حاکمیت زیاد شود.

ارسال نظر

Image CAPTCHA