سکوت سازمانی در رفتار سازمانی

منابع انسانی، از مجموع عناصری است که برای ایجاد و بقای یک سازمان به عنوان یک ضرورت قلمداد می شود، زیرا موفقیت و شکست سازمان وابسته به کارکنانی است که در همه سطوح سازمان مشارکت فعال داشته باشند. مشارکت موثر کارکنان نیازمند آن است که مدیران عالی نیز به مشارکت و ارائه نظر کارکنان در همه ابعاد آن باور داشته و زمینه بروز و ظهور آن را فراهم کنند. اما بی توجهی مدیران عالی نسبت به رشد و بالندگی و نقش آفرینی کارکنان در مدیریت سازمان، سبب سرخوردگی شغلی و گوشه گیری آنها در سازمان می شود.

سکوت سازمانی، یکی از مفاهیمی است که به تازگی وارد ادبیات مدیریت شده و مورد توجه صاحب نظران رفتار سازمانی قرار گرفته است. نویسنده در این کتاب به سکوت سازمانی اینگونه نگاه می‌کند: از زمانی که برای اولین بار و دانشمندی به نام چستر بارنارد، ادعا کرد: رفتار انسانها در محیط کار و خارج آن، متفاوت است کمتر از سه دهه می گذرد. تفاوت در رفتار و شخصیت کارکنان در موضوعی با عنوان رفتار سازمانی در تئوری های نظریه پردازان مدیریت مورد توجه قرار گرفت و به سه دسته فردی، گروهی و سازمانی تقسیم شد. سازمان، تشکیل شده از مجموعه افرادی که در کنار هم و با هماهنگی، برای رسیدن به هدفهای فردی و جمعی خود کار می کنند و رفتار سازمانی، تلاشی است که انسانها برای ایجاد همگرایی و همسویی بین خود و ساختارهای انسانی و بین فرد و سازمان انجام می دهند تا با کمترین هزینه، بتوانند خواسته های هر سه گروه برآورده کنند.

ناشر: دیده بان

سال نشر 1392، 88ص.

مولف یا مترجم: 
انتشارات: