کتاب شناخت و تربیت اثر دکتر محمود تلخابی منتشر شد

 کتاب شناخت و تربیت (مبانی شناختی تربیت) اثر دکتر محمود تلخابی از سوی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها منتشر شد.

نویسنده کتاب شناخت و تربیت در پیشگفتار این اثر اشاره می‌کند: تعلیم و تربیت برای شکل دادن به بنیادهای نظری خود همواره از علم و فلسفه بهره بـرده اسـت. برخــی از علــومی کــه در تــدوین مبــانی تربیــت از آن‌هــا اســتفاده مــی‌شــود عبــارتنــد از: زیست‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی. این حوزه‌های علمی به متخصصـان تعلـیم و تربیـت کمک می‌کند تا برای تعلیم‌وتربیت مبانی علمی فراهم کننـد و براسـاس آن بـرای کـارگزاران تربیتی تجویزهای عملی ارائه کنند. همچنین، فلسفه منبع دیگری برای متخصصـان تربیـت بـوده است تا به پرسش‌های بنیادین درباره انسان و امکانات، شرایط، محدودیت‌ها و الزامات او پاسخ دهند. اما اکنون شاهد ظهور قلمرو بـین‌رشـته‌ای جدیـدی بـا عنـوان علـوم شـناختی هسـتیم کـه رشته‌های مختلف را به همدیگر پیوند داده است. به نظر مـی‌رسـد ایـن قلمـرو بـین‌رشـته‌ای کـه به‌دنبال فهم ماهیت و کارکرد ذهن و مغز است نتایج بسیار زیـادی بـرای تعلـیم وتربیـت داشـته باشد. ازاین‌رو، مطالعۀ حاضر که با حمایت ستاد توسعۀ علوم و فناروی‌های شناختی انجام یافتـه است، به تدوین مبانی و اصول تربیت براساس آموزه‌های علوم شناختی پرداخته است.

محمود تلخابی در معرفی فصل‌بندی کتابش می‌افزاید: در فصل اول این کتاب به کلیات بحث می‌پردازیم. دراین فصل، ضمن طرح مسئلۀ پیونـد میان علوم شناختی و تربیت، براساس مراحل پژوهش، روش‌های تدوین مبـانی و صـورت‌بنـدی اصول مطرح شده است. در فصل دوم، امکـان‌هـایی کـه علـوم شـناختی بـرای تأثیرگـذاری بـر تربیت دارد بررسی شده است. در فصل سوم، به‌منظور تدارک مبانی جدید برای تربیت، ابتدا از متون تخصصی علوم شناختی گزاره‌هایی استخراج شده اسـت کـه بـه توصـیف نحـو ه عملکـرد ذهن و مغز می‌پردازند، سپس، به‌منزلۀ پژوهشی نظری، مقوله‌هـایی کـه کـارکرد ذهـن و مغـزرا توصیف می‌کنند شناسایی شده‌اند. در این مطالعه، مفهـوم نظـری کـانونی «شـناخت» اسـت کـه به‌مثابۀ فعالیت یا فرایند ذهنی برای کسب دانش و فهم از طریق تفکر تلقی می‌شود. در مجموع، گـزاره‌هـای مبنـایی در هشـت مقولـۀ اصـلی شـامل «سـازوکار شـناخت»، «شـناخت و هیجـان»، «شناخت و زمینه»، «شناخت و بـدن‌منـدی»، «شـناخت و عمـل»، «شـناخت و زبـان»، «شـناخت و دانش»، و «شناخت و فناوری» طبقه‌بندی شده‌اند. در فصل چهارم، بر اسـاس روش قیـاس عملـی اقتباس شده از فرانکنا به تدوین اصول تربیت شناختی پرداختیم. در این روش، گزاره‌های مبنایی بــا گــزاره‌هــای هنجــارینِ برگرفتــه از اهــداف تربیــت رســمی کشــور ترکیــب مــی‌شــوند تــا دستورالعمل‌های کلی برای تربیت صادر شود. با توجه به سطح گـزاره‌هـای هنجـارین و ماهیـت گزاره‌های مبنایی، اصول تدوین شده را در دو بخش نظـری و عملـی طبقـه‌بنـدی کـرده‌ایـم. در فصل پنجم، براساس اصول و مبانی تربیت شناختی، مفـاهیم بنیـادی تربیـت ماننـد معلـم، برنامـۀ درسی و یادگیری بازتعریف شده است. در واقع، استدلال ایـن بـود کـه کـاربرد اصـول تربیـت شناختی به بازتعریف مفاهیم بنیادی تربیت از زبان کنش‌گران تربیت وابسته است.