ساختار آموزشی کشور تاجیکستان

ساختار آموزشی کشور تاجیکستان

کشور تاجیکستان،یک کشور اسلامی است. زبان آنها تلفیقی از فارسی و روسی است و زبان نوشتن آنها سیریلیک است که شبیه فینگیلیش خودمان است یعنی گفتار را با الفبای روسی به نوشتار تبدیل می کنند. 

هزینه تحصیل برای بیشترتاجیکها با توجه به سطح درآمد پایین آنها زیاد است و رشوه در جاهای مختلف حتی در مورد معلم و پلیس رواج دارد.کنکور قبلا در اینجا نبوده اما بتازگی قرار است کنکور برگزار شود.

درآمد معلمانشان اینجا کمتر از ایران است. میزان دستمزدها بسیار ناچیز است و بطور مثال ، حقوق ماهانه ی اساتید - پزشکان - پلیس و ... یک پنجم حقوق همتایان آنان در ایران است.

نزدیکی زبان فارسی دری با زبا ما ایرانیان، باعث شده که اغلب ،صحبتهای همدیگر را براحتی بفهمیم و این ، یک امتیاز بزرگ محسوب می شود. شاعران بزرگ ایران زمین ، محبوبند و اشعارشان ، بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. به خصوص رودکی که زادگاه وی در این کشور است.

یکی از مهم‌ترین اسباب افتخار اتحاد شوروی سامانۀ آموزش و پرورش آن بود: رایگان، فراگیر و باکیفیت.

در آمار رسمی آمده بود که صد درصد جمعیت امپراتوری سرخ باسوادند. شاید هم لاف گزاف می‌زدند. اما اگر سواد را فن خواندن و نوشتن فرض کنیم، طی سال‌های زندگی‌ام در اتحاد شوروی حتا یک فرد بی‌سواد را ندیده بودم. مادربزرگم که در دهۀ ۱۹۳۰ به مدرسه رفته بود، خط سیریلیک بلد نبود، اما لاتین را می‌خواند. چون در دوران او رسم‌الخط رسمی تاجیکستان برای ده سال لاتین بود. پس مادربزرگ من هم بی‌سواد نبود.

اکنون داده‌های رسمی تاجیکستان حاکی از آن است که میزان سواد در این کشور نیم درصد کاهش یافته‌است. اما این محاسبه در سال ۲۰۰۰ صورت گرفته و الزامأ با واقعیت‌های روزگار ما نمی‌خواند. طی آشفتگی‌های سیاسی و اجتماعی پساشوروی شمار زیادی از آموزگاران و استادان از کار تدریس در تاجیکستان دست و دل شستند و به کارهای پردرآمدتری روی آوردند. عده‌ای هم کشور را ترک کردند و اندوخته‌های خود را در سامانی دیگر به کار بستند. این در حالی است که میزان زاد و ولد در تاجیکستان همچنان بالاست و همه‌ساله نیاز بیشتری به آموزگاران و مدارس احساس می‌شود. در نتیجه در مواردی می‌توان دریافت که میزان سواد پدر و مادران برتر و بالاتر از سواد فرزندان‌شان است.

دلیل عمدۀ کمبود آموزگاران در مدرسه‌های تاجیکستان دستمزد اندکی است که به معلمان پرداخت می‌شود. میانگین این درآمد حدود ۴۵ دلار در ماه است که کفاف زندگی آموزگاران را نمی‌دهد. افرادی هم که مشقت آموزگاری را پذیرفته‌اند، در کنار کار تدریس شغل‌های آزاد فرعی هم دارند که بی‌گمان روی کیفیت تدریس اثر می‌گذارد.

به گفتۀ جمال‌الدین امیرف، مدیر یکی از بخش‌های وزارت معارف (آموزش و پرورش) تاجیکستان، تحصیل در مدرسه‌های متوسط این کشور ۱۱ سال به درازا می‌کشد، اما قرار است از سال ۲۰۱۴ به بعد دورۀ تحصیل ابتدایی و متوسط ۱۲ سال را دربر بگیرد. وی می‌گوید، اخیرأ در تاجیکستان مدرسه‌های مدرنی گشایش یافته‌اند که با رایانه‌ها و تخته‌سیاه‌های الکترونیک مجهزند و شرایط تحصیل و تدریس در مدارس غربی را دارند.

اما ظاهر سمیع‌یف، استاد دانشگاه ملی تاجیکستان در دوشنبه، می‌گوید با این که مدرسه‌های این کشور مجهزتر از مدارس دوران شوروی‌اند و از فن‌آوری‌های نوین تدریس برخوردار، سطح سواد و دانش نسل جوان بسیار پایین‌تر از پیش است. وی یک شاگرد ممتاز مدرسۀ امروزی تاجیکستان را همسنگ دانش‌آموز شوروی‌ای می‌داند که میزان سوادش متوسط بوده‌است.

برخی از جامعه‌شناسان دلیل افت میزان سواد دانش‌آموزان را نبود انگیزۀ کافی برای اندوختن دانش می‌دانند. به باور آنها، عواملی دیگر به مانند ثروت و دارایی و جایگاه اجتماعی استوار برای آیندۀ نوجوانان سرنوشت‌سازتر جلوه می‌کند، از این رو برای آنها فرا گرفتن شیوه و شگردهای ثروت‌اندوزی جذاب‌تر از دانش‌اندوزی به نظر می‌رسد. بسیاری از دانش‌آموزان مراحل پایانی مدرسه‌های متوسط ترجیح می‌دهند بیشتر ساعات خود را در بازار سپری کنند، تا در کلاس درس.

از سوی دیگر، دستمزد پایین آموزگاران، گذشته از این که به خودی خود بر وضعیت آموزش و پرورش تأثیر سوء گذاشته، عوامل دیگر افت میزان سواد دانش‌آموزان را نیز پدید آورده‌است که فساد مالی از مهم‌ترین آنهاست. بسیاری از دانش‌آموزان می‌دانند که با پرداخت مبلغی مشخص احتمالأ می‌توانند نمرۀ دلخواه‌شان را از معلم بستانند.

پدیدۀ دیگری که طی سال‌های اخیر مشاهده می‌شود، دور ماندن دختران نوجوان از آموزش و پرورش است. در زمان شوروی تحصیل اجباری بود و ممانعت پدر و مادر از رفتن فرزندشان به مدرسه می‌توانست حتا مداخلۀ نیروهای امنیتی و انتظامی را در پی داشته باشد. اکنون هم تحصیل گویا اجباری است، اما شمار قابل توجهی از دختران یا اصلأ پای به مدرسه نگذاشته‌اند و یا پس از فرا گرفتن خواندن و نوشتن، مدرسه را ترک کرده‌اند، تا به زناشویی با مرد مورد نظر پدر و مادرشان آماده شوند. با گسترش نفوذ شاخه‌های ویژه‌ای از اسلام که غالبأ از کشورهایی چون عربستان سعودی و پاکستان به تاجیکستان رخنه کرده‌است، این پدیده هر چه پررنگ‌تر می‌شود.

در دروان شوروی درِ دانشگاه های مسکو برای رشته های تخصصی و تربیت کادرها حزبی و مدیریت سیاسی  باز بود. امروزه هم روسیه  بخشی از کادرهای حکومتی تاجیکستان را آموزش می دهد.  

دانستن زبان روسی و آموزش در روسیه دیگر آن جذابیت پیشین را ندارد و خانواده‌هایی که مایل به پیشرفت فرزندانشان در شرایط کنونی هستند و از توانایی مالی هم برخوردارند، فرزندان‌شان را به مدرسه‌ها و دانشگاه‌های خارجی به‌ویژه  در آمریکا و اروپا می‌فرستند.  نفس این موضوع که فرزندان توانمندان و رهبران تاجیکستان برای تحصیل به کشورهای خارج  فرستاده می شوند، حاکی از  بی‌اعتمادی به توانایی و امروزی بودن سامانۀ آموزش و پرورش تاجیکستان است.

روز اول سپتامبر مدرسه‌ها در سراسر تاجیکستان با به صدا آوردن زنگ مدرسه، درهای خود را به روی صدها هزار دانش‌آموز خردسال دیگر باز کردند که با آرزوهای بزرگ برای نخستین بار در کلاس‌های درس خود حاضر شدند. سمیه، قهرمان

از اوایل سالهای دهه 20م. مؤسسات آموزشی جدید آغاز به کار کردند. اولین مدرسه‌های جمهوری برای کودکان و بزرگسالان جهت ارائه آموزش پایه‌ای نیز در همین سالها تأسیس شدند. حکومت مرکزی دوره‌های مختلف کارآموزی بخشهای دولتی را به تعداد معدودی از تاجیک‌ها آموزش داد و برخی را نیز برای آموزش به مدارس ازبکستان اعزام کرد.

در تاجیکستان، مؤسسات علمی و آموزشی و فرهنگی بسیار فعالیت دارند. در سال 1951م. فرهنگستان علوم تاجیکستان تأسیس شد که 30 مؤسسه علمی و پژوهشی وابسته به آن هستند.

در سال تحصیلی 1999-2000م. در تاجیکستان 3562 مدرسه تحصیلات همگانی و 24 مؤسسه آموزش عالی فعال بودند. در سال تحصیلی 2002-2003م. در 3729 مدرسه تاجیکستان، تعداد 1638106 دانش‌آموز تحصیل و 101100 آموزگار تدریس می‌کردند.

پیشینه فرهنگی

خجند مرکز فرهنگی تاجیکستان، دومین شهر بزرگ، یکی از قدیمی‌ترین شهرها و همچنین مرکز شمال کشور است که توسط الکساندر کبیر حدود 2300 سال پیش ساخته شده است. طبق آمار سال 1991م. جمعیت این شهر 164500 نفر بوده است.

جایگاه اسلام در تاجیکستان بسیار قوی‌تر از دیگر کشورهای آسیای مرکزی است.

آشفتگی سیاسی و مشکلات اقتصادی تاجیکستان در سال 1990م. دوران بسیار سختی را برای زندگی فرهنگی و حامیان آن در کشور به ارمغان آورد.

مهمترین چهره علمی و فرهنگی معروف در تاجیکستان دانشمند مسلمان ابوعلی ابن سینا ملقب به «شرف‌الملک» و «شیخ‌الرئیس» است که در بخارا متولد شد و در قرن 10م. می‌زیست و نویسنده دو کتاب از مهمترین کتب پزشکی دنیا است. او در شرق به عنوان فیلسوف و در غرب به عنوان پزشک شهرت دارد. او اول کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم در فلسفه نوشته و کتاب شفای او در حکم یک دائره‌المعارف فلسفی است. در پزشکی کتاب قانون او در اروپا شهرت بسزایی دارد. آرامگاه این فیلسوف برجسته در جشن‌های بزرگداشت هزاره وی در سال 1330 هجری شمسی در محل مقبره قدیم او در شهر همدان بنا شده است.

دیگری رودکی سمرقندی شاعر برجسته دربار بخارا در زمان سامانیان می‌باشد.

تأثیر فرهنگ و تمدن ایرانی در آسیای مرکزی

پیش از گسترش اسلام به منطقه فرهنگ ایران در منطقه نفوذ داشت و با گسترش اسلام رشد قوی‌تری یافت. در آخرین امپراطوری ایران قبل از دوره اسلامی، یعنی دوره ساسانیان، فرهنگ و زبان ایران همچنین دین زرتشت در میان مردم آسیای مرکزی و تاجیک‌ها گسترش یافت.

ادبیات تاجیک در قرون 16 تا 20م.

از قرن 15 تا قرن 16 میلادی زبان و ادبیات فارسی در ایران و آسیای مرکزی، قفقاز و هند یکسان بود. پس از برقراری حکومت شیعی صفویه در ایران در قرن 16 میلادی و حکومت سنی شیبانیان در آسیای مرکزی روابط سیاسی و مذهبی ایران با خارج محدود گردید. لذا مسیر آن در ایران و آسیای مرکزی جدا شد و در سال 1917 میلادی انقلاب روسیه این روابط را به طور کل قطع کرد. لذا بین زبان فارسی ایران و فارسی تاجیکی فاصله افتاد و فارسی تاجیکی پر از واژه‌های روسی، ازبکی و ترکی شد. ادیبان تاجیک امروزه اگرچه با ادبیات کلاسیک فارسی آشنایی دارند لیکن با ادبیات جدید ایران آشنایی کمی دارند.

در دوران شوروی علی‌رغم تلاش طولانی این کشور در فاصله انداختن بین فارسی‌زبانان آسیای مرکزی با دیگر نقاط، تاجیک‌های تاجیکستان اکثر امور درسی خود را بدون در نظر گرفتن وابستگی نژادی و قومی تا قرن بیستم به زبان فارسی نوشته و شرح می‌دادند. سیاست شوروی نیز بر این بود که تاجیک‌ها زبان فرهنگی را به کار گیرند که از نظر مرزها و ارتباط با دیگر همسایگان هرچه محدودتر باشند. با این حال ادبیات بسیار کمی نیز به خط سریلیک چاپ شد.

نفوذ ادبیات تاجیک در نسل اول تاجیک زمان شوروی توسط سه نویسنده برجسته تاجیک صورت پذیرفت. یکی از این افراد صدرالدین عینی (1954-1989م. ) است. او با شاعری شروع کرد لیکن در زمان شوروی صدرالدین عینی بیشتر نثر می‌نوشت. کارهای او به سه رمان اصلی تقسیم می‌شود که با موضوعات اجتماعی، منطقه‌ای و یادداشتهایی است که زندگی در دوران خانی بخارا را یادآور می‌شود. او اولین رئیس آکادمی علوم تاجیکستان بود.

دیگری ابوالقاسم لاهوتی (1957-1877م. ) است که یک شاعر ایرانی بود و به خاطر مسائل سیاسی به شوروی گریخته و در تاجیکستان ساکن شده بود. او هم غزل می‌گفت و هم شعر در باره سوسیالیست رئالیست می‌سرود.

شاعر دیگر میرزا تورسون‌زاده (1977-1911م. ) بود که ادبیات شفاهی تاجیکی را جمع‌آوری کرد. او اشعاری در خصوص تحولات اجتماعی تاجیکستان سرود و موضوعات سیاسی عامه‌پسندی را به رشته تحریر درآورد. تا نسل این سه نویسنده، تاجیکستان شعرای متعدد، رمان‌نویسان، نویسندگان داستان‌های کوتاه و نمایشنامه‌نویسان زیادی را تحویل جامعه داده بود.

قبل از انقلاب شوروی رسم‌الخط تاجیکستان فارسی بود که تا سال 1929م. این روند ادامه داشت. در این سال خط لاتین جایگزین خط فارسی و در سال 1940م. خط سریلیک جایگزین خط لاتین گردید.

جنبش جدیدیّه و ادبیات نوین

معروف‌ترین نمایندگان ادبیات نوین تاجیکستان عبارتند از عبدالرئوف فطرت، صدرالدین عینی، محمودخواجه بهبودی، صدیقی عجزی، میرزا سراج حکیم، تاشخواجه اسیری، عبدالواحد مُنظِم، سعیداحمد وصلی سمرقندی، حامدخواجه مهری، احمدجان حمدی، حاجی معین، ملا ابراهیم جرأت، ملا نذرالله لطفی، میرزا هئیت صهبا، شریفجان مخدوم صدر ضیاء، حاجی نعمت‌الله محترم، میرزامحمد عظیم سامی، محمدعلی محمدسعید بلجوانی، محمداکرام ابن عبدالسلام (داملا اکرامچه)، میرزا شاه‌فایض بخارایی، قاضی سعیدجان مخدوم بخارایی، نظمی و...

صدرالدین عینی ادبیات نوین را زمینه ملی ادبیات تاجیک دانسته و چنین می‌نویسد: «هرچند احمد مخدوم دانش (1242-1314 هجری) در ادبیات منثور راه نو و اسلوبی تازه را با استعداد ذاتی خود ایجاد کرد، لیکن این روش تا سال 1905 میلادی یعنی تا انقلاب اول روسیه شایع نشده بود. زمان وقوع انقلاب مذکور، روزنامه‌جات و کتاب‌های تازه در بخارا و ترکستان گسترش و عمومیت یافت و نوقلمان تازه‌نویس هم از هر جایی سر برآوردند. بنابر این آغاز تاریخ ادبیات نو تاجیک را بایستی سال 1905 قلمداد کرد.

از سال 1905 تا 1917 موضوع ادبی به زعم عام عبارت بود از وطن، ملت، دین، علم و معارف. تشویق و مقابله با حکومت مستبد، و در کنار آن هجوم به علما، صریحاً از موضوع‌های مهم این دوره به شمار می‌رفت. اما ادبیات (به اعتبار موضوع) انقلابی حقوقی بود که پس از انقلاب اکتبر گام به میدان نهاد که از نظر تاریخی به دو دوره تقسیم می‌شود: از 1905 تا 1917 و از 1917تا 1925».

موضوع‌ اساسی ادبیات جدیدیه ترغیب مکتب و معارف، علم و فرهنگ، آموزش بنیادهای دین مبین اسلام و تاریخ پرافتخار گذشته، اخذ و بهره‌گیری از دستاوردهای علمی و تکنولوژی کشورهای غربی، انتقاد از ساختار دولتداری امارت بخارا و سیاست استعماری روسیه، بیداری حس ملی و وطن‌دوستی مردم و غیره بود که در ذیل به برخی از جنبه‌های گوناگون آثار چند تن از ادیبان معروف جدیدیه اطلاعاتی نسبتاً مفصل آورده می‌شود.

صدرالدین عینی در 15 آوریل سال 1878 در روستای ساکتری ناحیه غِژدوان بخارا در خانواده سعیدمراد خواجه که مردی باسواد بود، زاده شد. از سن 6 سالگی در مکتب روستای خود تحصیل کرد. سپس به بخارا رفت و در مدارس میر عرب، عالم‌جان، حاجی زاهد و بدلبیک به ادامه تحصیل پرداخت.

سال 1906 مدرسه را به طور کامل ختم نمود و در سال 1908 با سروری میرزا عبدالواحد منظم و همدستی احمدجان حمدی و حامدخواجه مهری در شهر بخارا نخستین مکتب اصول جدید را به زبان فارسی تاجیکی تأسیس کرد و در سال 1909 برای دانش‌آموزان مکاتب جدید کتاب درسی «تهذیب‌الصبیان» را تألیف نمود. عینی یکی از مؤسسان و فعالان سازمان مخفی جدیدی «تربیه اطفال» در سال 1910 و شرکت‌های جمعیتی و فرهنگی «برکت»، «بخارای شریف» و «معرفت» بود.

با اینکه عینی در گردهمایی شکرانه جدیدان در بخارا شرکت نکرده بود، اما در 9 آوریل سال 1917 دستگیر و به فرمان امیر عالم‌خان او را 75 تازیانه زدند و به «آبخانه» انداختند. در آنجا توسط سربازان انقلابی آزاد شد و در شفاخانه کاگان طبابت یافت و سپس به سمرقند کوچید.

در نیمه اول سالهای دهه 20 به عنوان پژوهشگر ادبی مجله «شعله انقلاب»، آموزگار سه مکتب سمرقند، مشاور کنسول‌خانه جمهوری بخارا در سمرقند، مدیر اداره تجارت بخارا، ویراستار ادبی و مشاور علمی و ادبی نشریات دولتی تاجیکستان ایفای وظیفه نمود. در این دوره برخی آثار نظمی و نثری، تاریخی و ادبی تألیف کرد که «جلاّدان بخارا»، «تاریخ انقلاب بخارا»، «تاریخ امیران منغیتیه بخارا»، مجموعه شعرهای «اَخْگَر انقلاب»، سلسله مقالات و رساله‌های «حکومت شورا به ما چه داد؟»، «سیف و قلم»، «اکنون نوبت قلم است»، «قرار تاریخی یک اجتماع فوق‌العاده»، «مسأله معارف و کتاب»، «در راه برهم دادن بی‌سوادی»، «انقلاب اکتبر و عالم شرق»، «قوم تاجیک و روزنامه»، «در باره مکتب و معارف تاجیک»، «قابلیت تشکلاتچگی در تاجیکان»، «در باره کتاب‌های مکتب تاجیکان» و غیره از همین قبیل‌اند.

موضوع اصلی آثار نظمی و نثری عینی در این دوره ترغیب و تشویق علم و دانش، اصلاحات نظام آموزش و پرورش در مکاتب و مدارس، تأسیس مکاتب اصول جدید، انتقاد از نظام اداری امارت، افتخار به تاریخ گذشته، پیروی و استفاده از دستاوردهای علمی و تکنیکی روسیه و غرب طبق موازین شرعی و غیره بود.

وی با تکیه بر گفته‌های پیامبر (ص)، مردم را به آموزش علم و دانش دعوت می‌نماید: «همچنان که پیغمبر ما طلب علم را از مهد تا لحد بر ما فرض کرده است، احتیاج زندگی نیز ما را مجبور می‌کند که هر کدام ما کمش روزی دو ساعت عمر خود را به تحصیل علم صرف نماییم، به ایفاده و استفاده مشغول شویم، تا که در مشاغل دنیوی از دیگران قفا مانده از نعمت علم و معرفت… محروم و بی بهره نمانیم» .

مراکز تعلیم و تربیت در اویل سده 20 میلادی

مراکز اساسی تعلیم و تربیت در اوایل سده 20 میلادی در تاجیکستان و آسیای میانه عبارت بودند از مساجد، مکاتب سنتی، مدارس، مکاتب روسی-محلی، مکاتب اصول جدید، مکاتب شوروی، آموزشکده و دانشگاههای شوروی بودند.

مکتب های سنّتی

یکی از مراکز اصلی‌ سوادآموزی کودکان، مکاتب سنتی بودند. چنین مکاتبی تقریباً در سراسر شهرها و دهات آسیای میانه وجود داشتند. اما این اماکن بسیار کوچک و برای آموزش و پرورش نامناسب بودند،

در خصوص طرز آموزش مکاتب سنتی، ودود محمودی چنین می‌نویسد:

«اول روی تخته‌چه که آن را لوح می‌نامیدند، شکل حرف‌ها را می‌نوشتند و نامهای آنها را «الف، ب، ت» گویان یاد می‌دادند… بعد از نام الفبا را تا آخر یاد کردن، به خواندن «هفت‌یک» که قسمی از قرآن است، سر می‌کردند و از همان روز سر کرده، مناسبت نام حرف را با آوازش هیچ درک نکرده، تخمینی به شفت خانه نگاه کرده تکرار کردن سر می‌شد. بعد از تمام گذراندن سوره‌های کوتاه و دراز «هفت‌یک» به قرآن می‌درآوردند. پس از آن «چهارکتاب»، خواجه حافظ، بیدل، نوایی، فضولی، «مسلک‌المتّقین» می‌خواندند… خط نوشتن را یا در آخر تحصیلات یا که از وقت بیدل‌خوانی سر می‌کردند».

«چهار کتاب» پس از قرآن، دومین کتابی است که در بین مردم ما شهرت دارد. همانطور که از عنوان آن برمی‌آید، این کتاب عبارت است از چهار کتاب مستقل با مؤلفان گوناگون. قسمتهای یکم و چهارم به نظم و بخشهای دوم و سوم به نثر انشا شده بود. از مطالعه کتاب چنین برمی‌آید که مؤلف قسمت یکم از بخارا بوده است. قسمت چهارم «پندنامه»ی عطار است. مؤلفان کتابهای دوم و سوم نامعلوم‌اند. این کتاب یک پندنامه بس جالب و پرارزشی است که در طول قرون متمادی مسلمانان از آن بهره‌ور گردیده‌اند.

کتاب اولِ «چهارکتاب» با بیت‌های:

ابتــــــدا می‌کنـــم به نام خدا کز دو حرف آفرید ارض و سما

نام حـق بر زبـــــان همی‌رانم کــه به جان و دلــم همی‌خوانم

آغاز یافته، پس از ستایش خداوند و پیامبران، مؤلف موضوع‌هایی را از قبیل فرایض و آیین وضو، مستحبّات و مکروهات وضو، شکننده طهارت، فرایض و سنت‌های غسل، مقدار آب وضو، موجبات غسل، فرایض و ناقضات تیمم، دوازده فرض، واجبات نماز، سجده نحو، سنت‌های نماز و نمازهای فریضه، سنت‌های شب و روزی، روزه ماه شریف رمضان، مکروهات روزه، کفارت روزه را مطرح نموده است.

کتاب دوم از چهار فصل عبارت است از: 1. در بیان معرفت ایمان. 2. در بیان معرفت اسلام. 3. در بیان طهارت. 4 در بیان معرفت نماز.

کتاب سوم در بیان چهار علم است: 1. علم توحید. 2. علم نماز. 3. علم روزه. 4. علم حیض و نفاس.

کتاب چهارم «چهارکتاب» پس از ستایش خداوند، شامل این موضوع‌ها است: «در اظهار نعت سیدالمرسلین» ، «در فضیلت ائمه دین مجتهدین رحمت‌الله علیه»، «مناجات به جناب موجب‌الدعوات»، «در بیان مخالفت نفس اماره»، «در بیان فواید خاموشی»، «در بیان عمل خالصاً لالله»، «در بیان سیرت ملوک»، «در بیان اهل سعادت»، «در بیان سبب عافیت»، «در بیان تواضع و صحبت درویشان»، «در بیان علامت شقاوت»، «در بیان ریاضت نفس»، «در بیان فضیلت فقر»، «در بیان دریافتن حقیقت نفس اماره»، «در بیان آثار ابلهان»، «در بیان عقل و عاقلان»، «در بیان فضیلت ذکرالله»، «در بیان عمل چهار چیز»، «در بیان خصلت ضمیمه»، «در بیان آداب پند و نصیحت»، «در بیان علامت مدبران»، «در بیان مذمّت خشم و غضب»، «در بیان بی‌ثباتی چهار چیز»، «در بیان آنکه چهار چیز کمال یابد»، «در بیان آنکه بازگرداندن آن محال است»، «در بیان غنیمت دانستن عمر»، «در بیان خاموشی و سخاوت»، «در بیان چهار چیزی که خواری آورد»، «در بیان عطای حق تعالی»، «در بیان باعث زوال سلطنت»، «در بیان آنکه عمر را بکاهاند»، «در بیان آنکه آبرو را بیافزاید»، «در علامت مرد نادان»، «در بیان طریق زندگانی»، «در بیان احتراز از دشمنان»، «در بیان آنکه با مردم خواری آورد»، «در بیان زندگانی با خوشی»، «در بیان آنکه اعتمادی را نشاید»، «در بیان نصیحت و خیراندیشی»، «در بیان کرامت حق تعالی»، «در بیان فرو خوردن خشم در وقت غضب»، «در بیان جهان فانی»، «در بیان معرفت الله تعالی»، «در بیان مذمت دنیای دون»، «در بیان خاصیت ورع»، «در بیان فایده تقوی»، «در بیان فواید خدمت نیکان»، «در بیان فضیلت صدقه»، «در بیان فضیلت مهمان»، «در بیان علامت مرد احمق»، «در بیان علامت مرد فاسق»، «در بیان علامت مرد شقی»، «در بیان علامت مرد بخیل»، «در بیان قساوت قلب»، «در بیان حاجت خواستن»، «در بیان قناعت ورزیدن»، «در بیان نتایج سخاوت»، «در بیان کارهای شیطانی»، «در بیان علامت مرد منافق»، «در بیان علامت مرد متقی»، «در بیان علامت اهل جنت»، «در بیان آنکه در دنیا از آن خوش نباید بود»، «پند و نصیحت»، «در بیان فواید صبر و ثبات»، «در بیان تجرید و تفرید»، «در بیان کرامت‌های الله تعالی»، «در بیان آنکه دوستی را نشاید»، «در بیان غمخواری کردن با مردم»، «در بیان فایده صِله رحم»، «در بیان فضیلت فتوت»، «در بیان فضیلت فقر»، «در بیان انتباه از غفلت».

هر مکتب یک کلاس و یک معلم داشت که در آن کودکان 4 تا 15 ساله تحصیل می‌کردند. تعداد طلبه‌های چنین مکاتبی حداقل 5 یا 6 و حداکثر 25 تا 30 نفر بود.

از آنجا که دولت برای تأسیس مکاتب و روند آموزش و پرورش کودکان بودجه‌ای اختصاص نمی‌داد، اشخاص سرشناس یا خود مردم محل، یا روستا با مشارکت یکدیگر مکتب را ساخته و فعال می‌کردند و از از آنجایی که برای تعلیم علوم دینی دریافت پول گناه محسوب می‌شد، مکتب‌داران با کسب درآمد از راه خطیبی، امامت جماعت، مؤذنی، دعاخوانی و همچنین تدریس دروس غیردینی مثل خوشنویسی امرار معاش می‌کردند . اما در کنار آن قبول هدایا به شرف اعیاد و جشن‌های مختلف بسیار رواج داشت.

در مکاتبی که با مشارکت عموم ساخته می‌شد، در برخی موارد با معلمین شرطنامه‌ای به امضاء می‌رسید. که مثلاً معلم بابت تعلیم در آخر سال، از هر طلبه مقداری ذرّت دریافت می‌گرفت. این نوع مکتبها از آن نوعی بودند که وقف نداشتند .

در مکاتب سنتی نه تنها پسران بلکه دختران نیز تحصیل می‌نمودند. چنانکه سال 1871م. در خجند 9 نفر، در اوراتپه 7 نفر، در جِزّخ 5 نفر، در سمرقند 15 نفر و در تاشکند 25 نفر «بی‌بی‌خلیفه‌» به تدریس اشتغال داشتند. سال 1890م. از 19383 دانش‌آموز مکاتب استان سمرقند، 813 نفر طلبه دختر بودند.

در سال 1910م. در اوراتپه در 36 مکتب 550 دانش‌آموز از جمله 67 دختر تحصیل می‌کردند. در سال 1913م. نیز در خجند 38 مکتب فعال بود که در 8 مکتب آن 97 نفر دختر تحصیل می‌کردند . در اوایل سال 1916م. در سراسر آسیای میانه 7101 مکتب سنتی، از جمله در بخارا 360 و در خجند 279 باب فعالیت داشتند .

در عرفه تقسیمات حدود آسیا میانه، در اوراتپه 113، حصار 678، کولاب 341، غرم 462، قرغان‌تپه 62، پنجکنت 21 باب مکتب سنتی فعال بودند.

مکتب های روسی - محلی

حکومت روسیه تزاری در آسیای میانه و قزاقستان مراکز آموزشی‌ای را با نام مکاتب روسی– محلی تأسیس نمود. مهلت تحصیل در چنین مکاتبی 6 تا 8 سال بود که محصلان از 8 تا 20 ساله پذیرفته می‌شدند. زمان آغاز تحصیل از 1 اگوست بود که تا اول ژوئن ادامه می‌یافت و به دانش‌آموزان خواندن و نوشتن به زبان‌های روسی و محلی، آموزش چهار عمل حساب، ترجمه از زبان محلی به روسی و همچنین تعلیمات دینی مسیحی و اسلامی تدریس می‌شد.

مکاتب روسی- محلی در طول فعالیت خویش سه مرحله را پشت سر گذاشته است:

1. از سال 1870م. ، یعنی از زمان تأسیس نخستین مکتب روسی – محلی در حدود آسیای میانه تا اواسط دهه 80 قرن نوزده. این دوره‌ای است که مکاتب روسی- محلی تا اندازه‌ای پیشرفت داشت و تعداد آنها به 126 باب رسیده بود. این مکاتب در جا‌هایی تأسیس می‌شدند که از مناطق روس‌نشین دور بودند. زیرا هدف تربیت جوانان روسی‌دان در مناطق مختلف بود، چنانکه از 18 مکتبی که در بین سال‌های 1884-1886 میلادی تشکیل شده بود، 6 مکتب در شهرها و باقی در محل‌های دوردست بودند.

2. از نیمه دوم سال‌های دهه 80 تا نیمه اول سال‌های 90 قرن نوزده. در این دوره به سبب کمبود کتاب‌های درسی، نرسیدن معلمان، موجود نبودن برنامه مشترک و واحد تعلیمی، عدم وجود محیط مناسب برای تدریس زبان روسی در مکاتبی که در محل‌های دوردست تشکیل گشته بودند، مکاتب روسی- محلی نه تنها افزایش نیافت، بلکه برخی از آنها تعطیل شد.

3. از نیمه دوم سال‌های 90 قرن 19و بعد. در این دوره رشد نسبی مکاتب روسی-محلی به چشم می‌خورد. این بدان علت بود که برخی از اهالی محلی ضرورت و فایده آموزش زبان روسی را درک کرده، فرزندان خود را در چنین مکاتبی می‌فرستادند. همچنین برنامه واحد آموزشی تهیه گردیده، مکاتب به کتاب‌های درسی و امکانات آموزشی نسبتاً مناسبی مجهز شدند.

نخستین مکتب روسی- محلی در حدود آسیای میانه سال 1870 به ابتکار فرماندار ابرام‌اف در شهر سمرقند تأسیس یافت. سال 1883 میلادی اخذ مجوز رسمی برای تأسیس چنین مکاتبی در قلمروی فرمانداری کل ترکستان از وزارت معارف روسیه درخواست شد که در 30 ژانویه سال 1886م. با آن موافقت شد. همان سال در کشور 14 مکتب از این نوع فعال بود .

سال 1887 برنامه واحد آموزشی تهیه گردید و همان سال در پنجکنت، سال 1888 در اوراتپه، سال 1894 در بخارا، سال 1895 در خجند نخستین مکاتب روسی- محلی افتتاح یافتند. سال 1895 در کشور 23 مکتب روسی- محلی فعالیت می‌نمود.

سال 1907 برنامه جدید آموزش و پرورش مکاتب روسی- محلی راه‌اندازی شد و سال 1908 تعداد چنین مکاتب به 126 باب رسید که در آنها 6213 دانش‌آموز تحصیل می‌نمودند. در سال 1905 در دو مکتب روسی- محلی خجند 66 نفر تحصیل می‌کردند.

سال 1909 به کمک افسران دسته مرزبانان روسیه در خاروغ مکتب روسی- محلی تأسیس یافت که در آن 8 کودک بدخشانی تحصیل می‌کردند که تا سال 1911 تعداد دانش‌آموزان آن به 18 نفر و در سال 1913 به 26 نفر رسید .

سال 1911 در سراسر کشور 143 مکتب روسی- محلی فعال بود که در آنها 8961 دانش‌آموز تحصیل می‌کردند. در سال 1913 تعداد دانش‌آموزان این مکاتب به 17300 نفر رسیده که 704 معلم، از جمله 30 معلم غیرروس امر تدریس را بر عهده داشتند.

در حدود تاجیکستان کنونی در سال 1911 جمعاً 10 مکتب روسی- محلی فعال بود که 396 دانش‌آموز و 13 معلم داشتند . از جمله در مکتب روسی- محلی شهر اوراتپه 35 نفر تحصیل می‌کرد که 2 معلم به آنها درس می‌داد و در سال 1913 مکتب روسی- محلی شهر کان‌بادام دارای 51 دانش‌آموز بود.

تا انقلاب اکتبر سال 1917 در سراسر کشور 167 مکتب روسی- محلی فعال بود. در حدود تاجیکستان کنونی مکاتب روسی- محلی در شهرهای خجند، اوراتپه، کان‌بادام، پنجکنت، خاروغ، اسفره، همچنین در ناو، قِسْته‌کوز، غولک‌انداز فعالیت داشتند.

در مکتب روسی- محلی تدریس بر اساس کتاب‌های درسی «استاد اول» س.عزیزاف، «کتاب خوانش» و «حساب» س.م. ترامینسکی، «معلم ثانی» علی اصغر کلینن، «دستور آموزش عملی زبان فارسی» پ. نلوسکین و غیره صورت می‌گرفت.

در اکثر مکاتب روسی- محلی دوره‌های شبانه نیز وجود داشت که در آنها بزرگسالان تعلیم می‌دیدند که از جمله در دوره شبانه مکتب خجند 34 نفر و در اوراتپه 20 نفر می‌خواندند. معلمان مکاتب روسی- محلی از دانشسرای شهر تاشکند فارغ‌التحصیل می‌شدند.

باید ذکر کرد که در مجموع کیفیت آموزش و پرورش در مکاتب روسی- محلی در سطح پایین بود. چنین مکاتب در مقایسه با مکاتب اصول جدید از رشد بالایی برخوردار نبودند و میان مردم محلی نتوانستند از نفوذ زیادی برخوردار شوند، چنانکه از سال 1895 تا سال 1917 در شهر خجند جمعاً فقط 19نفر چنین مکاتبی را ختم کردند. طبق گزارش یکی از منصبداران محلی حکومت روسیه پادشاهی به نامم. ورسکی که برای علت پست بودن سطح علمی تعلیم جوانان محلی پس از 5-6 سال تحصیل در مکاتب روسی- محلی تحقیق کرده بود، آمده است که در این مکاتب نه تنها نوشتن صحیح، بلکه درست به روسی حرف زدن هم تدریس نمی‌شود.

در ابتدای قرن 20م. در ردیف مکاتب روسی- محلی در آسیای میانه، آموزشگاه‌های حرفه‌ای روسی- محلی نیز تأسیس یافت که در آنها تحصیل به زبان روسی صورت می‌گرفت. نخستین آموزشگاه از این نوع در شهر خجند در سال 1907 تأسیس شد که در آن 57 نفر تحصیل می‌کردند. سال 1914 در خجند 2 باب آموزشگاه حرفه‌ای روسی- محلی فعال بود. سال 1917 در کنار آموزشگاههای درجه یک، 28 آموزشگاه درجه دو نیز فعالیت بود.

مکاتب اصول جدید

در اواخر قرن 19م. تحت تأثیر مکاتب اصول جدید کشورهای ترکیه، ایران، مصر،تاتارستان، همچنین مکاتب روسی در شهرهای تاجیک‌نشین بنیاد نموده مهاجرین روس در آسیای میانه، چنین مکاتب تأسیس یافت. دروه تحصیل در مکاتب اصول جدید 4 و یا 6 ساله بود که در آنجا در کنار علوم دینی، علوم دنیوی نیز تعلیم داده می‌شد.

طبق نوشته روزنامه رسمی «ترکستانسکی کریر» در مکاتب اصول جدید چنین موادی تعلیم داده می‌شد: «بخش اول: الفبا، خوانش، دینیات، املا، اصول حفظ درس. بخش دوم: دینیات، قرائت، زبان ترکی، املا، اصول حفظ درس، حساب، طرز دعا، صحبت. بخش سوم: قرآن مجید، اصول دین، قرائت زبان ترکی، تاریخ، حساب، املا، اصول حفظ درس، صحبت. بخش چهارم: قرآن مجید، آموزش اصول دین، تاریخ اسلام، زبان عربی، جغرافیا، حساب، مقاله‌نویسی، اصول حفظ درس، صحبت. بخش پنجم: قرآن مجید، قانون‌شناسی اصول دین، حساب، جغرافیا، مختصر علوم طبیعی، حدیث، صحبت با شاگردان.»

در این مکاتب در یک هفته 23-25 ساعت تدریس می‌شد، اما برنامه تعلیمی فوق نه در همه جا و نه همه وقت به طور کامل رعایت نمی‌شد.

با تأسیس مکاتب اصول جدید در آسیای میانه، مناسبت مقامات حکومت پادشاهی روسیه با امارت بخارا مختل شد، چنانکه سردار نظامی شهر تاشکند نوشته بود که: «مکاتب اصول نو با وارد نمودن تدریس درس‌های نو- جغرافیا، حساب، تاریخ، آشنایی با زبان روسی در برنامه‌های آموزشی و با قرار گرفتن در مقابل طرز زندگی کهنه، نزاع و اختلاف انداختند. ما این اختلافات را از یک طرف به عنوان نشانه پیشرفت علم و تکنیک تبریک نموده، اما از سوی دیگر هشدار می‌دهیم که اگر نظارت بیشتری بر این مکتبها نشود، خطر پان‌اسلامیسم غیر قابل اجتناب است».

نخستین مکتب اصول جدید در آسیای میانه طبق معلومات ن.پ. آسترامف در سال 1890 در وادی فرغانه از جانب معلمان تاتار تأسیس شد. در ابتدا رشد این مکاتب کند بود، اما از آغاز انقلاب اول روسیه، تکثیر آنها سرعت یافت، از جمله در سال 1910 در ولایت فرغانه 28 مکتب اصول جدید فعالیت می‌نمود. ماه فوریه همان سال فرماندار فرغانه در گزارش خود به دبیرخانه فرماندار کل ترکستان اطلاع یادآور شد که در هر یک از این مکاتب جدید از 25 تا 100 و حتی 200 دانش‌آموز تحصیل می‌نمایند. این مکاتب جای مکتب‌های کهنه را تنگ کرده، موجودیت مکتب‌های روسی- محلی را با خطر مواجه کرده‌اند.

در همان سال در خوقند 7، ولایت هفترود7، ولایت سمرقند 5، ولایت سیردریا 40، شهر تاشکند 17 مکتب اصول جدید فعال بود.

نخستین مکتب اصول جدید در حدود تاجیکستان کنونی در سال 1910 در قسته‌کوز تأسیس یافت که در آن 30 دانش‌آموز تحصیل می‌نمودند که در سال 1914 یک مکتب دیگر نیز تأسیس یافت. در شهر خجند نیز 2 مکتب اصول جدید فعال بود.

در بین سالهای 1912-1914 در گذرهای مختلف شهر بخارا غیاث مخدوم حسنی، ملا ابوالقاسم، مکمِّل مخدوم، عثمان‌خواجه، حامدخواجه، ملا وفا، میرزا اسماعیل، عبدالرئوف فطرت و چند تن دیگر از روشنفکران تاجیک مکتبداری می‌کردند. در مکتب عثمان‌خواجه 200 دانش‌آموز، حامدخواجه 100، ملا وفا 80، مکمل مخدوم50 نفر با اصول جدید تعلیم می‌گرفتند. در نزد همه این مکاتب شعبه‌های شبانه فعال بود که در هر کدام 40-50 مرد بیسواد و یا کم‌سواد می‌خواندند.

در سال 1917، یعنی در عرفه انقلاب اکتبر در کشور ترکستان 92 مکتب اصول جدید از جمله در سیردریا 39 مکتب، فرغانه 30، هفترود 18، سمرقند 5 و در شمال تاجیکستان کنونی نیز 5 مکتب فعالیت می‌نمود.

نظام آموزش و پرورش و فرهنگ

آموزش و پرورش و بودجه آن در تمام سطوح تقریباً تحت کنترل وزارت آموزش و پرورش است. آموزش رسماً برای 9 سال سنی از 7 تا 17 سال اجباری است. مدرسه از سن 6 سالگی و به مدت چهار سال و دبیرستان از سن 10 سالگی و به مدت 7 سال شامل یک دوره 5 ساله و 2 ساله می‌باشد.

امکانات آموزشی

در سال 1920م. تعداد معدودی از تاجیک‌ها اجازه یافتند که به طور رسمی تحصیل کنند. در سال 1926م. طبق اولین سرشماری شوروی در محدوده تاجیکستان فعلی و در جمهوری ازبکستان نرخ باسوادی برای مردان تاجیک 4% و برای زنان 1/0% بود.

در اواخر سال 1930م. دولت شوروی توسعه شبکه مدارس تحت نظارت و برنامه‌های ارائه شده از سوی رژیم کمونیستی را آغاز کرد. لیکن این اقدام با مخالفت شدید رهبران مسلمان و در نتیجه مردم مواجه شد و با تخریب برخی مدارس از این نوع در جمهوری و تنبیه برخی معلمین آن توسط مردم روبرو شد.

در طول دهه‌های متعاقب آن سیستم آموزشی شوروی حتی با زندانی، تبعید و قتل گسترده رهبران مذهبی نیز به ندرت موفق بود و همچنین اجرای یکنواخت آن در همه جا ممکن نگردید.

در سیستم شوروی آموزش به سه مرحله دوره ابتدایی، متوسطه و تعلیمات عالی تقسیم می‌شد. مدارس متوسطه نیز به دو دسته عمومی و تخصصی تقسیم می‌گردیدند.

بین سال‌های 1985م. تا 1990م. به طور میانگین سالانه 86800 دانش‌آموز در مدارس متوسطه عمومی و 41500 دانش‌آموز نیز در دوره متوسطه تخصصی تحصیل می‌کردند. در سال تحصیلی 1991-1990م. تاجیکستان در مقاطع آموزش عالی 68800 دانشجو داشت.

آموزش حرفه‌ای

در اواخر دوره شوروی، کیفیت آموزش فنی موجود در تاجیکستان بسیار پائین‌تر از حد استاندارد شوروی در کل بود. تحصیل‌کرده‌ها اکثر از نظر فنی بیش از حد ضعیف‌تر از هم‌ردیفان خود در نقاط دیگر شوروی نگاه داشته شده بودند.

بسیاری از مدارس حرفه‌ای از نظر تجهیزات ضعیف و با کمبود مواد اساسی مواجه بودند. کمبود عمومی کتب درسی به زبان تاجیکی نیز تأثیر بسزایی بر دوره‌های حرفه‌ای گذاشت.

اگرچه در سال 1990م. دستورالعمل برای 150 حرفه موجود بود، لیکن جمهوری در مضیقه انواع متخصصین مورد نیاز در بعد اقتصاد بود. درصد بالایی از دانش‌آموزان دوره متوسطه حرفه‌ای در حساب پایه و زبان روسی ضعیف بودند.

در سال 1990م. جمعیت تاجیکستان در روستاها دو سوم جمعیت را تشکیل می‌داد. 38 مدرسه از 87 مدرسه فنی در کشور فعالیت داشت، که 15 واحد آن بشدت در وضعیت بدی قرار داشتند. بسیاری از کارخانه‌ها با وجود قرارداد آموزش حرفه‌ای به دانش‌آموزان نتوانستند آن را اجرا کنند.

 

در سال ۲۰۱۲ میلادی در دوشنبه، کتاب‌خانه ملی تاجیکستان که در آسیای مرکزی بزرگترین کتابخانه به شمار می‌رود بنیان نهاده شد و به استفاده گذاشته شد. در کتاب‌خانه ملی تاجیکستان بیش از شش میلیون نسخه کتاب وجود دارد.

افتتاح آثارخانه ملی از جمله رویدادهای تاریخی و دستاوردهای مهم فرهنگی در تاجیکستان می‌باشد. در بیستم مارس ۲۰۱۳ میلادی در شهر دوشنبه رسم گشاده‌شوی بنای نو آثارخانه ملی تاجیکستان برگزار گردید. در مراسم گشاده‌شوی آثارخانه، امام‌علی رحمان و ساکنان شهر دوشنبه شرکت نمودند. در تالار بزرگ آثارخانه ملی تاجیکستان پرزیدنت کشور امام‌علی رحمان با نمایندگان سیرشمار ضیاءیان ایجادکار جمهوری ملاقات نمود.

کتاب‌های درسی

همزمان با تأسیس مکاتب اصول جدید، یکی از مشکلات عمده عدم وجود کتاب‌های درسی به زبان فارسی تاجیکی بود. در میان روشنفکران تاجیک سیداحمد وصلی یکی از نخستین‌هایی بود که به تألیف چنین کتاب درسی با نام «بیان‌الحروف» اقدام کرد که این کتاب در سال 1903 در دسترس معلمان و شاگردان قرار گرفت.

استاد صدرالدین عینی در خصوص تألیفات سید احمد وصلی چنین نوشته است: «مُومی‌علیه را دائر به صرف و نحو عربی تألیفاتی هست. صرف و نحو زبان فارسی را نیز به اصول زبان عرب ترتیب داده. در اوایل جاری شدن اصول جدیده در سمرقند بعضی رساله‌های فارسی برای مکتب‌های نو ترتیب داده و بعضی تألیفات علمی و تاریخی دیگر نیز دارد» .

یکی از نخستین مؤسسان مکتب اصول جدید به زبان فارسی تاجیکی در شهر باستانی سمرقند و عموماً آسیای میانه عبدالقادر شکوری چند کتاب درسی از قبیل «جامع‌الحکایات»، «زبده‌الاشعار»، الفبای «رهبر سواد» را تهیه نمود.

«جامع‌الحکایات» ع. شکوری کتاب قرائت است برای دانش‌آموزان سال دوم مکاتب ابتدایی. این کتاب سال 1907 تهیه و در سالهای 1909 و 1911 به نشر رسیده است.

نشر سال 1911 این کتاب که به عنوان نشر اول در شهر سمرقند صورت گرفته بود، از 72 صفحه عبارت بوده، با حروف بزرگ و زیبا در کاغذ نفیس چاپ شده است. ع. شکوری در ابتدای کتاب در خصوص اصول آموزش و پرورش در مکاتب اصول جدید مصلحت‌هایی آموزشی داده است. در این کتاب 49 حکایت و 14 پاره منظوم جای دارد. از 49 حکایت این کتاب 10 حکایت آن از روسی ترجمه شده است.

عبدالقادر شکوری خود راجع به کتاب گفته است: «این رساله برای اخلاق شاگردان کلاس دوم مکتب ابتدایی از کتاب‌های فارسی و ترکی ترجمه و تألیف شد» .

«جامع‌الحکایات» از نظر زبان و اسلوب بیان یکی از بهترین نمونه‌های زبان ادبی فارسی تاجیکی آن دوره محسوب می‌شود که با اسلوبی روان و مناسب با فهم کودکان تنظیم شده است.

در سال 1908 میراز عبدالواحد منظم برای دانش‌آموزان مکتب جدیدی که در شهر بخارا با همدستی صدرالدین عینی، احمدجان حمدی و حامدخواجه مهری تأسیس نموده بود، شیوه‌نامه نگارش الفبای فارسی را با با نام «رهبر خط» تألیف و تنظیم نمود که شامل 42 صفحه بود و در پیشگفتارش تأکید شده که: «برای آسانی خط نویسی طفلان نوآموز این دفتر «رهبر خط» را به نظر قبول معلمین کرام منظور کنانیده» .

در این دوره صدرالدین عینی نیز چند کتاب درسی برای مکاتب اصول جدید از قبیل «تهذیب‌الصبیان»، «ترتیل‌القرآن»، «ضروریات دینیه»، «بهار دانش» و «خالده یا قِزباله» را تهیه نموده است.

قسمت اول کتاب «تهذیب‌الصبیان» در خصوص مکتب و معارف، علم و دانش، حرمت استاد و والدین. اهمیت دانش‌آموزی، دوستی و رفاقت، نکوکاری و عالی‌همتی، همچنین فصل‌های سال و عالم نباتات و حیوانات و قسمت دومِ آن که «خاندان خوشبخت» نامیده شده، پیرامون زندگی خانواده‌ای کشاورز با زبانی سَلیس و روان است.

از دیگر کتاب‌های درسی که صدرالدین عینی برای دانش‌آموزان مکاتب ابتدایی دخترانه تهیه نموده بود «خالده یا قِزباله» می‌باشد. این کتاب درسی ماه فوریه سال 1922 نوشته شده، پس از دو سال یعنی 2 ژانویه سال 1924 با مساعدت میرزا عبدالواحد منظم در شهر برلین آلمان به چاپ رسید که شامل20 صفحه،30 حکایت کوچک پند و اخلاقی از قهرمان داستان دختربچه‌ای به نام خالده است.

«الفبای مکتب اسلامیه»، «کتاب‌الاطفال»، «تاریخ مختصر اسلام»، «عملیات اسلام»، «مدخل جغرافیای عمرانی»، «مختصر جغرافیای روسیه»، «منتخب جغرافیای عمومی»، «اسباب سواد» و خریطه‌ها ترکستان، بخارا، خیوه و … از جمله کتابهای درسی دیگر به قلم محمد خواجه بهبودی بودند که از طریق انتشارات «بهبودی» در دسترس خوانندگان قرار گرفت. او این کتب درسی را بر اساس کتاب‌های درسی مکاتب روسیه و به تقلید از کتاب‌های درسی مکاتب اصول جدید کشورهای شرق همسایه تألیف نمود.

عصمت‌الله رحمت‌الله‌زاده بر اساس تجارب بیش از ده ساله معلمی‌ خود، در سال 1913 کتابی با نام «رهبر مکتب» تهیه نمود که سال 1915 در شهر تاشکند چاپ شد. «رهبر مکتب» با اصول آوازی- هجایی در 46 صفحه و برای 90 درس ترتیب یافته است.

طی همین سالها تعدادی کتب درسی دیگر برای مکاتب ابتدایی اصول جدید تاجیکی نیز تألیف گردید که «استاد اول» سعیدرسول سعیدعزیزاف، «رهبر فارسی» و «منتخب‌ گلستان یا قرائت فارسی» ملا محمد رسولی، «راهنمای سواد»، «خوانش» و «رهبر سواد» حاجی معین، «معیار الاخلاق» و «تاریخ عام» سیاح، «ترتیل‌القرآن» و «گنجینه حکمت» صدیقی عجزی، «سال نخستین» و «دبستان تاجیک» سعیدرضا علی‌زاده، «راهنمای حساب» و «الفبای تاجیک» نصارمحمد افغان و باز چندی دیگر از همین قبیل‌اند.

به طور عموم وضع آموزش و پرورش در مجموع و تعداد مکاتب و مدارس و سطوح مختلف آن پاسخگوی زمانه نبود.

تقریباً در تمام مکاتب و مدارس سنتی، تعلیم و تربیت با اصول قدیم صورت می‌گرفت و علوم جدید تدریس نمی‌شد.

مکاتب روسی – محلی نیز به دانش‌آموزان دانش کافی نمی‌دادند. از جهت آنکه برای حکومت داران روس از حساب جوانان محلی، از جمله تاجیکان، دستیار خدمتگار لازم بود، نه دانشمند!

برخی از مکاتب جدید تحت تأثیر ایدئولوژی پان‌ترکیسم مانده بود. این از آن جهت بود که این مکاتب تحت تأثیر مکاتب جدید ترکی تشکیل یافته بودند و به دلیل عدم وجود کتب درسی به زبان فارسی تاجیکی طی چند سال اول، از کتب ترکی استفاده می‌کردند.

در دوره پان‌ترکیستها که پس از انقلاب‌های روسیه و بخارا به قدرت رسیده بودند، فرزندان تاجیک در مکاتب تازه‌ایجاد شوروی، ابتدا به زبان ترکی عثمانی و از سال 1922 به زبان ازبکی تحصیل می نمودند که این وضعیت غیر قابل تحمل بود.

در آن قسمت آسیای میانه که در هیئت روسیه بود، در ردیف دیگر جنبه‌های حیات جامعه، در بخش آموزش و پرورش نیز بی عدالتی و نابرابری به چشم می‌خورد. چنانچه سال 1911 در سراسر ولایات سمرقند، فرغانه و سیردریا همگی 143 مکتب روسی- محلی فعال بوده، در آنها 8961 نفر تحصیل می‌نمود که از تعداد عمومی اهالی این ولایات 77/ درصد را تشکیل می‌داد. حال آنکه سال 1909 در ولایت فرغانه که همگی 14722 نفر اهالی روس‌زبان زندگی می‌کرد، 26 مکتب فعالیت می‌کرد و دارای 2625 دانش‌آموز بود.

مدارس

مدارس به حیث مراکز عالی آموزشی و پرورشی، در حیات اجتماعی و علمی و فرهنگی آسیای میانه نقشی مهم داشتند. تحصیل در مدارس در مجموع تا 20 سال دوام می‌کرد. سال تحصیلی از 24 سپتامبر تا 22 مارس بود. دانش‌آموزان پنج روز در هفته، از شنبه تا چهارشنبه درس می‌خواندند که روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل بودند.

در حدود 4/80% دانش‌آموزان مدارس 25-30 ساله، 1/13% 20-24 ساله و 5/6% تا 20 ساله بودند.

به مناسبت شروع هر کتاب نو، از جانب دانش‌آموزان به مدرسان افتتاحانه داده می‌شد. از جمله، برای شروع درس «شرح ملا» از 5 تا 12 سکّه، درس «عقاید» از 15 تا 25 سکه، درس «ملا جلال» از 5 تا 150 سکه داده می‌شد. (در آن زمان قیمت یک پود گندم 5 سکه بود) .

در مدارس اساساً علوم زیر تدریس می‌شد: صرف و نحو، منطق، حکمت، کلام، فقه، لغت، معنی، بدیع، عروض، قافیه، انشاء، رسم‌الخط، مناظره، قرائت، تفسیر، حدیث، فرایض، اصول، جبر، هندسه، جغرافیا، اخلاق، تاریخ، احکام، الهیات، قرآن، ریاضیات و غیره. کتب اصلی درسی مدارس «بدان»، «اول علم»، «مُعِزّی»، «عوامل»، «قافیه»، «شرح ملا»، «شمسیه»، «حاشیه قطبی»، «عقاید نسفی»، «تهذیب»، «حکمت‌العین»، «هدایه»، «زنجانی»، «مختصر وقایه»، «خلاصه الحساب»، «ملا جلال» و امثال اینها بود.

عبدالرئوف فطرت در «بیانات سیّاح هندی» (سال 1912) گفته است: «بخارا قریب دوصد عدد مدرسه دارد که همه این سه قسم است: اعلا، وسط و اَدْنی (ابتدایی)». و 33 مدرسه عالی را به وقف سالیانه 2815000 سکه و 39 مدرسه میانه را با وقف سالیانه 961000 سکه، یعنی در مجموع 72 مدرسه را نامبرده است.برخی از آن مدارس :

1 مدرسه کهنه ناحیه حصار

2 مدرسه میرعالِم دادخواه شهر پنجکنت، استان سغد

3 مدرسه میررجب دادخواه روستای لب جر، ناحیه کان‌بادام، استان سغد

4 مدرسه نَو ناحیه حصار، 25 کیلومتری غرب دوشنبه

5 مدرسه آییم ناحیه کان‌بادام، استان سغد

6 مدرسه خواجه مشهد روستای صیاد، ناحیه شهر توس، استان ختلان

مدرسه کهنه

آثار معماری قرون 18-19م. واقع در منطقه حصار، 25 کیلومتری غرب دوشنبه می‌باشد. «مدرسه کهنه» در اواخر قرن 18م. و اوایل قرن 19م. در سمت جنوبی «قلعه حصار» روبروی ارک و از آجر ساخته شده است. این بنای یک‌طبقه، مربع‌شکل با مساحت 15×50 متر می‌باشد. حیاط بزرگ و مربع شکل مدرسه را از سه طرف حجره‌ها احاطه کرده‌اند. در سه گوش حیاط مدرسه رواق تاقهای پنج‌گوش بنا شده‌اند. در سمت شمال و شرق، ایوان رواق‌دار ساخته شده است. محراب مدرسه در یکی از چهار تاق واقع است. مجاور مدرسه کاروانسرای بزرگی وجود داشته که از بین رفته است.

مدرسه میرعالِم دادخواه

آثار معماری قرن 18م. واقع در شهر پنجکنت است.

«مدرسه میرعالِم دادخواه» در قسمت جنوب و شرق شهر پنجکنت بنا شده است. دارای تالار بزرگ گنبددار بوده و در سه سمت مدرسه ایوانهای گنبددار ارکی که در مجموع مساحت 6/17× 22 متر را تشکیل می‌دهند، ساخته شده و در کنار مدرسه مناره نه چندان بزرگی، استخر و 12 حجره واقع است.

مدرسه میررجب دادخواه

آثار معماری قرن 17م. واقع در روستای لب جَرِ ناحیه کان‌بادام استان سغد است.

این مدرسه در سالهای 1659-1660م. از آجر ساخته شده است. نمای اصلی بنا رو به شمال و پیشتاق بلند آن را از دو سمت گلدسته‌ها زینت داده‌اند. مدرسه دارای دو تالار با اندازه‌های مختلف بوده که هر کدام برای منظور خاصی ساخته شده‌اند. تالار بزرگ برای ادای نماز و تالار کوچک برای آموزش و تدریس بوده است. نمازخانه دارای گنبد قفسه‌دار می‌باشد. در سه سمت حیاط مدرسه اتاقهایی با اندازه 20/3×65/4 متر ساخته شده است. محمدشکور نجّار در قسمت غربی حیاط مدرسه، مسجد کوچکی را در سال 1916 بنا کرده است.

مدرسه نو

آثار معماری قرن 19م. واقع در منطقه حصار است.

«مدرسه نو» نزدیک قلعه حصار در دو طبقه از آجر ساخته شده است. در سمت چپ تالار مسجد و در سمت راست مکتب صلیب شکل گنبددار قرار دارد. در طبقه یکم مدرسه اتاقهای معمولی رو به جانب حیاط و طبقه دوم نیز شامل ایوانها و اتاقها می‌باشد. این اصول مدرسه‌سازی در هنر معماری آسیای میانه نادر است.

مدرسه آییم

آثار معماری قرن 19م. واقع در ناحیه کان‌بادام استان سغد است.

«مدرسه آییم» در سال 1824-25م. در حومه شهر کان‌بادام، شبیه مدرسه میررجب دادخواه ساخته شده است. شکل آن مربع بوده و دارای ایوان می‌باشد. دو بنای گنبددار آن شامل میانسرا بوده و یکی از آنها مسجد است. در سقف مدرسه روزنه‌های شش‌گوش ساخته شده و داخل مدرسه با گچ آرایش شده است.

مدرسه خواجه مشهد

آثار معماری حدود عصرهای 9-12م. بوده و در روستای صیاد ناحیه شهر توس بنا شده است. این مجتمع دارای دو بنای گنبد و رواق می‌باشد که از آجر ساخته شده است. در دو گوشه این بناها گلدسته‌های نه چندان بزرگی خودنمایی می‌کنند. مدرسه خواجه مشهد یکی از قدیم‌ترین مدارس آسیای مرکزی محسوب می‌شود.

وضعیت و نرخ سواد

طبق آمار سال 1989م. 98% افراد سنی 15 سال به بالا سواد خواندن و نوشتن داشتند که از میان آنان مردها 99% و زنان 97% باسواد بودند.

وهمچنین آمار سال 2003 م. نرخ سواد در بین افراد بالای 15سال که توان خواندن و نوشتن داشته باشند 4/99% است که از این بین مردان 6/99% و زنان 1/99% با سواد هستند. از سرگرمی و تفریحات مهم مردم تاجیکستان بازی های بلیارد، شطرنج، تنیس، والیبال، فوتبال، شنا و کشتی که ورزش ملی آنان است بحساب می آید.

سطح تحصیلات

سیاست شوروی ایجاد سیستم مدرن تحصیلی در تاجیکستان بود و اجرای این امر تغییر و تحول اساسی را نسبت به قبل از آن باعث شد. پس از استقلال تاجیکستان، سیستم آموزشی این کشور به طور کامل زیر نظر وزارت آموزش و بودجه آن وزارت باقی ماند.

تحصیل تا پایان دوره راهنمایی اجباری است. نرخ باسوادی در سال 1990م. 98% برآورد گردیده است.

آموزش عالی و تحقیقات

در اواخر سال 1980م. تاجیکستان دارای 20 انستیتوی آموزش عالی بود. در این سال علی‌رغم تعداد وسیع این انستیتوها، تناسب دانشجویانی که از تحصیلات عالیه استفاده می‌کردند 115 تن از هر 10 هزار تن ساکن، و کمی زیرمیانگین شوروی بود. در بخش علمی و فنی، در تناسب اخذ مدارک عالی، تاجیکستان رتبه نزدیک به آخر را در بین تمام جمهوری‌های شوروی بدست آورد.

در دوره شوروی روس‌ها جای تاجیک‌ها را در ابعاد مختلف تعلیمات عالیه گرفته بودند.

اولین انستیتوی آموزشی عالی در تاجیکستان، انستیتوی فنی تربیتی در شهر دوشنبه بود، که در سال 1931م. آغاز بکار کرد. دانشگاه دولتی تاجیکستان در سال 1948م. تأسیس شد. در اواسط سال 1980م. حدود 14 هزار دانشجو در 13 بخش از دانشگاه مشغول به تحصیل بودند.

در آن زمان در رشته‌های تاریخ، خاورشناسی، زبان‌شناسی تاجیکی و برنامه‌ریزی اقتصادی پذیریش دانشگاه با رقابت بسیار فشرده‌ای برای تحصیل مواجه بود. در سال 1994م. دانشگاه دارای 864 عضو هیئت علمی در 14 بخش و 6196 دانشجوی تمام وقت بود.

در سال 1956م. انستیتوی پلی‌تکنیک در شهر دوشنبه تأسیس شد و پس از استقلال به عنوان دانشگاه شناخته شد.

در سال 1994م. مهندس مکانیک، تعمیر اتومبیل، راه‌سازی و معماری ارائه شد.

در سال 1996م. آمادگی برای تأسیس دانشگاه جدیدی برای مردم بدخشان صورت پذیرفت که در خاروغ مرکز استان خودمختار کوهستان بدخشان تأسیس شد.

مشخصات برخی از مراکز آموزشی مهم به شرح زیر می‌باشد:

1 دانشگاه دولتی کشاورزی تاجیکستان

2 دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان

3 دانشگاه دولتی پزشکی تاجیکستان

4 دانشگاه تکنولوژی تاجیکستان

5 دانشگاه اسلامی تاجیکستان

6 دانشگاه دولتی آموزگاری قندیل جوره‌اف

7 دانشگاه مالیات و حقوق

8 دانشکده دولتی هنرهای زیبای تاجیکستان

9 دانشگاه تاجیکی- روسی (اسلاویانی) تاجیکستان

10 دانشگاه دولتی زبان‌های تاجیکستان

11 دانشگاه ورزش تاجیکستان

12 دانشگاه تجارت تاجیکستان

13 دانشکده آزاد اسماعیل سامانی

14 دانشگاه حقوق، سیاست و تجارت تاجیکستان

15 دانشکده بازآموزی پزشکان

16 داشکده سراسری بازآموزی معلمان

17 مکتب عالی وزارت کشور

18 دانشگاه دولتی باباجان غفوراف شهر خجند

19 دانشگاه تکنولوژیک خجند

20 آموزشگاه عالی فنی شهر خجند

21 آموزشگاه عالی فنی شهر خجند

22 دانشگاه آزاد پنجکنت

23 دانشگاه دولتی آموزگاری کولاب

24 دانشگاه دولتی آموزگاری ناصر خسرو قورغان‌تپه

25 دانشگاه دولتی نظرشا‌اف شهر خاروغ

آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان

آکادمی علوم تاجیکستان عمده‌ترین مرکز و عالیترین مرجع علمی جمهوری محسوب می‌گردد و در مؤسسات و شعبات خود دانشمندان مشهور جمهوری را تحت پوشش می‌گیرد. آکادمی علوم جمهوری از اعضای پیوسته و وابسته تشکیل می‌شود که انجام پژوهشهای عمده در رشته‌های علوم مختلف طبیعی و جامعه‌شناسی، تنظیم و تطبیق مطالعات علمی در قلمرو جمهوری از جمله وظایف آنهاست. آکادمی علوم تاجیکستان سال 1951م. به ‍‍‍‍ عنوان شعبه تاجیکستانی آکادمی علوم اتحاد شوروی سابق تاسیس گردید. این شعبه در سال 1932 به عنوان نخستین مجتمع علمی موسوم به بخش تاجیکستانی آکادمی علوم شوروی شامل بخش‌های زمین‌شناسی و زیست

آکادمی علوم تاجیکستان

شناسی فعالیت خود را آغاز نمود. سال 1941 به شعبه ارتقاء یافت که ریاست آن را آکادمیسین یوگنی پاولوفسکی بر عهده داشت. شعبه تاجیکستانی آکادمی علوم اتحاد شوروی سابق شامل پژوهشگاههای زمین‌شناسی، زیست‌شناسی، گیاه‌‌شناسی، جانور‌شناسی و انگل‌شناسی، تاریخ، زبان و ادبیات تاجیکی فارسی، دامداری، شیمی، بخش ژئوفیزیک، رصدخانه نجومی و مرکز خاک‌شناسی و عمران اراضی وادی وخش بود. پس از تأسیس آکادمی علوم تاجیکستان، پژوهش و مطالعات علمی بیش از پیش گسترش یافت.

پژوهشها و مطالعات علمی آکادمی در دهه پنجاه عمدتاً به رشته‌های نجوم، زلزله شناسی، زمین‌شناسی، شیمی، زیست‌شناسی و یک سلسله مسایل علوم جامعه‌شناسی اختصاص داشت و در دهه شصت تحقیقات علمی در رشته ریاضیات، فیزیک عملی و نظری، مسایل نفت و ترکیبات طبیعی شیمی، فیزیولوژی و بیولوژی نباتات، اقتصاد، تاریخ و فلسفه، خاورشناسی نیز ابعاد گسترده داشت.آکادمی علوم مستقیماً تابع هیئت وزیران جمهوری می‌باشد و ارگان عالی آن، جلسه عمومی شامل اعضای پیوسته و وابسته آکادمی محسوب می‌گردند. جلسه عمومی آکادمی علوم به حل و فصل مسایل پیشرفت علوم و عمده‌ترین مسایل سازماندهی فعالیت خود مبادرت نموده و اعضای پیوسته و وابسته را انتخاب می‌کند. برای اعمال رهبری در فاصله بین جلسات عمومی به مدت 4 سال هیئت رئیسه و ریاست آکادمی انتخاب می‌شود.

تعداد کارمندان آکادمی علوم تا ابتدای سال 2003 میلادی 1686 نفر بود که از این تعداد 669 نفر کارمند علمی، 138 نفر دکتر و 282 نفر نامزد علم و 249 نفر پژوهشگر علمی بوده‌اند. از این تعداد601 نفر زن بودند که 9 نفر از آنان دارای مدرک دکتری و 73 نفر نامزد علم و 104 نفر بدون درجه علمی می‌باشند.

شعبه‌ها و پژوهشگاههای تابع

آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان هم اکنون دارای سه شعبه (و جمعاً 19پژوهشگاه) به شرح زیر می‌باشد:

الف: شعبه علوم فیزیک، ریاضیات، زمین‌شناسی و شیمی (به ریاست نصرت رجب‌اف با تخصص ریاضی (2003م. )).

ب: شعبه علوم پزشکی و زیست‌شناسی (به ریاست غیاث‌الدین معراج‌اف با تخصص پزشکی (2003))

ج: شعبه علوم اجتماعی (به ریاست فاضل طاهراف با تخصص حقوق 2003)).

هر یک از شعبه‌های یاد شده دارای پژوهشگاه های متعددی می‌باشند که به شرح زیر تقسیم‌بندی شده و تحت نظارت شعبات سه‌گانه به فعالیت مشغولند.

فعالیت طبع و نشر آثار علمی آکادمی علوم تا پیش از فروپاشی شوروی همه ساله در حال رشد و توسعه بود. پس از استقلال تاجیکستان به دلیل مشکلات اقتصادی متأسفانه چاپ و نشر کتاب در آکادمی علوم کاهش یافت.

کتابخانه مرکزی آکادمی علوم جمهوری از جمله مهمترین کتابخانه‌های جمهوری بوده، بیش از یک میلیون و 250 هزار جلد کتاب و سایر نشریات را در خود جای داده است.کتابخانه آکادمی علوم با 147 کتابخانه در 27 کشور خارجی و 147 کتابخانه در جمهوری‌های شوروی سابق رابطه دارد.

پژوهشگاه گسترو انترولوژی

این پژوهشگاه در سال 1959م. به ابتکار آکادمیسین حامد منصوراف که پزشکی مجرب و دانشمندی پرتلاش و در سطح بین‌الملل مشهور و معروف بود تأسیس شد و در زمینه معالجه امراض کلیه فعالیت داشته، از جمله مراکز علمی ممتاز آکادمی علوم تاجیکستان محسوب می‌گردد. این مؤسسه در زمان شوروی منحصر به فرد بود. نمونه این قبیل پژوهشگاهها در سال 1968م. در شهر مسکو و متعاقب آن در شهر دنیپر و پتروفسک نیز تأسیس شد.

در حال حاضر این پژوهشگاه به تشخیص و معالجه امراض جهاز هاضمه اشتغال دارد با مراکز و مؤسسات پژوهشی دیگر کشورهای جهان نظیر سوئد، دانمارگ، انگلستان، یوگسلاوی، فرانسه و اتریش روابط علمی دارد.

دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان

دانشگاه دولتی تاجیکستان در سال 1948م. تأسیس شد. این دانشگاه دارای 14 دانشکده به شرح زیر می‌باشد: فیزیک، مکانیک، ریاضیات، شیمی، بیولوژی، زمین‌شناسی، تاریخ، روزنامه‌نگاری، فلسفه، زبان و ادبیات تاجیک، زبان و ادبیات روس، زبان‌های شرقی، حقوق‌شناسی، اقتصاد، دانشجویان خارجی و آمادگی. این دانشگاه در بخش‌های آموزشی روزانه، شبانه و غیابی بیشتر از 13 هزار دانشجو دارد. دانشجویان در 23 رشته تخصصی تحصیل می‌کنند و اکثر دانشمندان جمهوری فارغ‌التحصیل این دانشگاه می‌باشند.

استادان در رشته‌های علوم معاصر، به پژوهش و مطالعات مشغول هستند. دانشگاه دارای بخش اسپیرانتور (مرحله اول دکتری) و شورای دفاع رساله‌های نامزدی و دکترای علوم است. مرکز پردازش رایانه‌ای و برنامه‌ریزی،

دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان

باغ کشت نباتات دوره بازآموزی و کتابخانه علمی از بخشهای دیگر این دانشگاه است. کادر علمی این دانشگاه شامل بیش از هزار استاد دارای عناوین علمی از جمله 43 دکتر علوم، پروفسور و 665 نامزد علوم می‌باشد.

دانشگاه عضو انجمن جهانی دانشگاههاست و با بسیاری از دانشگاهها و مراکز علمی خارجی رابطه دارد. در این دانشگاه دانشجویانی از چندین کشور خارجی تحصیل می‌کنند. همچنین تعدادی اسپرانت (دانشجوی مقدماتی) و داکتورانت‌های (دانشجوی دکتری) کشورهای خارجی در دانشگاه مشغول پژوهش‌های علمی هستند.

دانشگاه دارای مجتمع ورزشی، خوابگاه و گروه هنری موسوم به «نوروز» است.

دانشگاه دولتی آموزگاری دوشنبه

دانشگاه دولتی آموزگاری در سال 1931م. تأسیس شد و نخستین مؤسسه تعلیمات عالی تاجیکستان محسوب می‌شود. در ابتدا این دانشگاه

دانشگاه دولتی آموزگاری دارای یک دانشکده بود که اینک تعداد دانشکده‌های آن به 10 رسیده است که عبارتند از:

زبان و ادبیات تاجیک، زبان و ادبیات روس، تاریخ، جغرافیا، بیوشیمی، فیزیک، ریاضیات، زبان‌های خارجی، فن آموزگاری و صنعت. در نخستین سال تأسیس در این دانشگاه 12 استاد تدریس می‌کردند، لیکن هم‌اکنون یک هزار استاد در این دانشگاه به تدریس اشتغال دارند. طی 60 سال که از موجودیت دانشگاه می‌گذرد هزاران فارغ‌التحصیل، دهها دانشمند و ارباب علم و فرهنگ ثمره آن بوده است. در حال حاضر تدریس در این دانشگاه به زبان‌های تاجیکی، روسی و ازبکی صورت می‌پذیرد.

در سال 1990م. نام این دانشگاه به نام قندیل جوره‌اف رئیس سابق دانشگاه نامگذاری شد.

دانشگاه کشاورزی تاجیکستان

دانشگاه کشاورزی تاجیکستان از جمله نخستین مراکز آموزشی آسیای میانه می‌باشد. در سال 1931م. در شهر خجند دانشکده میوه و سبزیجات‌شناسی تأسیس گردید و طی شصت سال به یکی از بزرگ‌ترین مراکز آموزشی علوم کشاورزی منطقه شهرت یافت. در این دانشگاه متخصصین کشاورزی برای تاجیکستان و دیگر نواحی سابق شوروی تربیت می‌شوند. بیش از 5500 دانشجو در هفت دانشکده این دانشگاه، یازده دوره تخصصی را فرا می‌گیرند.

مراکز ادبی

در اوایل سده 20 میلادی، همانند دوران گذشته، شهرهای بزرگ بخارا، سمرقند، خجند، اوراتپه، نیز بیک‌گری‌ها و شاه‌گری‌های حصار، کولاب، بدخشان، درواز، قراتگین، قبادیان و غیره از مراکز ادبی معتبر تاجیکستان بود که شاعران و ادیبان بسیاری را در دامان خود پرورش داده‌اند.

کتابخانه‌ها

در اواسط سال 1980م. بیش از 1600 کتابخانه در تاجیکستان وجود داشت که مهمترین آنها کتابخانه فردوسی بود که نسخ خطی منحصر به فردی را در خود جای داده بود.

سال 1998م. در سراسر تاجیکستان 1406 کتابخانه فعالیت داشتند. مهمترین این کتابخانه‌ها به شرح زیرند:

1 کتابخانه ملی فردوسی شهر دوشنبه

2 کتابخانه مرکزی علمی فرهنگستان علوم شهر دوشنبه

3 کتابخانه مرکزی لاهوتی شهر دوشنبه

4 کتابخانه سراسری کودک و نوجوان شهر دوشنبه

5 کتابخانه صدرالدین عینی شهر کولاب

6 کتابخانه تاش خواجه اسیری شهر خجند

7 کتابخانه مرکزی استان ختلان شهر قرغان‌تپه

8 کتابخانه مرکزی خاروغ شهر خاروغ

در سال ۲۰۱۲ میلادی در دوشنبه، کتاب‌خانه ملی تاجیکستان که در آسیای مرکزی بزرگترین کتابخانه به شمار می‌رود بنیان نهاده شد و به استفاده گذاشته شد. در کتاب‌خانه ملی تاجیکستان بیش از شش میلیون نسخه کتاب وجود دارد.

افتتاح آثارخانه ملی از جمله رویدادهای تاریخی و دستاوردهای مهم فرهنگی در تاجیکستان می‌باشد. در بیستم مارس ۲۰۱۳ میلادی در شهر دوشنبه رسم گشاده‌شوی بنای نو آثارخانه ملی تاجیکستان برگزار گردید. در مراسم گشاده‌شوی آثارخانه، امام‌علی رحمان و ساکنان شهر دوشنبه شرکت نمودند. در تالار بزرگ آثارخانه ملی تاجیکستان پرزیدنت کشور امام‌علی رحمان با نمایندگان سیرشمار ضیاءیان ایجادکار جمهوری ملاقات نمود.

کتابخانه ملّی فردوسی

http://hajij.com/fa/images/stories/pics/1394/09/940925-tajikestan-30.jpg

این کتابخانه در سال 1933م. در شهر دوشنبه تأسیس گردید و متعلق به وزارت فرهنگ تاجیکستان می‌باشد. ساختار مؤسسه مذکور شبیه ساختار سایر کتابخانه‌های شوروی است. کتابخانه دارای حدود 3 میلیون جلد کتاب و نشریه بوده و نسخه‌هایی از بهترین کتب منتشر شده در شوروی سابق در این کتابخانه نگهداری می‌شود.

کتابخانه دارای 8 تالار مطالعه بوده و همزمان می‌تواند به یکهزار مراجعه کننده سرویس دهد.

در بخش نسخ خطی این کتابخانه، هزاران نسخه خطی نگهداری می‌شود. در بخش کتب و نشریات خارجی نیز کتبی به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی در دسترس می‌باشند.

این کتابخانه با اکثر کتابخانه‌های شوروی سابق و اخیراً نیز با کتابخانه‌ها و مؤسسات خارجی مشابه ارتباط دارد.

ساختمان کتابخانه از جمله آثار معماری تاریخی شهر محسوب می‌گردد.

اتّحادیه‌های فرهنگی

1. اتّحادیه نویسندگان تاجیکستان

2. اتّحادیه روزنامه‌نگاران تاجیکستان

3. اتّحادیه سینماگران تاجیکستان

4. اتّحادیه نقّاشان تاجیکستان

5. اتّحادیه آهنگسازان تاجیکستان

6. اتّحادیه معماران تاجیکستان

7. اتّحادیه عکّاسان تاجیکستان

اتحادیه نویسندگان تاجیکستان

انتشارات

در اوایل سال 1990م. در تاجیکستان سه مرکز اصلی انتشارات وجود داشت. در حال حاضر در تاجیکستان پنج مؤسسه انتشاراتی دولتی به نامهای «معارف»، «عرفان»، «ادیب»، «دانش»، دائرهالمعارف» و چندین انتشارات خصوصی فعالیت دارند. در سال 1998م. از طریق انتشارات مزبور، 140 عنوان کتاب با تیراژ 4 میلیون نسخه چاپ شده است.

پس از استقلال تاجیکستان، روز 11 مارس، یعنی روز نشر نخستین شماره روزنامه «بخارای شریف» به زبان فارسی تاجیکی در منطقه آسیای میانه روز مطبوعات تاجیک اعلام شد.

در زمان استقلال، تاجیکستان دارای روزنامه‌های قدیمی رسمی بود که از طرف رژیم کمونیستی حمایت می‌شد و به زبانهای تاجیکی، روسی و ازبکی، در سطح جمهوری و همچنین روزنامه‌هایی در سطح استان، ناحیه و شهر منتشر می‌شد.

مجلات

در دوره شوروی مجلات تاجیکستان در موضوعات تخصصی بهداشت، آموزش، روستایی، زنان، حزب کمونیست تاجیکستان و بسیاری نیز در خصوص کودکان منتشر می‌شدند. مجلات ادبی نیز به زبانهای روسی و تاجیکی منتشر میءگردید. آکادمی علوم تاجیکستان نیز پنج مجله تحقیقی منتشر می‌کرد. در سالهای اولیه استقلال، فقر مالی تاجیکها موجب عدم امکان انتشار آنها گردید.

نخستین مجله فارسی تاجیکی با نام «آیینه» در سالهای 1913-14م. در شهر سمرقند به زبانهای تاجیکی و ازبکی تحت یک شماره چاپ می‌شد.

از ماه مارس 1926م. در شهر دوشنبه انتشار مجله «دانش و آموزگار»، نشریه کمیساریای معارف تاجیکستان آغاز شد. این نشریه از ماه اوت 1927م. ، عنوان «دانش – بینش» گرفت و پس از یک شماره انتشار آن با نام «راهبر دانش» ادامه یافت. این مجله از ماه ژوئیه 1932م. به «برای ادبیات سوسیالیستی» تغییر نام داد و نشریه اتحادیه نویسندگان تاجیکستان گردید و در سال 1938م. عنوان آن به «شرق سرخ» تغییر کرد و از سال 1964م. به بعد تحت عنوان «صدای شرق» چاپ می‌شود.

مراکز ایران‌شناسی

تحقیقات ایران‌شناسی در تاجیکستان جنبه خودشناسی دارد. بخش خاورشناسی فرهنگستان علوم تاجیکستان دارای انستیتوی متون فارسی، تاریخ ادبیات کلاسیک ایران و افغانستان در دوران معاصر و بخش نسخه‌های خطی است. رشته‌های ادبیات کلاسیک، زبان‌شناسی فارسی، ادبیات کلاسیکی فارسی، علوم فلسفه ایران، تاریخ ایران، تاریخ و علوم ایران و زبان‌شناسی ایرانی نیز در این انستیتو وجود دارد.

در انستیتو زبان و ادبیات رودکی بخش تاریخ و باستان‌شناسی و مردم‌شناسی احمد دانش مورخ و نویسنده برجسته بخارایی فارسی‌زبان قرن 19م. وجود دارد. بخش‌های باستان‌شناسی، هنرشناسی، مردم‌شناسی، تاریخ باستان، تاریخ قرون وسطی و بخش اسناد تاریخی این انستیتو تماماً با تاریخ و هنر ایران ارتباط دارد.

زبان فارسی

پیشینه زبان فارسی

چنانکه در کتیبه داریوش هخامنشی در بیستون منعکس است، به ماوراءالنهر و خوارزم و همچنین پارت (خراسان)، باختر و سغد اشاره شده است که بخشی از قلمرو هخامنشیان و از متصرفات داریوش بوده است. خراسان به چهار بخش تقسیم می‌شد که ماوراءالنهر یا ورارود یکی از این بخش‌ها محسوب می‌شد.

آسیای مرکزی همواره مهد تمدن و زبان‌ها و گویش‌های ایرانی و دارای تمدنی کهن و فرهنگی اصیل بوده است.

در قرن سوم هجری پشتیبانی سامانیان از شاعران و ادیبان و دانشمندان و ترجمه متون غیرفارسی به فارسی به خصوص از زبان عربی که پس از گسترش دین مبین اسلام در ماورهءالنهر این دین و زبان فارسی را به عوامل وحدت فرهنگی ساکنین این خطه مبدل کرده بود، زبان فارسی را زبان دین و دانش و سیاست گردانید و شهرهای بخارا، سمرقند، خوارزم، خجند، بدخشان، فرغانه، چاچ، فاراب، قبادیان، خیوه، مرو، نسا و ابیورد به مراکز علمی، فرهنگی و ادبی و تلاقی افکار دانشمندان اسلامی و اشاعه علم و دانش تبدیل گردید که بخارا مهد آن بود.

زبان فارسی که در ماوراءالنهر «پارسی»، «دری» و «پارسی دری» خوانده می‌شود به تدریج جانشین زبان‌ها و لهجه‌های بومی گردید.

دوران معاصر زبان فارسی

زبان درسی مدارس تاجیکستان تا سطح دانشگاه زبان فارسی است. اگرچه الفبای این زبان در حال حاضر سریلیک است. از سال 1989م. در چند مدرسه تاجیکستان زبان فارسی معمول در ایران تدریس می‌شد.

در جمهوری تاجیکستان در سال 2002م. 29 مرکز آموزش عالی از قبیل دانشگاه، دانشکده و آموزشکده فعالیت داشت. از این مراکز، تعداد ده مرکز متعلق به وزارت معارف است.

تدریس رشته‌های زبان فارسی تاجیکی و تربیت معلم زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان، دانشگاه تربیت معلم شهر دوشنبه، دانشگاه دولتی ملی شهر خجند، دانشگاه دولتی شهر خاروغ، دانشگاه دولتی تربیت معلم شهر کولاب، دانشگاه دولتی شهر قورغان‌تپه، دانشکده‌های فیلولوژی و زبان و ادبیات تاجیک صورت می‌پذیرد. در دانشگاه دولتی تاجیکستان آموزش ویژه زبان و ادبیات فارسی (فارسی کنونی) ارائه می‌شود.

دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان در تاریخ 1 سپتامبر سال 1948م. در شهر دوشنبه با نام دانشگاه دولتی تاجیکستان تأسیس شد. از سال 1956م. زبان و ادبیات فارسی در کرسی خاصی تدریس می‌گردید. مواد درسی این کرسی شامل زبان‌های باستانی ایران، زبان فارسی معاصر، ادبیات فارسی، تاریخ ایران، جغرافیای مختصر ایران، دروس کرسی‌های زبان و ادبیات تاجیک و زبان عربی در ادبیات ملل شرق که با دروس کرسی زبان فارسی ارتباط دارد. سال 1970م. با تأسیس دانشکده زبان‌های شرق، کرسی زبان و ادبیات ایران نیز تأسیس شد.

در مجموع در شعب فارسی مراکز علمی تاجیکستان سالانه حدود 50 دانشجو در مقطع لیسانس و فوق‌لیسانس تحصیل نموده و 12 استاد کرسی زبان و ادبیات فارسی کار تدریس را بر عهده دارند.

در اکثر دانشگاه‌های دولتی خط فارسی با نام های متن کلاسیکی و خط نیاکان در حجم 36 ساعت به طور اجباری تدریس می‌شود. در دانشکده آزاد اسماعیل سامانی واقع در شهر دوشنبه خط نیاکان در حجم 180 ساعت در چهار ترم تدریس می‌شود.

طبق دستور وزارت معارف جمهوری تاجیکستان خط نیاکان از کلاس سوم تا کلاس نهم هفته‌ای 2 الی 3 ساعت تدریس می‌شود. اما به علت کمبود معلم زبان فارسی در برخی از مکاتب این درس تدریس نمی‌شود.

از مهمترین مراکز مطالعات زبان فارسی در تاجیکستان انستیتو زبان و ادبیات رودکی است که دارای پنج بخش ادبیات کلاسیک، لغت‌شناسی، ادبیات عامیانه، ادبیات نوین تاجیک و فولکلورشناسی می‌باشد.

 

 

 

 

فهرست منابع و مآخذ

 

1. شناسنامه فرهنگی تاجیکستان، تالیف سید محمود رضا مرندی، مسئول سابق نمایندگی فرهنگی ج.ا.ایران در تاجیکستان، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، اسفند ماه 1380.

2. آسیای میانه و قزاقستان، ترجمه و تألیف ابوالفضل عشقی و هادی قنبرزاده، نشر نیکا 1374.

3. ادبیات فارسی در تاجیکستان، یرژی بچکا، ترجمه محمود عبادیان و سعید عبانژاد هجران‌دوست، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372.

4. تاجیکان (جلد 1 و 2)، باباجان غفوراف، مؤسسه انتشاراتی عرفان، شهر دوشنبه 1377.

5. تاجیکان در مسیر تارخ، میرزا شکورزاده، انتشارات بین‌المللی الهدی 1373.

6. تاریخ تمدّن آسیای مرکزی (بخش اوّل از جلد اوّل)، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی یونسکو، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1374.

7. جایگاه ایران در آسیای مرکزی، مهدی سنایی (نهاوندی)، انتشارات بین‌المللی الهدی، 1376.

8. روابط فرهنگی ایران و آسیا، مرکز مطالعات ایرانی و بین‌المللی، معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، چاپ آوام 1377.

9. فارسی ایران و تاجیکستان، ایران کلباسی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، انتشارات وزارت امورخارجه، 1374.

10. فرهنگ مصادر زبانها و گویشهای ایرانی تاجیکستان (جلد اوّل)، گروه تحقیق پژوهشگاه، پژوهشگاه فرهنگ فارسی - تاجیکی، 1376.

11. فصلنامه فرهنگ و دیپلماسی، اسماعیل علوی، سال اول، شماره1.

12. کتاب سبز تاجیکستان، عباس ملکی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1374.

13. نگاهی یه ایرانشناسی و ایرانشناسان کشورهای مشترک‌المنافع و قفقاز، الهامه مفتاح- دکتر وهّاب ولی، انتشارات بین‌المللی الهدی، 1372.

14. زبان و ادب فارسی در تاجیکستان، مهراب اکبریان، بروشور شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی.

15. انکارتا 2001م.

16. پایگاههای اینترنتی.

17. گزارشات رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان.

18. گزارشات وزارت امور خارجه.