گونه‌شناسی مدارس در نظام آموزش‌وپرورش ایران

7 مرجع تصمیم‌گیری 23 گونه مدرسه را در چارچوب نظام آموزش‌وپرورش رسمی کشور پدید آورده‌اند. این مدارس را می‌توان بر پایه 7 مؤلفه از یکدیگر متمایز ساخت. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با تأکید بر تحلیل اجتماعی پیامدهای انواع مدارس به گونه‌شناسی مدارس در نظام آموزش‌وپرورش ایران پرداخته است.به گزارش پایگاه خبری رب مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در 11اسفند1395 با تأکید بر تحلیل اجتماعی پیامدهای انواع مدارس، گزارش کارشناسانه‌ای با عنوان گونه‌شناسی مدارس در نظام آموزش‌وپرورش ایران منتشر کرد که مرورش در این روزها به‌بهانۀ مصوبه مجلس شورای اسلامی دربارۀ حذف تنوع مدارس در نظام آموزشی ایران لطف دارد.

در چکیده این گزارش کارشناسی آمده است:

جامعه‌شناسان نهاد آموزش رسمی یک کشور را یکی از تأثیرگذارترین نهادها در ایجاد عدالت اجتماعی دانسته‌اند. مطالعات نشان می‌دهد، پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان تا حد زیادی تحت تأثیر سابقه آموزشی و نقطه شروع تحصیلی آنان است. در شرایطی که متغیرهایی چون پایگاه اقتصادی و اجتماعی خانواده و میزان هوش و استعداد تحصیلی کودکان مبنای جداسازی آنان در مدارس قرار گیرد، در این صورت نهاد آموزش در جهت تقویت و تداوم نابرابری‌های اجتماعی (تبعیض) عمل کرده است.

در جامعه ما طی سه دهه اخیر، تکوین و تأسیس گونه‌های متعدد مدارس، با چنان سرعتی رخ داده که هنوز مجال کافی برای تأمل در مبانی، اهداف، الزامات، تفاوت‌ها و پیامدهای اجتماعی و آموزشی انواع مدارس برای بازیگران این عرصه فراهم نشده است. به‌طوری که درحال‌حاضر، تنوع مدارس در نظام آموزش‌وپرورش رسمی ایران، مدیران و مربیان، اولیا و حتی پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت را به‌کلی دچار سردرگمی کرده و علاوه بر آن «اصل رعایت عدالت آموزشی» را نیز زیر سؤال برده است.

هفت مرجع تصمیم‌گیری بالغ بر بیست گونه مدرسه را در چارچوب نظام آموزش‌وپرورش رسمی کشور پدید آورده‌اند. این مدارس را می‌توان بر پایه هفت مؤلفه از یکدیگر متمایز ساخت. این گزارش به تحلیل پیامدهای اجتماعی و آموزشی وجود دو گونه از مدارس با شرح و تفصیل بیشتری پرداخته است.

دوگانه مدارس دولتی و غیردولتی و دوگانه مدارس کم‌هوش و باهوش با توجه به اهمیت و دامنه تأثیرگذاریشان، حجم بیشتری از مطالب را به خود اختصاص داده‌اند. اگر چه درباره سایر انواع مدارس نیز مطالب مختصری ارائه شده است. بدیهی است پرداختن به آثار و پیامدهای اجتماعی تمامی گونه‌های مدارس در یک گزارش، میسر نیست و در سری گزارش‌های بعدی با محوریت بحث «عدالت آموزشی»، دنبال خواهد شد.

گزاره‌های مهم گزارش حاضر دربارۀ وضعیت مدارس در نظام آموزش‌وپرورش ایران را می‌توان در عبارات زیر خلاصه کرد:

اول ـ در نظام آموزش‌وپرورش ایران درحال حاضر، بیست‌ودو (غیر از مدرسه نمونه مردمی) گونه مدرسه فعالیت می‌کنند. این گونه‌ها در دوران پس از انقلاب در ایران شکل گرفته‌اند. اگرچه برخی از آن‌ها همچون مدارس شهریه‌ای، تیزهوشان، استثنایی و بزرگسالان سابقه طولانی‌تری دارند.

برخی نیز دیگر فعال نیستند و به اشکال دیگری تغییر ماهیت داده‌اند. برای آن‌که بدانیم کدام مدارس را جزء گونه مستقل می‌توان به حساب آورد، اسناد قانونی پشتیبان شکل‌گیری مدارس را مبنا قرار داده‌ایم. این اسناد عبارتند از: قانون، اساس‌نامه، آیین‌نامه، مجوز و شیوه‌نامه.

دوم ـ این مدارس بر پایه مراجع و نهادهای قانونی و نهادی در نظام سیاسی ایران، شکل و بُعد گرفته‌اند. هفت مرجع در شکل‌گیری این مدارس دخالت داشته‌اند. در این راستا از مجلس شورای اسلامی تا شورای عالی آموزش‌وپرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌توان نام برد. وزیر آموزش‌وپرورش شخصاً در مورد شکل‌گیری مدارس قرآنی تصمیم‌گیری نموده و آن را به اجرا در آورده است.

اگرچه بعدها مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش را نیز أخذ نموده است. بر این اساس نخستین مسئله، در باب تعدد و تشتت مراجع تصمیم‌گیر در تکوین مدارس گوناگون نمایانگر است.

سوم ـ در تکوین و تأسیس مدارس گوناگون هفت متغیر را می‌توان از هم متمایز ساخت. این متغیرها را در دو دسته عوامل اکتسابی و انتسابی می‌شود طبقه‌بندی کرد. جداسازی مدارس براساس منبع تأمین مالی، شیوه مدیریت یا گروه‌های اجتماعی را می‌توان تفکیک براساس ویژگی‌های اکتسابی دانست و در مقابل، جداسازی کودکان بر پایه ویژگی‌های فردی (اعم از ذهنی و هوشی و جسمی و سنی) را می‌توان تمایزهایی بر پایه ویژگی‌های انتسابی در نظر گرفت.

چهارم ـ هرکدام از مبانی فوق در جداسازی دانش‌آموزان، دارای پیامدهای اجتماعی و تربیتی فراگیری است که قطعاً علاوه بر فراگیران، خانواده‌ها و نهایتاً کلیت جامعه را متأثر می‌سازد. ایجاد مدارس جداگانه بر پایه پایگاه طبقاتی و درآمدی دانش‌آموزان به طبقاتی شدن آموزش دامن زده و آموزش را همچون کالایی وارد مبادلات اجتماعی و فرهنگی می‌سازد. در این صورت به فراگیران به عنوان مشتریان یک بنگاه اقتصادی نگریسته می‌شود که هرچه پول بیشتر دهند، خدمات آموزشی بهتری دریافت خواهند کرد. کیفیت مدارس غیرانتفاعی در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان اثر مثبت گذاشته و نهایتاً دسترسی به آموزش عالی را برای این افراد، امکان‌پذیرتر می‌سازد. به این ترتیب شکاف طبقاتی که از بیرون از نهاد مدرسه وارد مدرسه شده، تعمیق شده و تبعیض، نهادی می‌شود.

پنجم ـ جداسازی مدارس براساس ویژگی‌های انتسابی، اقسامی دارد که برخی از انواع آن پذیرفته و روا تلقی می‌شود و برخی دیگر ناروا و ناعادلانه درک می‌شود. تفکیک و تمایز دانش‌آموزان برپایه ویژگی‌های سنی (مدارس بزرگسال) امری پذیرفته است. همچنین جداسازی دانش‌آموزان به‌لحاظ وجود ضعف‌های جسمی و حرکتی با پذیرش فرهنگ عمومی مواجه است. اما جداسازی دانش‌آموزان به لحاظ میزان هوش و استعداد و ایجاد مدارسی برای تیزهوشان، امری است که ازسوی محققان و عالمان عرصه تعلیم و تربیت، چندان قابل‌دفاع نیست. ایجاد مدارس تیزهوشان، هم به لحاظ پیامدهای تربیتی که برای این نوع دانش‌آموزان دارد و هم به لحاظ آثار و پیامدهای نامطلوبی که بر دانش‌آموزان مدارس عادی دارد، و هم آثار و پیامدهای نامطلوبی که در نظام اجتماعی برجا می‌گذارد، مورد نقد و اعتراض قرار گرفته است.

گزارش یادشده در نهایت پیشنهادهای زیر را جهت سامان‌دهی به این امر ارائه می‌کند:

ـ شورای عالی آموزش‌وپرورش می‌بایست تهیه گزارشی واقع‌گرایانه از ارزیابی عملکرد مدارس گوناگون را دستور کار خود قرار داده و بر پایه اطلاعات و آمارهای شفاف و بر اساس مطالعات انجام یافته، تصویری دقیق و عینی از وضعیت فعلی مدارس گوناگون را تنظیم نماید تا بتواند درباره وجود انواع مدارس تصمیم‌گیری کند.

ـ مجلس یا شورای عالی آموزش‌وپرورش، تعدد و چندگونگی مراکز تصمیم‌گیری در باب تأسیس و تکوین مدارس گوناگون را مدیریت نموده و یکی از این دو نهاد، مسئولیت تام و تمام تکوین این مدارس را به‌عهده گیرد. صدور مصوبه یا قانونی که مداخله سایر نهادها و اشخاص حقیقی یا حقوقی را در تشکیل مدارس گوناگون ممنوع اعالم کند، ضرورت دارد.

ـ تحولات اجتماعی و تغییر ساختار و ترکیب جمعیت موجب شده است که برخی از مدارس که در دو دهه پیش شکل گرفته‌اند، کارکرد و فایده‌مندی خود را از دست بدهند؛ بنابراین شورای عالی آموزش و پرورش باید تصمیم قاطعی درباره ادامه فعالیت این نوع مدارس أخذ کند.

گفتنی است این گزارش کارشناسی را فرحناز حسام و موسی بیات با نظارت علمی علی اخوان بهبهانی و ایروان مسعودی اصل نوشته‌اند.

متن کامل گزارش گونه‌شناسی مدارس در نظام آموزش‌وپرورش ایران با شماره مسلسل 15316 در تارنمای مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی بارگزاری شده است.

3
امتیاز: 3 (1 رای)

ارسال نظر

Image CAPTCHA