شناسایی وضعیت بهزیستی روان­شناختی و درماندگی روان‌شناختی دانش‌آموزان

این نشست توسط گروه پژوهشی سلامت و تربیت بدنی پژوهشکده تعلیم و تربیت و با ارائه آقای دکتر مسلم پرتو و با حضور جمعی از اساتید، اعضاء هیات علمی و کارشناسان حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش، صورت پذیرفت. ایشان یافته های پژوهشی خود را در خصوص "وضعیت بهزیستی و درماندگی روان‌شناختی دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر تهران" به شرح زیر بیان داشتند:

مسأله پژوهش: پژوهش حاضر به شناسایی وضعیت بهزیستی روان­شناختی و درماندگی روان‌شناختی دانش‌آموزان پایه اول متوسطه دوم شهر تهران پرداخته است. هم‌چنین، نقش متغیر جنس و وضعیت اجتماعی و اقتصادی بررسی شده است. سلامت روانی به مثابة وضعیتی از بهزیستی که در آن فرد توانایی‌های خودش را می‌شناسد، با استرس‌های طبیعی و بهنجار زندگی روزانه مقابله می‌کند، دارای سطح سازش یافتگی روانی و فاقد نشانه‌های آسیب شناختی روانی است، قادر به مشارکت در جامعة خودش است، و می‌تواند به‌طور مؤثر و ثمربخش کار کند، تعریف شده است. بهزیستی روانشناختی به کنش وری و تجربة روانشناختی مطلوب و بهینه، و درماندگی روانشناختی به کنش وری پایین و تجارب روانشناختی ناخوشایند و آزارنده اطلاق می‌شود.

سؤال‌های پژوهش: آیاوضعیت بهزیستی روان­شناختی دانش‌آموزان پایه دهم شهر تهران بر حسب متغیرهای اجتماعی و جمعیت شناختی (مانند جنس وضعیت اجتماعی و اقتصادی) متفاوت است؟ آیاوضعیت درماندگی روان‌شناختی دانش‌آموزان پایه دهم شهر تهران بر حسب متغیرهای اجتماعی و جمعیت شناختی (مانند جنس و وضعیت اجتماعی و اقتصادی) متفاوت است؟

جامعه آماری، و نمونه آماری پژوهش: جامعة آماری پژوهش حاضر از دانش‌آموزانی که در سال تحصیلی95-1394در پایه اول دوره متوسطه دوم شهر تهران به تحصیل اشتغال داشته‌اند، تشکیل یافته است. حجم نمونه برابر است با 861 دانش آموز پایه دهم (438 نفر دختر و 423 پسر) که از 40 مدرسه و کلاس پایه دهم مناطق 12، 16، 2، 8، و 19 شهر تهران انتخاب شده‌اند.

ابزارهای گردآوری اطلاعات: در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از مقیاس سلامت روانی (MHI-28، ویت و ویر، 1983؛ بشارت، 1388) استفاده شده است، این مقیاس یک آزمون 28 سؤالی است و دو وضعیت بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی فرد را طی چند هفتة اخیر در اندازه‌های پنج درجه‏ای لیکرت از نمرة 1 تا 5 می‏سنجد. حداقل و حداکثر نمره آزمودنی در زیرمقیاس بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی به ترتیب 14 و 70 است. برخی از عبارت‌ها و جمله‌های مقیاس‏ بهزیستی روانشناختی عبارتند از: احساس خوشحالی، علاقه‌مندی به زندگی، لذت بخش بودن آن، احساس شادی، رضایت و خشنودی، احساس آرامش و آسایش، داشتن سرگذشت جالب و دوست داشتنی، مورد علاقه و محبت دیگران بودن، داشتن آینده‌ای روشن و امیدوار کننده، داشتن روابط دوستانه و صمیمی با دیگران و دوست داشتن دیگران.برخی از عبارت های مقیاس درماندگی روان­شناختی عبارتند از : داشتن اضطراب و نگرانی و دلشوره، تحت تأثیر فشار و استرس بودن، دچار آشفتگی و سراسیمگی بودن، داشتن احساس استرس و عصبانیت، کسل و بی روحیه بودن، ناامیدی و بی اعتنایی نسبت به آینده، احساس افسردگی، داشتن فکر خودکشی و ترجیح دادن مرگ و ... . در این پژوهش، متغیر وضعیت اجتماعی- اقتصادی براساس منطقه آموزشی تعریف شده است.

یافته‌های پژوهش: میانگین نمرات بهزیستی روان‌شناختی برای دختران، پسران و کل نمونه مورد مطالعه به ترتیب عبارتند از: 53.81، 55.99، و54.88 . میانگین درماندگی روان‌شناختی برای دختران، پسران و کل نمونه مورد مطالعه به ترتیب عبارتند از:40.11 ، 36.82، و38.49 . حدود 83 درصد از کل نمونه مورد مطالعه اظهار نموده‌اند که از بهزیستی روانشناختی بالا و خیلی بالا، و حدود17 اظهار نموده‌اند از بهزیستی روانشناختی متوسط و پایینتر برخوردار هستند. حدود 10 درصد از کل نمونه مورد مطالعه اظهار نموده‌اند که از درماندگی روان‌شناختی خیلی بالا، 25 درصد بالا و حدود 40 درصد اظهار نموده‌اند از درماندگی روان‌شناختی در حد متوسط، و 25 درصد نیز کم و خیلی کم برخوردار هستند. نتایج تحلیل‌واریانس‌در مورد مقایسه نمرات‌ بهزیستی روانشناختی بر حسب متغیرهای جنس و مناطق آموزشی نشان داد که دانش آموزان پسر به‌طور معنی‌داری از بهزیستی روان‌شناختی بهتری نسبت به دانش آموزان دختر برخوردار هستند و دانش آموزان مناطق12،8، 16، 2 و 19 به ترتیب از بالاترین سطح بهزیستی روان‌شناختی برخوردار هستند، یعنی وضعیت بهزیستی روان­شناختی دانش­آموزان منطقه 8 ، در مقایسه با دانش آموزان منطقه 16،12، 2 و 19 بهتر است، اما این تفاوتها از نظر آماری معنی‌دار نیستند.

‌در مورد مقایسه نمرات‌ مقیاس درماندگی روانشناختی بر حسب متغیرهای جنس و مناطق آموزشی، نتایج نشان داد که دانش آموزان دختر به‌طور معنی‌داری درماندگی روان‌شناختی بیشتری نسبت به دانش آموزان پسر دارند. هم‌چنین، دانش‌آموزان مناطق 19، 8، 2، 16 و 12 به ترتیب از بالاترین سطح درماندگی روان‌شناختی برخوردار هستند، به این معنی که درماندگی روان­شناختی دانش آموزان منطقه 19، از منطقه 8، 2، 16، 12 بیشتر است اما صرفاً تفاوت بین دانش‌آموزان منطقه 19، با مناطق 8، 2، 16 و 12 از نظر آماری معنی‌دار است؛ در حالی که تفاوت بین دانش‌آموزان مناطق 8، 2، 16 و 12 از نظر آماری معنی‌دار نیست.

نتیجه‌گیری و پیشنهاد: نتایج پژوهش حاضر و پیشینۀ پژوهشی مرتبط نشان می‌دهد که یکی از چالش‌های جدی نظام آموزشی، تهدید سلامت روانی- اجتماعی پاره‌ای از دانش‌آموزان، به‌ویژه در دورۀ نوجوانی و درگیری آنان با طیفی از احساسات و هیجانات منفی و برخی از علائم درماندگی روان‌شناختی و مشکلات رفتاری است. به نظر می‌رسد توجه به حفظ و ارتقای سلامت روانی دانش‌آموزان، کنترل و کاهش تهدیدکننده‌ها و عوامل خطرساز و ارتقای توانمندی‌های روانی- اجتماعی آنان، به‌ویژه در دانش‌آموزان آسیب‌دیده و در معرض خطر بالا، از نیازهای جدی و اساسی است. بنابراین، تعریف و تعیین رسالت و مأموریت ذاتی و اصیل برای نظام آموزش‌وپرورش در این زمینه ضروری است. به نظر می‌رسد یکی از گام­های اساسی و راهکارهای جدی حل این مسائل، دستیابی به رویکردها و روش‌های درست در زمینة پیشگیری، حفظ و ارتقای سلامت روانی- اجتماعی دانش‌آموزان است. تحقق این مهم مستلزم آن است که این موضوعات به عنوان یکی از نیازهای اساسی و حیاتی آموزشی و تربیتی دانش‌آموزان تلقی شود. با اتخاذ چنین رویکرد تحولی و اصلاحی به کارکردها و مأموریت‌ها و اهداف اساسی و اصیل نظام آموزش‌وپرورش، این امکان فراهم می‌شود که برنامه‌ها، طرح‌ها و مداخلات روانی- آموزشی معطوف به تحول روانی- اجتماعی و پیشگیری و ارتقای سلامت دانش‌آموزان، در متن برنامه‌های رسمی پرورشی و آموزشی و درسی تعریف شود.

پژوهشگر/ان: 
مرجع پژوهش: 
سازمان